.
[یک میلیارد چقدر است؟]
🔴 اینکه راننده یک ماشین میلیاردی، سرعت بالا را حق خود بداند و وقتی کنترل ماشین را از دست میدهد و ماشینش چپ میکند خود را مجاز میداند که یک مامور نیروی انتظامی را زیر مشت و لگد بگیرد و با ژستی ارباب-رعیتی به او بگوید "میدونی یه میلیارد چقده؟" تلخ است، سخت است، حقارت آمیز است اما واقعیت است! واقعیت است که نه آن مامور، نه آن راننده پژو۲۰۶ تولید ایران خودرو که ماشینش وسط جاده خاموش کرده، نه من پاپتی و نه احتمالا اکثر شماها که این را میخوانید نمیدانید و نمیدانیم یک میلیارد چقدر است... من تلخی این واقعیت را به جان میخرم تا به شما بگویم آن مامور بیچاره زیرمشت و لگد میتواند سرچهارراه یکی از تقاطع های تهران بایستد و زمانی که ما ماشینمان با آینه بغل خودروی کسانی که میدانند یک میلیارد چقدر است برخورد میکند بیاید و بگوید سویچ ماشینت را بعنوان خسارت تحویل بده و یک اسنپ بگیر و به خانه ات برو!
🔵 برای من آن مردک زنجیرپاره کرده یک"فرد"نیست یک واقعیت اجتماعی است،یک نظام است که اگر در آن به راننده ماشین یک میلیاردی اش بگویم ماشینت خون دل میلیونها جوان بیکار است جواب"برید بمیرید، تمام!"را میشنوم،یک اندیشه است که در آن ممکن است روحانی زیباکلام برنامه ظهرگاهی شبکه سه یقه من را بگیرد که رانندگان ماشینهای میلیاردی ممکن است یک"مینی کمیته امداد"باشند و دست آخر بگوید خانواده امام حسین(ع)هم لاکچری زیسته اند،یک سیستم است که مامورش میتواند زیر مشت لگد میلیاردرها کتک بخورد اما قاضی اش نمیتواند اجازه انتشار تصاویر متخلفان را بدهد...در آن ویدئو فقط یک مامور کتک نخورد،او کتک خورد تا ما ادب شویم و بفهمیم که احترام رانندگان لندکروز، مازراتی، بنز، پورشه و...را باید نگه داشت،آنها میدانند یک میلیارد چقدر است اما میلیونها جوان که التماس میکنند تا کاری با حقوق یک میلیون و۱۱۱هزار و ۲۶۷تومان مصوبه مجلس شورای اسلامی پیدا کنند به زور میدانند یک میلیون چقدر است!
🔴 ما نمیدانیم یک میلیارد چقدر است اما باید فاصله مان را با ماشین دختر و پسرهای بیست و چندساله ای که در اندرزگو تردد میکنند رعایت کنیم،آنها پول ماشینشان چندبرابر دیه ما در ماه های حرام است...ما باید بدانیم که احترام ثروتمندان واجب است، مالیات دادنشان مستحب و خون خوردنشان مباح، ما مستاجر ملک آنهاییم و آنها صاحب این بهشت ومیوه هایش...من باز هم میگویم که آن مردک زنجیرپاره کرده یک "فرد" نبود،محیط ما بود، سیستم ما بود،معلم ما بود که میگفت"میدونی یه میلیارد چقده؟"و ما شاگردها برای نمره۲۰گرفتن در این سیستم روزی۱۰۰بار باید بنویسیم که "نمیدونیم یه میلیارد چقده؟"
🔴 درخواست فوری مردم؛ کدام مسئول بلند پایه کشوری #تابعیت_انگلیس دارد؟!
🔸️ در چند روز اخیر خبری تاسف بار از سوی ابوترابی، از نمایندگان مجلس و عضو کمیته تحقیق و تفحص دو تابعیتی ها در مجلس منتشر شد مبنی بر اینکه یکی از مقامات عالی رتبه کشور بعلت تحصیل در اسکاتلند و انگلیس، #تابعیت_انگلیس گرفته است!
🔸️اما پس از این اعلام نظر ابوترابی، بلافاصله نوک پیکان توجهات مردمی به سمت جناب آقای #دکتر_روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی نشانه رفت! چرا که تنها مسئول عالی رتبه و بلندپایه که سالها در انگلستان مشغول به تحصیل بوده، شخص ایشان است!
🔸️ حال مطالبه جدی مردم از جناب آقای روحانی پاسخی #شفاف به تایید یا تکذیب این پرسش است که آیا ایشان #تابعیت_بریتانیا را دارد یا خیر؟!
