🍁 با شروع فصل سرد، روزنههای پوست بسته میشن و حرارت بدن به سمت داخل میره.
🔸در نتیجه، فضولاتی که تو تابستون به خاطر ضعف حرارت، داخل بدن باقی مونده بودن، حالا با برگشت حرارت به داخل، ذوب و تبخیر میشن.
👈 همین موضوع باعث بروز بیماریهایی مثل #زکام، #نزله، #آنفولانزا، تب و لرز و … میشه.
✅ بهتره قبل از شروع فصل سرد، با #حجامت و انجام تدابیر مدنظر، هم فضولات دفع شده و هم حرارت بدن تعدیل بشه.
📚مجله طب و تمدن اسلامی
🆔 @eslamteb
🩸 آداب حجامت رو میدونید؟
👈 آداب و تدابیر قبل، حین و بعد از حجامت ، یکجا و کامل در گروه پرسش و پاسخ قرار داره.
🔻 مشاهده و دریافت آداب حجامت: 👇
🌐https://eitaa.com/105767171/3382
📚مجله طب و تمدن اسلامی
🆔 @eslamteb
✍خلاصه اینکه
〰اگه کسی:
💥 در رانندگی عجوله
💥 اهل سرعته
💥 رانندگی خطرناک داره
💥 زود عصبانی میشه
💥 کمحوصله
💥 لجباز و یکدنده هست
👈 بهتره فقط به اون نگیم:
«آروم تر رانندگی کن!»
👌بلکه از نگاه مزاجی هم موضوع رو بررسی کنیم.
✅ در این افراد باید به سمت اصلاح غلبه صفرا و تعدیل مزاج رفت؛ از جمله:
🩸 #حجامت
🩸 #فصد
🥤 #سرکنگبین
🚫 پرهیز از تندیها
📌 اینها بخشی از تدابیر مربوط به چنین افرادیه.
✨ این مطالب، تنها یک نمونه از تأثیر #طبع و #مزاج در زندگی روزمره ماست.
📚مجله طب و تمدن اسلامی
🆔 @eslamteb
🌟بخوان دعای فرج را
دعا اثر دارد...
🤲همه با هم دعای فرج را برای سلامتی و فرج آقا امام زمان(عج) میخوانیم ‼️
✅ خواهشاً همگی باهم به صورت مستمر بخوانیم و غافل نشیم از خوندن این دعای زیبا و پر از برکت🌸
✨اللهم عَجِّل لِوَلیَک الفَرَج✨
🌷سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات.
#فرج #دعا
📚مجله طب و تمدن اسلامی
🆔 @eslamteb
مجله طب و تمدن اسلامی
🩸 آداب حجامت رو میدونید؟ 👈 آداب و تدابیر قبل، حین و بعد از حجامت ، یکجا و کامل در گروه پرسش و پاسخ
سلام لینکهایی که دوستان میزارن از گروه پرسش و پاسخ مجله طب هست اگر توی گروه عضو نباشید لینک براتون باز نمیشه
📝لینک گروه پرسش و پاسخ طبی استادابن علیان
https://eitaa.com/joinchat/3775071821Cb2081b2b6e#
حضرت باقر ع می فرماید:
بد بنده ایست بنده ای که عیبجو و بدگو و آبروبر یا طعنه زننده و مسخره کننده باشد .روبه رو می شود با یک رو و پشت می کند با یک روی دیگر
🤲🌷🤲🌷🤲🌷
۩﷽۩
🌸پیش از اینها فکر می کردم خدا
✨خانه ای دارد کنار ابر ها
🌸مثل قصر پادشاه قصه ها
✨خشتی از الماس، خشتی از طلا
🌸پایه های برجش از عاج و بلور
✨بر سر تختی نشسته با غرور
🌸ماه برق کوچکی از تاج او
✨هر ستاره پولکی از تاج او
🌸اطلس پیراهن او آسمان
✨نقش روی دامن او کهکشان
🌸رعد و برق شب طنین خنده اش
✨سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
🌸دکمه ی پیراهن او، آفتاب
✨برق تیر و خنجر او، ماهتاب
🌸هیچ کس از جای او آگاه نیست
✨هیچ کس را در حضورش راه نیست
🌸پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
✨از خدا در ذهنم این تصویربود
🌸آن خدا بی رحم بود و خشمگین
✨خانه اش در آسمان دور از زمین
🌸بود، اما در میان ما نبود
✨مهربان و ساده و زیبا نبود
🌸در دل او دوستی جایی نداشت
✨مهربانی هیچ معنایی نداشت
🌸... هر چه می پرسیدم از خود از خدا
✨از زمین از آسمان از ابرها
🌸زود می گفتند: این کار خداست
✨پرس و جو از کار او کاری خطاست
🌸هر چه می پرسی جوابش آتش است
✨آب اگر خوردی جوابش آتش است
🌸تا ببندی چشم کورت می کند
✨تا شدی نزدیک دورت می کند
🌸کج گشودی دست، سنگت می کند
✨کج نهادی پای لنگت می کند
🌸تا خطا کردی عذابت می دهد
✨در میان آتش آبت می کند
🌸با همین قصه دلم مشغول بود
✨خواب هایم خواب دیو و غول بود
🌸خواب می دیدم که غرق آتشم
✨در دهان شعله های سرکشم
🌸در دهان اژدهایی خشمگین
✨بر سرم باران گرز آتشین
🌸محو می شد نعره هایم بی صدا
✨در طنین خنده ی خشم خدا...
