. اِرمیا .
میگی هزینهی مراسم تشییع رهبر از پول بیتالمال ماست؟! نه دیگه شماها سهمتون از بیتالمال اون آمبول
دیگه تو که وسط جنگ میگفتی زیر ساخت؟ خب بزنه بهترشو میسازیم که راجب هزینههای هر روز تعطیلی کشور نظر نده
. اِرمیا .
یکی از بزرگ ترین آرزوهای زندگی من دیدن شما از نزدیک بود . حتی اون روزهایی که تحت تاثیر جامعه روبه
بالاخره اومدم ؛ بالاخره از فاصلهی نزدیک دیدمت .
همیشه فکر میکردم اگه یه روزی فرصتی بشه و از فاصلهی کم نگاهتون کنم بعدش تا هفتهها سرخوشم و تاابد با به یاد آوردن اون لحظهها میخندم
اما خب حالا ؛ در عجبم از خودم چجوری با این حجم مصیبت که داره قفسهی سینهمو میشکافه زندمو نفس میکشم؟
آقا ؛ چطور ما فردا بخونیم ، اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا ؟ :)
. اِرمیا .
آقا ؛ چطور ما فردا بخونیم ، اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا ؟ :)
خب نمازم خوندیم دیگه بسه به نظرم وقتشه از خواب بیدار شیم آقا بیاد سخنرانی کنه
فقط منتظر بهونهام که گریه کنم ؛ عذاب وجدان ول نمیکنه منو که..
آقا حلال کن مارو ، من خیلی جاها میتونستم بیشتر و بهتر ازت دفاع کنم ولی نکردم . تا ابد شرمندهتم بزرگمرد
نماهنگ دیدم که جانم میرود.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
خواستم از غم تو بمیرم
توان نبود
از بس که میشدیم به حسرت از اون جدا
خون میچکد روز وداع از نگاه ما ..
"میگویند بعد سالها قرارست تهران را ترک کنید
اما میشود نروید؟
میشود مارا تنها نگذارید؟"