30 اوت، 14.27.m4a
حجم:
4.2M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۴۷)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۴۷
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
عشق مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۷) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۴۷ ╭───────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه:
پارت (۴۷)
دنیا هم خیلی ساده است،هم خیلی پیچیده. ساده؛ این دو دوتا چهارتا. پیچیده است و هزار مجهول داره، طوری که اگر بیفتی وسطش تا بخوای حلش کنی تموم میشی و مجهولها هنوز باقی هستند.
اگر میخوای ساده و آرام جلو بری،از بغل خدا پایین نیا.
خودش دنیا را خلق کرده،خودش چیده،خودش تو را آفریده،خودش هم همه زیر و بم تو رو میدونه.
آرام و شیرین و پر لذت و با نشاط جلو میبردت.
نمیگم بی مشکل...
میگم آرام: در مشکلات هم سرپا میمونی و آرامی.
در سختیها نشاط داری و ناامید نمیشی.
هستیت نیست نمیشه با خدا.
دور و برت رو نگاه کن. این سبکی کم میبینی. همه هم حسرتشون رو میخورن و دوسشون دارن.
اینا راحتترین راه رو میرن. راه خدا .
آدم خودشون حرص میزنن که بیشتر از حد نیازشون یا خارج از محدوده نیازشون بار بزنن لذت ببرن؛ میافتن به سختی و پیچهای گم شدنی.
همه این محبتها رو خدا میریزه تو دست و پای آدماش.
بالاتر از اون هم،اینه که تنها توی این سرزمین ولمون نکرده.
برامون امام فرستاده.
یه احترام دیگه هم میذاره،اینه که امام را از جنس خودمون راهی این زمین کرده.
یکی که مثل ما میبینه ،میشنوه ،مریض میشه، خوشحال میشه،زار و زندگی داره...
ما آدمها رو درک میکنه. حسمون میکنه. حسامون رو میفهمه.
اگه فرشته بود، داد ما آدمها میرفت هوا که ای بابا مثل ما نیست که،درکمون نمیکنه.
این امام مثل خداست.
دوسمون داره. سرش داد میزنند کنار نمیکشه.
اذیتش میکنن خسته نمیشه.
حرف خدا رو میزنه. گوش نمیدیم هم ، بی خیالمون نمی شده.
مثل خداست .
بهونه می آریم ، نازمون رو میخره. دستش همیشه سمت ماست تا اگر خواستیم و کارش داشتیم اذیت نشیم.
با این که ما دستمون رو پشت سرمون نگه داشتیم تا مبادا.
#کتابخانه_نور
#پارت_۴۷
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
☘ ذکر روز یکشنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#ذکر
#روز
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
قسمت هشتم مبحث دفـ📛ـاع از خود:
🟡: حالا واقعا ما چـ🤨ـرا باید از خودمون دفاع کنیم؟
🔴: در یک کلمه دفاع از خود برای ما *قــــــــــدرت* میاره.
چیزی که بــشر دنبال اونـ🤫ـه!
🟡: آیا این قدرت خـ♥️ـوب هست ؟ قــطعاً !
چون باعث احترام به خود میشه و انسان خوب به خودش احـ❤️🔥ــترام میذاره.
🔴: انسانهای پـ❌ـست و دون حداقل مشکلاتی که براشون پیش میاد اینه که در جـ😡ـنگ با خودشون هستن.
این یعنی نتونستن احترام به خود و دفاع از خود رو زندگی کنن.
یا در یک کلمه آدم *ضعـ☹️ـیفی* هستن.
🟡: چرا گفتیم اگر احترام به خود رو زندگی کنیم دیگران نمیتونند به ما بیاحترامی کنند؟ چون ما رو شخص قدرتمندی میبینن✅✅.
معنای قـ🔗ـدرت، معنای بدی نیست..
اکثراً فکر میکنن وقتی از قدرت صحبت میکنیم منظورمون وحــ🗡ـشیگری هست..نه !
🟢: *"قدرت به معنای اقتدار ، ابهت ، قامت، ایستادگی و ثبات هست."*
که تمامی اینا صـ🔥ـفات خداوند هست..