🌸نیت من در نماز و در دعا
✨ترس بود و وحشت از خشم خدا
🌸هر چه می کردم همه از ترس بود
✨مثل از بر کردن یک درس بود ..
🌸مثل تمرین حساب و هندسه
✨مثل تنبیه مدیر مدرسه
🌸تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
✨سخت، مثل حل صدها مسئله
🌸مثل تکلیف ریاضی سخت بود
✨مثل صرف فعل ماضی سخت بود
🌸تا که یک شب دست در دست پدر
✨راه افتادم به قصد یک سفر
🌸در میان راه، در یک روستا
✨خانه ای دیدیم، خوب و آشنا
🌸زود پرسیدم: پدر! اینجا کجاست؟
✨گفت: اینجا، خانه ی خوب خداست!
🌸گفت: اینجا میشود یک لحظه ماند
✨گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
🌸با وضویی دست و رویی تازه کرد
✨با دل خود، گفتگویی تازه کرد
🌸گفتمش پس آن خدای خشمگین
✨خانه اش اینجاست؟ اینجا در زمین؟
🌸گفت :آری خانه ی او بی ریاست
✨فرش هایش از گلیم و بوریاست
🌸مهربان و ساده و بی کینه است
✨مثل نوری در دل آیینه است
🌸عادت او نیست خشم و دشمنی
✨نام او نور و نشانش روشنی
🌸خشم، نامی از نشانی های اوست
✨حالتی از مهربانی های اوست
🌸قهر او از آشتی شیرین تر است
✨مثل قهر مهربان مادر است
🌸دوستی را دوست معنی می دهد
✨قهر هم با دوست معنی می دهد
🌸هیچ کس با دشمن خود قهر نیست
✨قهر او هم یک نشان از دوستی است
🌸تازه فهمیدم خدایم این خداست
✨این خدای مهربان و آشناست
🌸دوستی از من به من نزدیک تر
✨از رگ گردن به من نزدیک تر!
🌸آن خدای پیش از این را باد برد
✨نام او راهم دلم از یاد برد
🌸آن خدا مثل خیال و خواب بود
✨چون حبابی نقش روی آب بود
🌸می توانم بعد از این با این خدا
✨دوست باشم دوست، پاک و بی ریا
🌸می توان با این خدا پرواز کرد
✨سفره ی دل را برایش باز کرد
🌸می توان درباره ی گل حرف زد
✨صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
🌸چکه چکه مثل باران راز گفت
✨با دو قطره صد هزاران راز گفت
🌸می توان با او صمیمی حرف زد
✨مثل یاران قدیمی حرف زد
🌸می توان تصنیفی از پرواز خواند
✨با الفبای سکوت آواز خواند
🌸می توان مثل علف ها حرف زد
✨با زبانی بی الفبا حرف زد
🌸می توان در باره ی هر چیز گفت
✨می توان شعری خیال انگیز گفت
🌸مثل این شعر روان و آشنا:
✨پیش از اینها فکر می کردم خدا ...
✍قیصر امین پور
🌟 و خـــداوند
🌟 همه چیز میشود
🌟 هــــمه کس را...
📚مجله طب و تمدن اسلامی
🆔 @eslamteb
📜 شخصی به امیر مؤمنان «سلام الله علیه» گفت:میخواهم تجارت کنم.
آن حضرت پرسید:
آیا احکام الهی را آموخته ای؟
پاسخ داد:
برخی از آنها را آموختم.
حضرت فرمود:
وای بر تو؛ کسی که میخواهد تجارت کند، ابتدا باید دانش و احکام آن را بیاموزد و اگر از حلال و حرام نپرسد، در ربا می افتد.
📚مفاتیح الحیاة صفحه ۶۱۰
🌐 سایت دفتر:
https://javadi.esra.ir
📲@daftar_ayatollah_javadi_amoli
شیوه برخورد با شرابخوار
🌸﷽🌸
رسولخدا صلىاللهعليهوآله:
با شرابخوار همنشينى نكنيد،
و از بيماران آنان عيادت نكنيد،
و جنازهشان را تشييع نكنيد،
و بر اموات آنها نماز نخوانيد،
زيرا آنها سگهاى جهنم هستند،
چنانچه خداوند در قرآن فرمود:
اى سگها به دوزخ رويد
و با من سخن مگوئيد. 😱
قالَ رَسُولُاللّهِ صلياللهعليهوآله:
لاتُجالِسُوا مَعَ شارِبِ الْخَمْرِ، وَ لاتُعَوِّدُوا مَرْضاهُمْ، وَلاتُشَيِّعُوا جَنائِزَهُمْ، وَ لاتُصَلُّوا عَلى اَمْواتِهِمْ، فَاِنَّهُمْ كِلابُ [اَهْلِ] النّارِ كَما قالَ اللّهُ :
«اِخْسَؤُا فيها وَ لاتُكَلِّمُونِ»
[ مؤمنون/108].
📚بحارالأنوار ج79ص148