#خاطره
↙️ پای کار اسلام
♨️ خاطرات محسن مومنی از طلبه مجاهد مرحوم دکتر محمدحسین فرج نژاد
🔻قسمت ششم: مبارزه علمی با صهیونیزم
🔰 بارها از حسین می پرسیدم با این وقت کمی که داری و مدام مشغول جلسه و... هستی پس کی مطالعه میکنی؟
میگفت اکثرا شبها را تا صبح بیدارم و مشغول مطالعه.
❓میگفتم یعنی واقعا نمیخوابی؟ جواب میداد فقط بعد از نماز صبح یه استراحتی میکنم.
⏪ واقعا جهادی کار میکرد.
🔴 همیشه چند تا پروژه را با هم پیش میبرد، صبح ها اکثرا تدریس داشت، بعدازظهر ها جلسه، تازه شبها به رفقا میگفت بیایید منزل و بعضی مواقع تا ساعت ۱و۲ شب روی پروژه ها گفتگو میکردن.
💢اتاقش بیشتر شبیه اتاق #عملیات بود تا اتاق مطالعه، دهها جلد کتاب به علاوه کلی جزوه و فایل و زونکن.
🔻همیشه هم کاغذ و خودکارش دستش بود و هر چی رو میگفت مینوشت.
❗️یادمه وقتی درگیر ساخت مستند «فرقه های سری» بود، تقریبا در شبانه روز اصلا نمیخوابید.
♦️به من گفته بود جلد اول کتاب زرسالاران را براش خلاصه کنم، تایپ کنم ببرم.
💢کتاب کابالیسم(عرفان یهود) نوشته گرشوم شولم رو با یکی از دوستان(حاج آقای میرزایی) مباحثه میکرد، چند جلسهای رو رفتم، خیلی مباحث سنگینی بود، من هم که عرفان نخونده بودم چیزی نمیفهمیدم.
🔰یادمه همون روزا میگفت باید زبان #عبری یاد بگیریم، تا بتونیم کتابها و مقالات به زبان عبری رو بخونیم.
💢 اینقدر هم این مسئله رو دنبال کرد تا نهایتا یه کلاس #عبری راه انداخت...البته با هزینه شخصی!
#فرج_نژاد
https://eitaa.com/eslamesyasi