*هو القدیر ، هو القادر..*
این دفاع از خود به ما قدرتی میده که هیچ جا احساس ضعـ💪ـف نمیکنیم..
‼️: میرویم در دل کار و به خود میگوییم از پسـ🙂↕️ـش برمیاییم ..
#یک_قطره_آگاهی
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
-971137095757193471_83128573232542.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۴۸)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۴۸
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
عشق مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۸) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۴۸ ╭───────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه:
پارت (۴۸)
مهدوی حرف میزند و من فکر میکنم. بار اول نیست این حرف ها می شنوم ؛ اما اولین بار است که با این لحن و این چینش میشنوم. اوضاع افتضاحی داریم . میگویم:
ـ من متوجه نمیشوم که چه ضرورتی داره بودن این امام. عقل دارم که خودم.
ـ یادته گفتی عقل. و خدا داده. همین خدا میگه عقل ظاهری ، یعنی امام . من میگم چه ضرورتی داره معلم فیزیک و کتاب کمک درسی و قلم چی . فقط کتاب فیزیک، فقط کتاب شیمی ، فقط کتاب ریاضی کافیه دیگه. خودت این حرف رو از من قبول نمیکنی. میگی کتاب بی معلم نمیشه که ... اون که یه درسه وحید. این یه زندگیه ، یه زندگی ! یه عمر. کودکی و جوونی و پیری . خوشبختی بدبختی. هم جسم و هم روح . میشه بی همراه ؛ بی راه بلد .
ـ نمیشه بی امام. لشکر بی فرمانده دیدی ؟ کشور بی رهبر ؟ خونه بی پدر و مادر ؟ مدرسه بی مدیر ؟ اینا کوچیکه ....
انسان ، یک عمر زندگی ، بی امام !؟
امام محبت میکنه ؛ پدر مهربانه
مثل یه برادر ؛ دلسوز و همدله
مثل یه رفیق ؛ همراهته
امام راه رو نشون میده. چراغ روشن میکنه برای راهت. دل میسوزونه برای خطاها و اشتباهات.
امام کمکت میکنه، رفیق برای رفیقش چهکاره میکنه ؟
امام محبت بهت میکنه ، پدر و مادر برای بچه هایش چه کار میکنه؟
امام پشتیبانی میکنه ، برادر در حق برادرش چه کار میکنه ؟
این امام جلوی لذت بردناتو نمیگیره. یادت میده که به جای اینکه توی جوب آب شیرجه بریدو سرت بخوره به سنگ کف جوب ، شنا کنی توی دریای لذت ها ...
همون لذت هوایی که خدا خلق کرده برای تو. توهم خلق شدی برای اونا!
خدا که خودش خلق کرده نیازی نداره که ؛ به شوق لذت بردن تو خلق کرده ، میگه ای جون که کیف میکنی. الآن که چیزی نیست.
میبرمت بهشت هزار برابر بهت میدم.
فقط تو بخواه . خودت را بخواه...
امام زمان ، خواستنی ترین مخلوق خداست وحید.
او خیلی تورو میخواد
نگاهش رو بخواه و بگیر وحید
حالت خوب میشود... خوب
#کتابخانه_نور
#پارت_۴۸
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
☘ ذکر روزدوشنبه
ــــــــــــ💚ـــــــــــ
🕋 به نیت صد مرتبه
#ذکر
#روز
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
🌑 شهادت مظلومانه خورشید یازدهم 🌑
در هشتم ربیعالاول، آسمان دوباره سیاهپوش شد و دلها در ماتم غروب خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیهالسلام، گریان. 🥀
مردی که در سکوت و غربت، اما با صبری زینبی، رسالت امامت را تا واپسین لحظه به دوش کشید.🏴
او را در حصار خلفای عباسی، میان دیوارهای تنگ سامرا محبوس کردند، اما نتوانستند نور ایمان و هدایت را در وجودش خاموش کنند. زندگیاش کوتاه بود، اما پر از روشنی برای دلهایی که در تاریکیِ جهل و ستم، به دنبال راه بودند.✨🖤
شهادت این امام همام، نه تنها پایانی بود بر یک زندگی مقدس، بلکه آغازی بود بر دوران غیبت، بر غربتِ دلتنگان، و چشمانتظاری شیعیان.🖤
ای امام عسکری، ما هنوز در حسرت نگاهی از فرزندت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) ماندهایم؛ دعایمان کن، تا این شبهای بیفجر، به صبح ظهور برسد...🖤
🖤 شهادت جانگداز امام حسن عسکری علیهالسلام تسلیت باد. 🖤
#شهادت
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
قسمت نهم مبحث دفـ📛ـاع از خود:
🔴: ما معنی قدرت را اشـ❌ـتباه فهمیدیم .
