eitaa logo
سبل السلام 💠🟢💠
4.8هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1هزار ویدیو
39 فایل
سبک زندگی اسلامی تمدن اسلامی : (طب اسلامی، اقتصاد اسلامی، شهرسازی اسلامی ، تربیت و ...) @Seyedreza_salehi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دفع سنگ کلیه ─┅═ೋ❅ عضویت ❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/erisonteb ─┅═ೋ❅سبل السلام❅ೋ═┅─
🌸 دهه کرامت مبارک 🌸 ان شاءالله امروز سه‌شنبه از ساعت۳ تا ساعت۶عصر عطاری ابا هستم سیدرضا صالحی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواص شنبلیله ─┅═ೋ❅ عضویت ❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/erisonteb ─┅═ೋ❅سبل السلام❅ೋ═┅─
آیا اشکالی دارد که شخصی تنها بخوابد؟ سماعة بن مهران گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم؛ آیا اشکالی دارد که شخصی تنها بخوابد!؟ پس امام (علیه السلام) فرمود:  خوب و صلاح نمی دانم این کار را (کراهت دارد). اما اگر کسی مجبور و مضطر شد به تنها خوابیدن، قبل از تا جایی که می‌تواند ذکر الهی بگوید و سپس بخوابد. 📚 الکافی،ج۶،ص۵۳۳ ─┅═ೋ❅ عضویت ❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/erisonteb ─┅═ೋ❅سبل السلام❅ೋ═┅─
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کرامتی از حضرت سلطان؛ علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام)، در بیان علامه مصباح یزدی «ره» در مشهد، به خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب شدم. صحبت از کرامات حضرت رضا (علیه‌السلام) شد. آقا فرمودند: من بچه بودم که به مسجد پدرم در بازار می‌رفتیم. در مسجد، مُکَبِّری بود به نام کربلایی رضا که نابینا بود و حتی به او کربلایی رضای عاجز می‌گفتند. (آقا فرمودند که مشهدی‌ها به نابینا، عاجز می‌گویند) کربلایی رضای عاجز به مسجد می‌آمد و تکبیر می‌گفت. ما بچه بودیم و سال‌ها بود که او را می‌شناختیم و کوری او را دیده بودیم. روزی من پیش پدرم بودم که این کربلایی رضا آمد، اما بینا شده بود. پدرم از او پرسید: کربلایی رضا، من را می‌بینی؟ گفت: بله آقا و سپس قیافه پدرم را شرح داد. پدرم شنیده بودند که کربلایی شفا گرفته است و می‌خواستند خودشان ببینند. من هم آن‌جا بودم و دیدم همان کربلایی رضایی که هر روز کور می‌آمد، امروز بینا شده بود. این کربلایی دختری داشت که در وقت کوری، دست کربلایی را می‌گرفت و پدر نابینایش را به مسجد می‌آورد. بعد از اینکه در مسجد مستقرّ می‌شد، دیگر به کسی نیاز نداشت. ما جستجو کردیم که چرا شفا داده‌اند. گفتند: سال‌ها بود که این دختر بچه دست کربلایی را می‌گرفت و به مسجد می‌آورد. کم‌کم دختر بزرگ شد و به‌اصطلاح آب و رنگی پیدا کرده بود. روزی بعضی از بچه‌های بازار متلکی گفته بودند و کربلایی هم شنیده بود. او نتوانسته بود تحمل کند و به دخترش گفته بود: دست من را بگیر و مرا به حرم ببر. در حرم، کربلایی به دخترش می‌گوید تو برو خانه من این‌جا می‌مانم. او به امام رضا (علیه‌السلام) عرض کرده بود: آقا! من سال‌هاست که نابینا هستم و حتی یک‌بار هم گله نکردم، زندگی من با فقر گذشته است، اما یک‌بار هم گله نکردم و گفتم تقدیر خداست و من هم راضی هستم به رضای خدا، اما تعرض به ناموسم را تحمل نمی‌کنم؛ یا من را شفا بدهید یا همین‌جا مرگم را برسانید. من دیگر طاقت ندارم متلک‌های مردم را به ناموس خودم تحمل کنم. کربلایی به حضرت متوسل می‌شود و بعد از مدتی خوابش می‌برد. در خواب، حضرت رضا (علیه‌السلام) او را شِفا می‌دهند. مقام معظم رهبری خودشان این داستان را نقل کردند و فرمودند من خودم این جریان را دیده‌ام. ─┅═ೋ❅ عضویت ❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/erisonteb ─┅═ೋ❅سبل السلام❅ೋ═┅─