🔸️ و اینکه چرا کمیته تحقیق و تفحص دو تابعیتی ها لیست افراد مسئول دو تابعیتی را برای مردم منتشر نمیکند؟! آیا مردم نامحرم اند؟! آیا #شفافیت و #پاسخگویی مطالبه عمومی مردم از مسئولین نیست؟!
🔴متاسفانه در چند روز اخیر این خبر درست یا نادرست، آن هم در بحبوحه شرایط بد اقتصادی ذهن مردم شریف و ضربه خورده از دشمن را به شدت مشوش کرده است که امیدواریم توسط دولت محترم و کمیته مورد نظر تکذیب شود.
لذا بر آن شدیم تا با انتشار این متن از مسئولین مربوطه مطالبه شفافیت کنیم تا کمکی کرده باشیم به آرامش روانی مردم شریف ایران
👈 از مردم عزیز و فعالان مجازی خواستاریم با داغ کردن هشتگ #تابعیت_انگلیس، این سوالات را نشر حداکثری نموده تا با تبدیل شدن به یک گفتمان عمومی، مسئولین مربوطه، وادار به #پاسخگویی و #شفافسازی شوند.
#تابعیت_انگلیس
#محرمانه_نداریم
#بدون_سانسور
🔸نمایندگان غیرمحافظهکار مجلس از #شفافیت_آراء_نمایندگان حمایت میکنند، اما پاشنه آشیل تصویب آن مثل همیشه #لاریجانی و لابیگرهایش هستند که نانشان در چندرویی و چرخش با جهت باد است.
حذف محافظهکاران جناحها میتواند مبنای همکاری جوانان با جهتگیری های مختلف سیاسی در #انتخابات آتی باشد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 یک اهل بیت قلابی درست کردهایم برای خودمون.
تشیع را خلاصه کردهاند در عزاداری و زیارت.
یک تشیع قلابی ساختهاند و اصلاً با حرفهای ائمه کاری ندارند،
[فقط] روضه بخون، چراغانی کن!
🔴🔴سنخشناسی واکنشها به سخنرانی حسن رحیمپور ازغدی
انسدادباوری در ستیز با اصلاحخواهی
🔵منتشر شده در رونامه فرهيختگان 97.6.3
شما اگر جای رسانهها و سخنوران «لیبرالیسم محافظهکار انسداد باور» بودید با تجمع طلبههای جوانی که پلاکاردهایی درخصوص حقوق عقبافتاده کارگران آذر آب و هپکو و سایر کارخانهها و وضعیت معیشتی مردم و امثالهم در دست داشتند و سخنران مراسمشان هم طلبه دانشگاه دیدهای بود که به شکل آوانگاردی درخصوص برخی مشکلات ریشهای حوزه در همان حوزه با ادبیات صریح انتقادی صحبت میکرد، چه برخوردی میکردید؟
🔵وقتی سخنران علیه سکولاریسم که پدرجد لیبرالیسم است حرف میزند حتما وظیفه شما سنگین میشود، شما لیبرال هستید آن هم به قول بندهخدایی با تکتک سلولهای بدنتان و محافظهکار هم هستید، چون برخی ملاحظات سیاسی دست و پایتان را بسته است، چون بخواهید و نخواهید نماد وضع موجود هستید، چون میخواهید یک پیام به جامعه بدهید؛ پیام تنها مسیر بودن لیبرالیسم و بنبست بودن هر آنچه غیر لیبرالیسم.
🔵وظیفه صنفی-حزبیتان اقتضا میکند لیبرالیسم مانده در گِل را بزک کنید، شما مجبورید هم از لیبرالیسم رو به افول، قهرمانی در ستیز با امپریالیسم بسازید و هم از پدرجد آن یعنی سکولاریسم دفاع کنید حتی اگر یک طلبه در قم و در میان طلاب، کمکاری حوزه را نقد کرده باشد، شما حتی برایتان مهم نیست مقصود سخنران از سکولاریسم چه چیزی بوده است، همان لفظ سکولاریسم برای دفاع کردن کفایت میکند.