*کسی که مانند نتانیاهو آدم میکشد خیلی آدم ضـ🤏ــعیفی است.
این شخص از جنگ با خودش در حال آدم کشتن است.
🟢نمیتواند خودش را رشـ🌱ـد بدهد و به کمال برسد، فکر میکند اگر آدم بکشد به کـ💚ـمال میرسد.
چون این کشتن مانند آب شـور است هرچه که از آن میخورند تشنگیشان برطرف نمیشـ🫗ـود ..
🔴واقعا نتانیاهو چه میخواهد از جان مردم فلسطین؟ از جان مردم ایران؟
قدرت ظـ😏ــاهری دارد اما باطنی نه..آرامش هم ندارد..
🟢دفاع از خود و احترام به خود آنجایی شکل میگیرد که ما احســ❤️🔥ـاس قدرت کنیم.
*بهمان میگویند نمیتوانی..از پسش بر نمیآی..
میگویم میتـ🙂↕️ــوانم را چون باور دارم به خودم.
🔴احترام به خود را تشخیص دادم و فهمیدم که توانمندم.
چون میدانم که من از خــ❤️ـداوندم.
خدایی که توانمندترین است و به قدرت درون خودم ایمان دارم.
ایمان دارم که من از نـ🌞ـوری هستم که آن نور کن فیکون میکند..
#یک_قطره_آگاهی
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
1 سپتامبر، 17.08.m4a
حجم:
4.1M
پادکست کتاب سو من سه💚
گویـ🔉نده: مائده آقاجانی
پارت(۴۹)
#کتابخانه_نور
#پادکست
#پارت_۴۹
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
عشق مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۹) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۴۹ ╭──────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه:
پارت (۴۹)
پدر و مادر علیرضا اینجا هم دعوا دارند. آقای مهدوی آرامشان میکند و البته با احترام هم بیرونشان.
دور علیرضاییم که هنوز با چهره زرد و بدن پربخیه روی تخت بیمارستان است و بعد از یک هفته آمده بخش. بخش بخش شده بود که با زور نخ و سوزن وصل شده فعلاً. آقای مهدوی مصطفی را بایکوت کرده که چرا مطلع بوده و او را خبر نکرده. من را اما تحویل میگیرد حسابی. مصطفی کلاً طفل یتیم مهدوی است. هر کس هر اشتباهی میکند،مصطفی یک دور تنبیه میشود. جواد رحما مروت ندارد و رک از علیرضا میپرسد:
ـ انقدر خری که نفهمیدی باید چه کار کنی.
علیرضا لبخند پیرزن فرانسوی که نه،طبق قند نقاش زشت فرانسوی را هم نه،کلاً لبخند ندارد که بزند. نگاه عاقل اندر سفیه اما دارد که حواله جواد کند. مصطفی اما مدافع حریم از طفلک. میگوید:
ـ اینا از قبل رو مخ علیرضا کار میکردند؛ با بحث رفاقتی و بچه همسایگی و همبازی. علیرضا به خاطر حرفا و بحثهایی که کم و بیش خونده بود باهاشون مخالف بوده. اینا دو سال خودشون رفته بودن تو تارعنکبوت، علیرضا رو حریف نمیشدند همراهشون بکشن، جز همون دو سه ماه اول که بعدش علیرضا اومد خونه آقای مهدوی و بعد هم چند سری کوه و جواب و سوال میکشه بیرون از بینشون و شروع میکنه نقد کردن.