🌸 دهه کرامت مبارک 🌸 ان شاءالله امروز چهارشنبه از ساعت3 تا اذان مغرب عطاری ابا هستم سیدرضا صالحی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام صادق (عليه السلام) فرمودند:  آدمى را رسوايى همين بس كه جامه اى بپوشد كه باعث انگشت نمايى او گردد يا مركبى انگشت نما سوار شود. كَفى بِالمَرءِ خِزيا أن يَلبَسَ ثَوبا يَشهَرُهُ أو يَركَبَ دابَّةً مَشهورَةً. 📚تحف العقول ص۳۶۹ ─┅═ೋ❅ عضویت ❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/erisonteb ─┅═ೋ❅سبل السلام❅ೋ═┅─
هدایت شده از یادداشت های یک دهه نودی
یک تجربه خواندنی از بچه های مدرسه تمدنی مدینة العلم شهرستان قوچان😊 ۸ اردیبهشت ۱۴٠۴/ سال اول سود من از جوراب فروشی: ۳۵ میلیون تومان!!! از زمانی که ۱۰ یا ۹ ساله بودم، مشغول جوراب فروشی شدم. سه سال پیش یک به من گفت که استعداد این کارُ دارم و اینکه در اسلام بسیار مهمه و احادیث زیادی در این زمینه داریم. مثلا امام صادق می فرمایند: ترك التجارة ينقص العقل(من لایحضره الفقیه ج۳ص۱۹۲/ تهذیب الاحکام ج۷ص۲). یعنی رها کردن تجارت عقل رو کم میکنه. طبق این گفته امام صادق علیه السلام، تجارت در عقل و حتی ما تاثیر می گذاره. جوراب فروشی خیلی چیزها به من یاد داد. مثل انواع مردم، مردم و اینکه با هر کسی باید چه جوری رفتار کنی. تو بعضی از مغازه ها که می رفتم ازم جوراب نمی خریدن و حتی مسخره هم می کردن و کلی بدُ بیراه می گفتن. وقتی از اونجا میومدم بیرون انگیزم رو از دست می دادم. حتی یادمه یک بار گریه هم کردم. ولی برعکس تو بعضی مغازه ها با حرف هایی که میزدن، بهم انگیزه می دادن. می گفتن تو که از الان کارو شروع کردی، بدون که آدم موفقی میشی. از اون موقع فهمیدم باید حرف مردم برام مهم نباشه و من راه خودم رو برم. خلاصه که از این چند سالی که جوراب فروختم، خاطره های عجیبی دارم. مثلا یک روز که داشتم جوراب می فروختم، دو سه تا پسر بزرگتر از خودم جلوم رو گرفتن و گفتن دیگه اینورا سبز نشو، چرا کارو مارو خراب میکنی، دیگه اینورا نبینیمت. من اون موقع ترسیده بودم ولی بعد که اوضاع آروم شد، منم آروم شدم. یا مثلا یک بار رفتم داخل مغازه به مرده گفتم: عمو نمیخوای؟ اون مرد نه تنها ازم جوراب خرید، بلکه چند تا ساعت خفن و قشنگ جلوم گذاشت و گفت: از اینا هر کدوم رو دوست داری بردار برا خودت. اولش نمی خواستم قبول کنم ولی بعد با اصرار های اون مرد برداشتم. اکرم می فرمایند: به یکدیگر هدیه دهید، تا محبوب هم شوید، به یکدیگر دهید زیرا کینه ها را از بین میبرد(كافي شریف ج۵ ص۱۴۴). من هم از اون مرد به خاطر هدیش خیلی خیلی تشکر کردم و خوشحال شدم. چند روز پیش نشسته بودم و کل پولی که تو این ۳ سال از جوراب فروشی به دست آوردم رو حساب کردم. چیزی حدود ۳۵ میلیون سود جوراب فروشیم شد. با این پول یک دوچرخه خریدم، بعدش یک گوشی، بعد رفتم و بعدش هم نصف پول مدرسه ام رو تونستم بدم. البته من هر وقت وسط سال کار میکنم، ۲ تا ۵ میلیون هم اونجا درآمد دارم. هر وقت دوست داشته باشم می کنم و معمولا شیفت صبح میرم سر کار. از ساعت ۱۱ تا ۱ ظهر، تو این دو ساعت بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیونُ پونصد کار می کنم. بیشترین رکوردم تو دو ساعت دو میلیونُ نیم بوده. من این کار رو دوست دارم و از این کار خجالت نمی کشم. ازینکه همچین توصیه هایی در داریم، که تونست اینقدر منو کمک کنه هم خیلی خیلی خوشحالم. @dahe90notes