#شــٰایدبہزودی
[جنگ؛!]
نمی دونم چطور دل سنگ این دختر رضا به بریدن اون خرمن پر پیچ شکن شد
نمی خوامم بدونم
دریای انبوه موهاش...موج های خوش رنگش...حالا کوتاه بودند
درست قالب صورتش...
چشم هاش...همون دو دریچه که گاهی خزان زرد و بهاری سبز بود
حالا...انگار سوخته بود
انگار آتش کشیده بودند جنگل نگاه این دختر رو...
که حاله ای قهوه ای دور مردمکش دیده می شد...با سبزه ای تیره...
مگه رنگ چشم عوض می شه؟
نه...ولی آدم ها چرا...
دخترک چموش من...الان بانویی پخته و کامل بود...خوی وحشی و سرکشش در سایه جنم و جذبه ای زنانه قدرت گرفته بود
زن مقابلم...الهه قدرت و زیبایی بود
و حالا...بعد از سه سال...چطور قرار بود قلب این بانوی کامل رو به دست بیارم؟
در حالی که روزی با قساوت...
رهایش کرده بودم!؟
...
https://eitaa.com/eshgh_maghror_man
وارشیییییییی300تاییتمبارککک😭💙
ییشترازاینالیاقتتهههههه🛐
ایشالا300kشدنت✨
هدایت شده از [ارغـــوانــــــ...]
891K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وارشعلی جونم کی میخوای پارت بدی؟ کور شدم انقدر پارت های قبلی رو خوندم💔🦦