🔵شما راه سختی دارید ولی به سراغ روش امتحان پس دادهای میروید، پلاکارد احمقانهای را در گوشه و کنار مراسم پیدا میکنید و بهجای متن به آن ضریب میدهید تا مبادا کسی به متن ماجرا فکر کند، نقد حوزه توسط یک حوزوی را که عین آزاد اندیشی است به پلاکاردی متحجرانه فروکاست میکنید و با تیتری به درشتی «امام آمدِ» روزنامه اطلاعات از فاجعه در فیضیه میگویید، لابد از مخاطب خود مطمئن هستید که هنر و حوصله سراغ متن رفتن را ندارد و به همین شعبدهبازی شما اکتفا میکند. سخنرانی هفته گذشته حسن رحیمپور ازغدی در قم و نقد صریح او به دو مساله اشرافیگری مرسوم و عدم کاربست اجتهاد «پویا و پاسخگو» در حوزه علمیه و واکنشها به آن یک اتفاق معمولی نبود، این سخنرانی و حواشی آن میتواند افتتاحیه رسمی تقابل دو نگاه در کشور باشد، نگاه انسدادباور و بنبستنگر از یک سو و نگاه اصلاحگرا و تحولخواه در سوی دیگر، یک طرف نگاهی وجود دارد که توصیفش از وضع موجود رسیدن به انسداد است و روز و شب میگوید مسیر بنبست است و جز لیبرالیسم راهی برای برونرفت وجود ندارد و طرف دیگر نگاهی وجود دارد که میگوید آینده روشن است و اصلاح ممکن و حتی ضروری است و اگر خسرانی هم به کشور وارد شده از سر وفاداری عدهای به مشی و مرام لیبرالیسم نظری و عملی است، نگاهی که به نقد درون گفتمانی باور دارد و نقد را حتی به حوزه آن هم در میان حوزویان ضروری میداند و همه هزینههای آن را هم پذیرفته است.
🔵مواجهه و پروپاگاندای جریان لیبرال با پرسشگری آوانگارد و شجاعانه جریان انقلابی درخصوص حوزه در همین چارچوب فهمیده میشود، چرا جریان لیبرال باید راضی به این مساله شود که مطالبات جدی اقتصادی مردم از قم و توسط طلبهها پیگیری شود؟ چرا آنها باید تن به این موضوع بدهند که اصلاح کارکردی حوزه توسط جریان انقلابی دنبال شود، جریان لیبرال حتی این وسط راضی میشود همه نقدهایی که در این سالها به حوزه داشته را هم پس بگیرد و موقتا و به شکل تاکتیکی جای خود را با رقبای قدیمیاش عوض کند چون حفظ ساحت لیبرالیسم از همهچیز مهمتر است.
🔵نقد حسن رحیمپور ازغدی به حوزه علمیه موجب عصبانیت جریان لیبرال است چون این نقد نمایهای از نقد جریان انقلابی است که میبیند مردم از نتایج عملی لیبرالیسم راضی نیستند و از حوزه علمیه سوال دارند که آیا تلاش آنها در این سالها نباید منجر به تولید نرمافزاری کارا و بومی برای سختافزار جمهوری اسلامی میشد؟
🔵امروز برای جریان انقلابی سوال است که آیا حوزه علمیه در این سالها توانسته همپا با بزرگ شدن سختافزار جمهوری اسلامی مثلا برای بزرگترین شعار آن یعنی عدالت نظریهای داشته باشد؟ آیا 40 سال زمان کافی نیست که حوزه بتواند بهجز چند گزاره سلبی در موضوع اقتصاد حرف نو و ایجابی بزند که به کمک آن بتوان اقتصاد کشور را اداره کرد؟ چرا بزرگان حوزه نباید از این موضوع استقبال کنند که سوالاتی از این دست توسط جریان انقلابی و فرزندان حوزه و انقلاب مطرح شود؟ اگر امروز نقد به حوزه با تعابیری مانند هیچچیز از حوزه نمیدانند روبهرو شود آیا میتوان به حوزه امیدوار بود که در مواجهه با نسل جدید مسائل انقلاب و موضوعات مرتبط با جامعه جدید ایران با سعهصدر و بردباری برخورد کند؟
🔹🌷#دوستان_شهدا🌷🔹
#همسرشهید
چند ماه قبل از شهادتش در خانه نشسته بودیم. سید علی یک ذغال گداخته را از روی قلیان برداشت و کف دستش گرفت. من شگفت زده پرسیدم سید دستت نمی سوزد؟ سید لبخندی زد و گفت: «این که هیچ، بدن من به آتش جهنم هم حرام است. بعد سید علی گفت بزودی پهلوی می رود و انقلاب پیروز خواهد شد. دو سال بعد از پیروزی شخصی رئیس جمهور خواهد شد که نامش «سید علی» است. از آنروز به بعد منتظر ظهور حضرت ولی عصر عج باشید.» بعد گفت دینداری در آن دوران مثل نگه داشتن این ذغال گداخته در دست است. همسر شهید گفت من پرسیدم: سیدعلی! منظورتان این است که خودتان رئیس جمهور می شوید؟ سید پاسخ داد خیر، من آن روز نیستم.
بعد ذغال را آرام برگرداند و روی قلیان گذاشت… همسر شهید گفت: دست از سیدعلی نکشید.
