"التیامِ زخمهام"
به نظرم ماجرا از شب عاشورای پارسال شروع شد؛
از آن لحظهای که پرده حسینیه بالا رفت و شما بعد از غیبت چند هفتهای پا در حسینیه گذاشتید و ما همه فریاد زدیم: «ببر به شهر بشارت که شهریار آمد»
ما همیشه بند ِدلمان گره بر شال شما داشت و این بار بیشتر دنبالتان کشیده شده بود.
هیچ وقت فکر نمیکردیم یک روز برای دیدن شما اینجور طاقت از کفمان برود..
در فرصت ۱۲روزهٔ جنگ، دل نگرانتون بودیم ك رهبرمون کجاست؟!(:
قربونتون آقاجان(:
ما میدانیم ك چطور در این ۴۶سال ذره ذره نظام رو ساخته بودید برای روزهای سخت.
اکنون ما نمیدانستیم ك در کمتر از یکسال در صف عزادارانتان خواهیم ایستاد.
امشب ما و همهٔ آنها چشممان به پردهٔ حسینیهٔ خشک شد. نیامدید که نیامدید که نیامدید...💔
از عاشورای سال ۶۱ هجری قمری،
دیگر زمان از عاشورا نگذشته است و همه روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو میگردد تا ببیند که چون صدای هَل مِن ناصرِ امام عشق برخیزد، چه میکنیم؟
-شهیدآوینی!...
اسداللهی و رحیمیان-حرم_حسین-.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
من تو دلم ۱۵۴۲۴۲۵۲۵۶۱۶۱۷۱۷ پاراگراف حرف مونده که نیازِ به امامحسین بگم(:
یه کربلامون نشه آقا؟!
کاش بروم و ببینم ك درد و سنگینی و غصه و وزن سنگینِ بقایای ِگفتمان پوسیده از روی دلم برداشته شده و امام حسین با یه پوف همه ی گرد و خاک های روی دلم رو پوفونده.
مداح درست میگه، شیرین تر از بغل ِ مادر حرمِ حسین(:
"التیامِ زخمهام"
من تو دلم ۱۵۴۲۴۲۵۲۵۶۱۶۱۷۱۷ پاراگراف حرف مونده که نیازِ به امامحسین بگم(: یه کربلامون نشه آقا؟! کا
دوست دارم چون تو حسینی عزیز ِ دلم، نکنی ولم!..
[امام حسین، یعنی محرم سال بعدتو میبینم؟]
امسال دهه اول ِ محرم با همه محرم ها برام متفاوت بود. .
هم آقامون نبود و هم
حال ِ دل من خراب و بی تاب..
میگفتم میرم شهرستان
و هیچی از محرم نمیفهمم..
اما.. قربون ِ امام حسین برم الهی.
که شهرستان هم هوامو داشت...💔
دیدم چقدر شهرستان ها با آداب های عزاداری و سنت های ِشیرین
و روضه های خانگی دلاشون بیشتر از من ِ دلدار ِروضه های بزرگ ، پیش امام حسینه. .
محرم امسال بمونه یادگار از وصف ِ روزهای سختی ك داشتم اما باز حسین بود مرهمِ خستگی هایمان(:💔
اندر احوالاتِ خانومی به مجهولی ِروزگار.
ریان ابن شبیب جد ما رو غریب گیر آوردن،
ریان ابن شبیب آبو واسه حبیب دیر آوردن.