eitaa logo
زوربای یونانی.
410 دنبال‌کننده
2 عکس
14 ویدیو
0 فایل
خورشید باشید، نور را نمایان کنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
جهان، آنگاه که انسان از درد رها می‌شود، چنان زیباییِ بی‌حدی می‌یابد که کلام از وصفش قاصر است. حالا من، علف‌های زردِ جنوب و نخل‌های کوچکی را که روزگاری از آن‌ها بیزار بودم، عاشقانه دوست می‌دارم. آن پرندهٔ سیاه را که بر فرازِ آسمان رهاست، هیاهوی جمع‌های فامیلی، جنجالِ بازیِ کودکان، نگاه‌های نافذ و حتی دردهایِ بی‌دلیل را به آغوش می‌کشم. به کوه‌ها و تپه‌ها که می‌نگرم، خیالِ خوشبختی و طعمِ خوش‌وقتی در سرم می‌دود. سیمِ تیرهای برق را با چشم دنبال می‌کنم و در نوایِ چاووشی گم می‌شوم. حالا تعلق‌خاطری دارم که مهربانانه به جهان می‌نگرم و دیگر از هراسِ بودن، خبری نیست. دلم برای آن شب‌هایِ اولِ سالِ هزار و چهارصد و چهار تنگ شده؛ دلم حتی برای سکوتِ قبرستانِ روستایمان و اتاقک کوچکش می‌تپد. خنده‌هایِ بی‌دلیلِ آن شب‌هایِ صحرا، حالا برایم مقدس‌اند؛ همان‌هایی که روزگاری از آن‌ها گریزان بودم. بهترین لحظاتِ عمرم در هم‌نشینی با واژه‌های حافظ و سهراب سپهری گذشته است؛ در همان روزهای بارانی که انگار جهان، شاعرانه‌ترین چهره‌اش را نشان می‌داد. شیراز رفتن و «با من خیال کن» شنیدن، بندرِگناوه و طعمِ «بزن باران»، خاطراتی‌اند که می‌خواهم بارها و بارها در آن‌ها زندگی کنم. دلم برای شب‌هایِ ماهِ محرم، روضه‌هایِ خانه‌ی عمو و انتظارِ شیرینِ رسیدنِ «شبِ سینی به سر» تنگ است. جهان، صحنه‌ی اتفاقاتِ غریب و بی‌شمار است و ما چه دل‌بسته‌ایم به این لحظاتِ گذرا. کاش می‌شد بارها و بارها، همین زندگی را از نو زیست.