#شهیدسیدعلی_اندرزگو_مبارزانقلابی
.
مسئول محترم!
گرسنگی کودکی که پدرش ماههاست حقوق نگرفته را میفهمی؟
کارگرانی را که در معدن یورت زنده به گور شدند، چون قیمت جان کارگر ارزانتر از دستگاه تهویه معمولی بود، به یاد میآوری؟
کارگران نیشکر هفت تپه و هپکو را که خصوصی سازی توام با رانت خواری اول بیکارشان کرد و بعد که اعتراض کردند کتک خوردند و دستگیر شدند اصلا میشناسی؟
کارگران آقدره را که نه فقط حقوق عقب مانده شان را نگرفتند که توسط قوه قضاییه شلاق خوردند چه؟
مسئول محترم!
رنج اینها را اصلا از خانه چندهزار متری شمال شهرت درک میکنی؟
🔸مسئول محترم!
حوزه علمیه محترم!
در ضمن یادتان میآید که امام مستضعفان چه گفت؟
گفت روحانیت متعهد به خون سرمایهداران زالوصفت تشنه است.
🔹اینها اشارههای پلاکاردهای تجمع هفته گذشته طلاب است. همان تجمعی که بخاطرش کشور یک هفته ملتهب شد. همان تجمعی که اصلاحطلبان و اعتدالیون آنرا، با تکنیکی که کودک هفت ساله را هم به خنده مینداخت، تهدید به ترور رییس جمهور تفسیر کردند. همان تجمعی که مراجع قم محکوم کردند و حتی سپاه بلافاصله از آن اعلام برائت کرد.
🔹حالا میفهمی چرا از چپ و راست از یک تک پلاکارد «استخر فرح» پیرهن عثمان ساختند؟ حالا میفهمی چرا اصل تجمع را لوث کردند و از خبر انداختند؟ میفهمی چرا حاشیه را اصل و اصل را حاشیه کردند؟ ترسشان از احیای عدالتخواهی است. ترسشان از طلبههایی است که کنار کارگر مقابل سرمایهدار زالوصفت بایستند. ترسشان از فریاد شدن صدای خرد شدن استخوان مستضعفان هپکو و آذراب و آقدره از دهان قم است
.
توییت روز:
جنجال انحرافی «استخر فرح» بالاخره رمقش را از دست داده.
حالا که جو آرامتر است بگذارید سوالی کنم:
آیا پایان فردی که نفر دوم انقلاب مستضعفان بوده در استخر سلطنتی نظام پیشین، کنایی ترین تجلی عاقبت بد و بیعزت نیست؟
آیا مرگ در کاخ سلطنتی، نمادین ترین رسوایی سیاستمدار مدعی انقلاب نیست؟
توضیح: استخر فرح برایشان مثل چشمهای پر برکت بود. یکهفته تمام جوشید وجوشید و افکار عمومی را مشغول کرد. دیدم از دیروز، گروهی از آنها به کمک بیبیسی دارند سعی میکنند باز فضا را بواسطه صحبتهای منصور ارضی ملتهب کنند و باز شعار «استخر فرح» را به تخیلات ترور هاشمی مربوط کنند. ارتباطی که کودکان را هم به خنده میندازد. اما این جنجال دیگر رمقی ندارد و این چشمه دیگر خشکیده. باید منتظر جنجالی تازه تر باشیم.
🔸 گفتم حالا که جو کمی آرامتر است کمی بدون هیستری و جیغ و فریاد در معنی شعار «ای انکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» تامل کنم. دیدم اتفاقا با معنایش موافقم. شخصا هم خودم را انقلابی میدانم و امیدوارم هیچ وقت مرگ وقتی سراغم نیاید که به همه ارزشهای خودم پشت کردهام و از انقلابی به بوروکرات و تکنوکراتی مقهور غرب و سرمایهداری تبدیل شدهام.
🔹 همه ما باید مراقب باشیم. هر یک از ما در ابعاد بزرگ و کوچک خودمان، وسوسه و ولع و شهوت در انتظارمان است. همه ما میتوانیم مقهور غرب و ماشین توسعهاش شویم و فکر کنیم بگذار چند سالی انسانهای معمولی زیر چرخهای این ماشین توسعه له شوند، تا بعدش به ان بهشت موعود کره جنوبی شدن برسیم. استخر فرح در انتظار همه ما هست اگر معنای واقعی انقلاب را نفهمیم یا خسته شویم و از انقلاب جدا شویم.
🔸 پانوشت: از طلبههای تجمع هفته پیش عذر میخواهم که زیر فشار جو رسانهای، جسارت دفاع از شعار به حقشان را زودتر از این نداشتم.