رمان عشاق🫀
پارت 50
حین اهنگ گوش دادن به مسخره بازیای عرفان میخندیدم
جلوتر از ما دف زنا وارد تالار شدن و از طبقه دوم تالار رو سرمون گل میریختن
غرفان خم شد درگوشم و گفت به خاطر تو و انا گفتم هات چاکلت باشه
نگاهم به ورودی افتاد که هات چاکلت میدادن لبخندی به این توجهش زدم
برای ما تو یه ماگ ریختن اخه من با این تو یه ماگ بخورم؟
عمرا
عرفان یکم خورد و در گوشم پچ زدی میخوری یا داد بزنم بگم این از دهنی شوهرش نمیخوره
میدونستم کله شقه پس یکم خوردم
_افرین حالا دستتو بده تا بریم
دستمو گذاشتم دتو دستش و اروم اروم رفتیم
تم تالار سفید ابی بود
و چند دست مبل سفید نزدیک سکوی رقص بود برای فامیلای درجه یک و برای بقیه چند متر اون طرف تر البته کنار میز اوناها هم درخت مصنوعی با شکوفه های ابی بود
و هنگام ورودمون از بالا رو سرمون گلبرگ سفید میرختن رفتیم رو سکوی رقص و بعد از رقص تانگو رفتیم نشستیم
+عرفانننن
ترسیده گفت جونم چیشده
+بگو برام اون نیوبالانس سفیدامو بیارن
_حله فقط کجاست؟
+صندوق عقب ماشینت
زنگ زد به عرشیا گفت بیاره
عرشیا همیشه یه سویچ زاپاس از ماشینای عرفان داره ولی از این کار خوشم نمیاد
رفت کفشو گرفتو امد
پامو از کفشای پاشنه بلندم در اورد قرمز شده بود و تاول زده بود کم مونده بود گریو بگیره عرفان خم شد پامو بوس کرد
+عه این چه کاریه دیوونه برو بشین سرجات
_شرمنده پات اینجوری شد
#کپیحرام
رمان عشاق🫀
پارت 51
+تقصیر تو نیست
_بده کفشتو
بعد اینکه کفشمو پام کرد امد بشینه سر جاش که یه دختر مو بلنود و چتری عروسکی و صورت عملی با ارایش جیغ و لباس جذب و کوتاه
همونطور که با ناز و عشوه میومد گفت بگو دعانویست کیه که پسرخالمو تصاحب کردی؟
امدم پاشم که عرفان گفت عزیزم بشین
و رو به دختر خالش گفت کی تو رو اینجا را داده؟
همونطور که ناخونای کاشته شد قرمز جیغشو فرو کرد تو بازوی عرفان و سمتش خم میشد گفت عشقم مپ نیاز به دعوت ندارم عرفان هلش داد عقب و گفت برو گمشو سلیطه تا امد گوشیشو از تو جیبش در بیاره که زنگ بزنه به عاطفه سریعپریدم تو بغلش و دستمو انداختم دور گردنش و در مقابل نگان خیره دختر لباشو محکم و طولانی بوسیدم
اصن چرا این کارو کردم؟ همه نگاها خیره ما بود که عرفان گفت ای جونم چقد چسبید
وای خدا ابروم رفتتت🤦🏻♀
از نگاهم استرسو خوند و کشیدم بغلش و اروم درگوشم پچ زد بقیه برات مهم نباشن
*ایششش چه جوری هم درو قلوه میدن من رفتم هشقم توهم بعد که کارت با این زن تموم شد بیا پیشم
اشاره به خودش کرد و گفت هیلی خوش میگذره
عرفان تعادلشو از دست داد و محکم زد تو صورتش خالش امد و هی نفرین کرد عرفانم هیلی شیک گفت هری
و بعد رو به دیجی گفت اهنگت چرا قطعه؟
کم کم همه چیز نرمال شد بعد از کلی رقصیدن رفتیم شام که میکس بود خوردیم برای ما تو یه ظرف بزرگ بود
_نازنین خیلی چسبید میشه بازم ببوسمت؟
#کپیحرام