هرچی تلاش میکنن فایده نداشته،تا اینکه تهدیدش میکنند. آخراش علیرضا یه اشتباهی کرد و گفت من لو میدم شما رو. اینام چند روز جلوی علیرضا کوتاه اومدن که بهش بگن دارن فکر میکنن و... تا اینکه اون روز به عنوان اینکه بریم دور بزنیم و حرفاتو بشنویم،سوارش کردند.
علیرضا نمیدانست نقشه آنها چیست. هیچکس حدس نمیزد که سه تا دوست و همبازی کودکی انقدر پست بشوند. ۱۴ تا چاقو توی ماشین زده بودن به بدن علیرضا و...پدر و مادر علیرضا اینجا هم دعوا دارند. آقای مهدوی آرامشان میکند و البته با احترام هم بیرونشان.
دور علیرضاییم که هنوز با چهره زرد و بدن پربخیه روی تخت بیمارستان است و بعد از یک هفته آمده بخش. بخش بخش شده بود که با زور نخ و سوزن وصل شده فعلاً. آقای مهدوی مصطفی را بایکوت کرده که چرا مطلع بوده و او را خبر نکرده. من را اما تحویل میگیرد حسابی. مصطفی کلاً طفل یتیم مهدوی است. هر کس هر اشتباهی میکند،مصطفی یک دور تنبیه میشود. جواد رحما مروت ندارد و رک از علیرضا میپرسد:
ـ انقدر خری که نفهمیدی باید چه کار کنی.
علیرضا لبخند پیرزن فرانسوی که نه،طبق قند نقاش زشت فرانسوی را هم نه،کلاً لبخند ندارد که بزند. نگاه عاقل اندر سفیه اما دارد که حواله جواد کند. مصطفی اما مدافع حریم از طفلک. میگوید:
ـ اینا از قبل رو مخ علیرضا کار میکردند؛ با بحث رفاقتی و بچه همسایگی و همبازی. علیرضا به خاطر حرفا و بحثهایی که کم و بیش خونده بود باهاشون مخالف بوده. اینا دو سال خودشون رفته بودن تو تارعنکبوت، علیرضا رو حریف نمیشدند همراهشون بکشن، جز همون دو سه ماه اول که بعدش علیرضا اومد خونه آقای مهدوی و بعد هم چند سری کوه و جواب و سوال میکشه بیرون از بینشون و شروع میکنه نقد کردن.
هرچی تلاش میکنن فایده نداشته،تا اینکه تهدیدش میکنند. آخراش علیرضا یه اشتباهی کرد و گفت من لو میدم شما رو. اینام چند روز جلوی علیرضا کوتاه اومدن که بهش بگن دارن فکر میکنن و... تا اینکه اون روز به عنوان اینکه بریم دور بزنیم و حرفاتو بشنویم،سوارش کردند.
علیرضا نمیدانست نقشه آنها چیست. هیچکس حدس نمیزد که سه تا دوست و همبازی کودکی انقدر پست بشوند. ۱۴ تا چاقو توی ماشین زده بودن به بدن علیرضا و...
#کتابخانه_نور
#پارت_۴۹
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯
✨ آغازِ امید؛ آغازِ امامت خورشید پنهان ✨
هشتم ربیعالاول، با همهی اندوهی که از شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام در دلهاست، اما در دلِ همین غم، نوری میدرخشد...✨
نوری از جنس وعدهها، از جنس نجات، از جنس حضور یک حجت الهی در پس پردهی غیبت.🤍
در این روز، امامت به دست با کفایت فرزندی رسید که خدا او را نگه داشت، تا جهان در تاریکی مطلق فرو نرود.🌱
امام زمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، از همین روز، خورشید امامت را به دوش کشید؛ هرچند در پس ابر غیبت، اما گرمابخش دلهای منتظر و چشمهای بیدار.🤍
او امامیست که هنوز زنده است...
میبیند، میشنود، دعا میکند، و منتظر بازگشتِ ما به راهِ اوست.✨
آغاز امامتش، آغاز امیدیست که تاریخ را معنا میبخشد و دلها را به صبح ظهور گره میزند.🤍
🕊 هشتم ربیعالاول، آغاز امامت ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) مبارک باد. 🕊🤍
#امامت
╭─────────────𖧷🪴𖧷╮
https://eitaa.com/eshgemana
╰──────────────────╯