eitaa logo
استنطاق
132 دنبال‌کننده
83 عکس
40 ویدیو
65 فایل
نوشتارها و گفتارهای قرآنی و حدیثی رضاکریمی لینک گروه مطالعاتی المیزان: http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a ارتباط: @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۳.mp3
زمان: حجم: 8.1M
-مقتصد خودش را به خدا واگذار می‌کند. -هوای نفس تشخیص گناه را هم از بین می‌برد. سیری در نامه۳۱ قسمت۴۳ ۹اسفند۱۴۰۲ @estentagh @rezakarimi
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۴.mp3
زمان: حجم: 12.6M
- دور و نزدیک همیشه آنطور نیست که می‌پنداریم. -ضیق مذهب نشانه دوری از حق است. - "هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو" برای شرح صدر است. -اقتصار مکمل اجتناب از ضيق است. - شعر سعدی ترجمه دقیقی برای آیه لئن شکرتم لازیدنکم نیست! -مروری مجدد بر محورهای نامه امام سیری در نامه۳۱ قسمت۴۴ ۱۶اسفند۱۴۰۲ @estentagh @rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
"مسلمانِ لیبرال" تناقض است. کاش مدعی این جمله حداقل می‌فهمید اندیشمند هم‌مسلکش چرا گفته روشنفکری دینی پارادوکسیکال است، فهم امثال دکتر داوری که روشنفکری دینی را آهن‌گچی دانست، دیگر بماند. ایشان معتقد است دین و تجدد را نمی‌توان یکی کرد و می‌گوید: اگر کسی بگوید به نام دین عاقلانه و نه با خشونت، بلکه از روی مهر و معرفت و صفا، در مقابل ظلم قدرتهای جهانی می‌ایستم، نام این وضع را روشنفکری دینی می توان گذاشت. آزادی اسلام بر اساس توحید است ولی آزادی لیبرالی بر اساس اومانیسم است. آزادی با جهاد منافاتی ندارد ولی یک غرب‌گرا جهاد عقیدتی (جهاد برای رفع فتنه) را خشونت‌طلبی و نفی آزادی می‌نامد. اقتصاد لیبرال بازار آزاد را با سوداگری و طمع‌ورزی و مصرف‌گرایی عرضه می‌کند اما اسلام گرچه به ملائکه موکل بر بازار معتقد است اما حب دنیا را رأس همه خطاها می‌داند. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه حریت و تفرد را توصیه می‌کند اما این توصیه‌ها لیبرالیستی نیست چون با ولایت ولیّ ملازم است. کدامیک از این اصول خلاف لیبرالیسم و تجدد نیست؟ یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره جمع دین و تجدد https://www.cgie.org.ir/fa/news/143096 @rezakarimi
هر روز یک آیه؛ نکته قرآنی ۱ 🔰نکات قرآنی برگرفته از تفسیر المیزان 🔰 محفل قرآن و عترت اداره کل کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه 🆔https://eitaa.com/kermanshahplir
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 حسابرسی در برزخ برای افرادی که هنوز زنده هستند، گزارشی است که بیش از دیگر تجارب نزدیک به مرگ، موازی بودن دنیا و آخرت و خلقت کنونی بهشت و جهنم را نشان می‌دهد. چون حسابرسی افرادی که قبلاً مرده‌اند یا حسابرسی از خود‌ افرادی که تجربه نزدیک به مرگ دارند، به اين اندازه گویای آیه انّ جهنَّم لمحيطة بالکافرین نیست. علامه طباطبایی در تفسير سوره برائت ذیل این آیه نتیجه می‌گیرد جهنم هم‌اکنون وجود دارد نه در آینده. معنای حقیقی جهان‌های موازی هم همین رابطه موازی دنیا و آخرت است. 🆔 @abbas_mowzoon @estentagh
