eitaa logo
عــــشق ممنـــوعه؛
7هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
871 ویدیو
7 فایل
بسم رب الحسنین علیهما السلام 💚 بعضی تجربه ها قشنگن، مثلِ دوست داشتنِ تــــــــــــــــــو...♥️🌿 رمان"عشق ممنوعه" به قلم:elsa هرگونه کپی برداری حتی با ذکر نام نویسنده حرام و پیگرد الهی دارد:") @ansar_tab تبلیغات خواستین👆
مشاهده در ایتا
دانلود
گل بشم دوسم داری؟ ناز بشم دوسم داری؟ جوونه بزنم چی بازم دوسم داری؟ مهربون تر بشم یعنی جوونه زدم بازم دوسم داری؟ مهردخت✍🏻
عشق ممنوعه... 🌸🍃 حافظ شرم زده دستی به پشت گردنش کشید که اخمی کردم و گفتم:درست میگه، این چه کاریه؟ زیر چشمات گود افتاده؟مشخصه خیلی وقته بیداری سری تکون داد که گفتم:حالا یکم صبحونه بخورم، بعد برو استراحت کن. باشه ای گفت و چند تا لقمه گرفت که گوشیش زنگ خورد... ببخشیدی گفت و به سمت اتاق رفت تا گوشیش و جواب بده نگاهی به تیانا انداختم و رو به لعیا گفتم:اماده شو امروز و بریم بگردیم، حالا که حافظ اومده نیاز نیست زودتر برگردیم... سری تکون داد که از جام بلند شدم و به سمت اتاقی رفتم که حافظ توش بود با دیدن من گوشیش و قطع کرد که گفتم:منو لعیا میخوایم بریم بیرون، تا برمیگردم بخواب و استراحت کن... به قلم:Elsa هرگونه کپی برداری حتی با ذکر نام حرام و پیگرد الهی و قانونی دارد🌸🍃
بی تو چگونه سحر کنم بی تو چگونه لب به افطار گشایم من بعد تو گرسنگی را تازه یاد گرفته ام! مهردخت✍🏻
اولین باری که سختی دنیا را چشیدم به او اطمینان دادم که تا آخرش هستم حال مانده ام که چرا آنقدَر پاپیچم می شود هیما🌱
آقا جون♥️
گل آب میخواهد!خاک می خواهد!برای طراوتش حال خوش میخواهد...! مهردخت🌸
🔴 شهید مصطفی چمران: 🔹 کسانیکه فکر میکنند، باید گوشه‌ای بخوابند تا امام زمان (عج) ظهور بفرماید و جهان را از عدل و قسط پر کند، سخت در اشتباهند. 🔹 مردم ما باید بیشتر بکوشند، بیشتر مبارزه کنند، و این تحول و تکامل نفسی را هر چه سریعتر در روح و قلب خود ایجاد نماینـد ، تا باعث تسـریع در ظهور حضرت شوند. 🔹 اگر جوانان ما در اعتقادشان به خود بقبولانند امام زمان (عج) در میان آنها زندگی می‌کند و شاهد اعمالشان است. رفتار و زندگی و فداکاری و مرگ و حیات آنان تغییر کیفی پیدا می‌کند و چه بسا جهش بزرگی درحرکت تکاملی جوانان ما بسوی مدینه فاضله ایجاد شود. ‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ ‌‌
پاییز همان فصلی‌است که خاطرات را در میان گردباد برگانش به ارمغان می‌اورد . . . حَـنـآ🍁
‌ ‌‌ ‌‌‌تو کیستی که من از موجِ هر تبسُّمِ تو به سان قایقِ سرگشته رویِ گردابم •••
عشق ممنوعه... 🌸🍃 با لجبازی گفت:منم باهاتون میام. اخمام و تو هم کشیدم و گفتم:نمیای، بگیر بخواب... و به سمت چمدونم رفتم و یه دست لباس بیرون کشیدم... تو اتاق دیگه ای رفتم و موهام و شونه زدم... بعد از اینکه موهام و بستم کت و شلوار مخملی سبزم و تنم کردم... کیف و شال سفیدی هم برداشتم و برای اینکه صورتم از بی روحی در بیاد ریملی به مژه هام کشیدم... از اتاق خارج شدم و رو به خاله یاسی گفتم:خاله تو هم پاشو آماده شو با ما بیا... خاله دستش و روی زانوهاش گذاشت و گفت:نه مادر جان، من میخوام برم یه سر به مریم و افشین بزنم ببینم خونشون رو نابود نکرده باشن، این دوتا تا آدم بشن منو پیر میکنن! خنده ای کردم که لعیا هم بعد از چند دقیقه از اتاق خارج شد... شلوار بگ یخی و کت مشکی تنش بود و تیانا هم لباس ساحلی تش بود و موهاش و خرگوشی بسته بود... رو به خاله گفتم:هر جور راحتی، چیزی از بیرون نیاز نداری؟ به قلم:Elsa هرگونه کپی برداری حتی با ذکر نام حرام و پیگرد الهی و قانونی دارد🌸🍃