eitaa logo
ع‌رفان.
87 دنبال‌کننده
11 عکس
2 ویدیو
0 فایل
بماند جاویدان، برای نخستین نسلی که از من متولد شد.
مشاهده در ایتا
دانلود
Mohsen Chavoshi1_28071179355.mp3
زمان: حجم: 8.9M
«غم تو هنوز هم پر شالُمه، چه‌قدر که غمت توی اقبالُمه.»
ع‌رفان.
در کانون تاریخ کربلا، جایی که خون و اشك باهم درهم آمیخته بودند تا نقشهٔ جاودانگی را ترسیم کنند، نامی بود که از شکوه، زمین را لرزاند و از وفا، آسمان را به سجده واداشت: عباس بن علی علیه‌السلام. او تنها یک جنگجو نبود، او تجسم «پرچم» بود، اما نه پرچمی از پارچه و رنگ، بلکه پرچمی از ایمان که در طوفان بلا، هرگز فرو نمی‌افتاد. عباس، آن کسی بود که وقتی عطش، گلوها را می‌سوزاند و تشنه‌کامان به دنبال قطره‌ای آب بودند، او در میانهٔ میدان، میان تیغ و خیز نیزه‌ها، تنها به یك چیز اندیشید: آبروی خاندان پیامبر.‌ او در مسیر فرات، میان رود و عطش، در حقیقت میان «خواستن» و «بودن» ایستاد. عطش بود که فریاد می‌زد: «بیا و بنوش»، اما وفای او زمزمه می‌کرد: «چگونه لب بر آب گذاری، در حالی که لب‌های زینب و عطش سیدالشهدا علیه‌السلام هنوز با خاك تشنه پیوند دارد؟» ای قمر بنی‌هاشم، تو آن ماه تمام‌عیاری بودی که در سیاهی شب کربلا، نه برای روشنایی خود، بلکه برای هدایت جان‌های سرگشته، بر فراز پهنای وجود تابیدی. تو آن دستی بودی که اگرچه از میان رگ‌ها جدا گشت، اما قدرت چنگ‌زدن به حقیقت را در تمام اعصار، به ما آموخت. عباس، یعنی آنجا که شجاعت، با فروتنی، آغوش باز می‌کند. جایی که قدرت، در برابر محبت، زانو می‌زند و وفاداری، به زیباترین واژه در لغت‌نامهٔ بشریت تبدیل می‌شود.
هدایت شده از ع‌رفان.
از الان به نهمین شب محرم فکر می‌کنم، قلبم را می‌گیرم و دلم سرتاسر آتش می‌شود. حرف دلم رو فقط ام‌البنین می‌دونه.
اگر امشب اشکی جاری شد، من‌رو هم به‌یاد کنید.🤍
امشب، شبی‌ست که حتی ستارگان هم برای تماشای صلابت تو، پلك نمی‌زنند.
هنگامی که سخن از حسین علیه‌السلام می‌گویند، کلمات در برابر عظمت این نام، به لکنت می‌افتند و معنا در آستانهٔ هیبت او، سر به زمین می‌گذارد. حسین، تنها یك نام نیست، او قافیهٔ ازلی کلمه حق است که در ردیف ایثار می‌نشیند و ترانهٔ جاودانهٔ ایستادگی را در گوش تاریخ می‌خواند. او، خورشیدی است که در اوج تاریکی ظلمت، نه برای روشنایی مادی، بلکه برای بیداری روح‌های خفته، در میانهٔ تلاطم خاك و خون، شعله کشید. کربلا، آن پهنهٔ بی‌کران عطش، نه تنها تلاقی تیغ و نیزه، که نقطهٔ جوش عشق بی‌کران بود، جایی که در آن، خون بر شمشیر پیروز شد و معنا بر ماده چیره گشت. ای سیدالشهدا، ای که در اوج تنهایی، در میانهٔ میدان، با تمام وجود، معنای بندگی را بازتعریف کردی. تو به ما آموختی که شکوه، در مادیات نیست، که در ایستادگی بر سر اصل خویش است. تو آن تك‌درختی بودی که ریشه‌هایش در قلب آسمان بود و شاخه‌هایش، سایه‌سار عدالت بر سر نسل‌های متمادی. هربار که خورشید از افق برمی‌آید، گویی بازتابی از آن نور کربایی است که هرگز خاموش نشد. و هربار که انسانی در برابر ظلم، سر را بالا می‌گیرد، بدان که در رگ‌های او، قطره‌ای از آن خون مقدس و نبض جاویدان حسین‌عليه‌السلام جاری است.