در راهرو لامپهایی داشتیم که
شب هم روشن بود. هادی ذوالفقاری آنجا در سرما مینشست و درس میخواند.
وقتی به او میگفتیم که چرا اینجا درس میخوانی؟!
میگفت: من این درس را برای خودم
میخوانم، درست نیست که از نوری که
هزینه آن از طریق بیتالمال پرداخت میشود استفاده کنم.
#شهیدمحمدهادیهادیذوالفقاری
ʚ@ertiabɞ
میگفت:
تسبیحاتحضرتزهرارو
بدونِتسبیحبگید..!
بابندبندھایِانگشتکهبگی
روزقیامتهمینابهحرفمیان
شھادتمیدنکهباهاشونذکرگفتی..!
#شھیدحمیدسیاهکالیمرادی
#شهیدساداتی
هدایت شده از پناهگاهاَمن🌱
پناهيان4_5983522474262800749.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
📻🌿 ؛
ــــ ــــــ ــــــــ
همون لحظه که میگی خدایا ببخش
خدا میبخشه...(:
ناامیدی چرا...!؟✨
#پادکست🌱
#استادپناهیان
@panahgah_amn
یه جا نوشته بود؛
اونی که بیشتر از سنِّ خودش میفهمه،
کمتر از سن خودش زندگی میکنه .
"التیامِ زخمهام"
در راهرو لامپهایی داشتیم که شب هم روشن بود. هادی ذوالفقاری آنجا در سرما مینشست و درس میخواند.
از شهید ذوالفقاری پرسید :
چطوری از دنیا باید دور شیم ؟
گفت : تقوا و امام حسین (علیه السلام)
ʚ@ertiabɞ
اگر بهم بگن چه دستاوردی از روزهایی که گذشت داشتی؟
میگم تونستم زنده بمونم، توروزهایی که حتی نفس کشیدن هم برام ممکن نبود.»