مراسم ِ شهید محمد حسین عزیزی بود؛ واقعاً این پسر با وجود ِ کم سن و سالیش خیلی بااخلاص بود
گاهی نباید صبر کرد، باید رها کرد و رفت ک بدانند اگر مانده بودی رفتن را هم بلد بودی.
"التیامِ زخمهام"
غافل از اینك زندگی و شیرینی درست دقیقا همین روزاست ك داره میگذره و ما دیگ این روزارو زندگی نمیکنیم!.
ما هیچ گاه به این روزها بر نمی گردیم!
خانوم مجهول پرِ زخمه!
پر زخم های التیام یافته نشده ست؛
از تمامِ دنیا فقط مکان هایِ مقدس را میخواهد! او میخواهد تا ابد در مشهد و کربلا و پیش شهدا تنفس کند!