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت تجربه گر از "طواف عبادتگاه سایر ادیان به دور کعبه مسلمین" هماهنگ با نظریه وحدت متعالی دین است. مطابق این نظریه محور همه ادیان، اسلام و توحید است که با آن به وحدت می‌رسند. نکته مهم در این تجربه این است که همه معابد ادیان دور کعبه می‌چرخند و خود کعبه هم ثابت نیست! کعبه چرا بی‌قرار است؟ تجربه‌گر مطمئن حرف نمی‌زند و می‌گوید شاید احساس من این بوده که کعبه می‌چرخد. اما شاید هم بتوان این احساس را تصدیق کرد و گفت همه در طواف کعبه هستند و کعبه خود در طواف حقیقت بالاتری است. چون آن هم ظاهر و باطنی دارد و حقیقت کعبه ولی‌ّ خداست. طبق آیه قُلْ يٰا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اَللّٰهَ وَ لاٰ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لاٰ يَتَّخِذَ بَعْضُنٰا بَعْضاً أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اَللّٰهِ (آل‌عمران٦٤) کلمه مشترک ادیان توحید است و همه، از جمله مسلمانان، باید از این توحید تبعیت کنند. مسلمانی که به حقیقت اسلام تعالی پیدا نکند، در ظاهر کعبه مانده و آن را ثابت می‌پندارد. @abbas_mowzoon @estentagh
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
نکته‌ای از محفل قرآنی ادبی بزرگداشت سعدی نام این محفل را قرآنی ادبی اعلام کردیم چون معتقدیم بین ادبیات ما و قرآن پیوند جدی وجود دارد. البته پیوند قرآن با شعر فقط ظاهرگرایانه و با بیان مستقیم نیست به عنوان مثال بیت معروف همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی شعری اثرگذار و با حلاوت است که ظاهری تناقض‌گونه دارد چون سوال ایجاد می‌کند که چطور وقتی هنوز نبودیم دل ما به کسی تعلق پیدا کرد؟ اهل تحقیق می‌دانند این بیت به آیه ۱۷۲ سوره اعراف اشاره غیرمستقیم دارد که عهد الست انسان و عالم ذر را توصیف کرده است. @rezakarimi
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در سریال آمرلی مانند بسیاری مباحثات میان قرائت تکفیری با قرائت انسانی از قرآن، یک آیه قرآن مقابل آیه دیگر قرار می‌گیرد. در این سکانس از زبان فرد تکفیری آیه‌ای را می‌شنویم: وَ اُقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ (بقره۱۹۱ و نساء۹۱). در مقابل آن، آیه دیگر را می‌شنویم: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِي اَلْأَرْضِ فَكَأَنَّمٰا قَتَلَ اَلنّٰاسَ جَمِيعاً (مائده٣٢). انتخاب آیات در فیلمنامه مناسب است و در هر دو سخن از قتل است. اما راه‌حل نهایی جمع بین آیات است. فردی که فتنه‌انگیز است ‌اهل فساد در زمین است. البته فساد در زمین صرف گناه‌کاری یا حتی شرک و نفاق نیست چون فتنه وضعیتی است که دیگران را به استضعاف می‌کشاند. @estentagh
در کتاب «تفسیر قرآن بر اساس المیزان و تسنیم» هر سوره به این ترتیب بررسی شده است: ابتدا نکات برگزیده با عنوان «چکیده ی چکیده» سپس چکیده نکات از تفسیر المیزان بیان شده و در ادامه نکات تکمیلی بر اساس تأمل در المیزان و مقایسه با تفسیر تسنیم یا صوت آیت الله جوادی بیان می شود. در این بخش نظرات تفسیری تکمیلی گنجانده شده است. گرچه در مورد این دو تفسیر مهم کتابها و مقالات زیادی منتشر شده است ولی هنوز ناگفته های زیادی هست. آنچه که این کتاب را از آثار منتشره متمایز می کند عبارتست از: -این اثر حاصل یک فعالیت گروهی به صورت مجازی حضوری است پس نمی توان این اثر را صرفاً یک فعالیت فردی دانست بلکه ارتباط محتوا با خوانندگان قبل از چاپ شروع شده است. - در اینجا جزئیات مهم رابطه علمی استاد و شاگرد را به صورت علمی و نه با کلی گویی نشان داده است و تفاوت ها و شباهتها را بیان کرده است. - مهم ترین جنبه علمی این کتاب که آن را فراتر از یک چکیده‌نگاری ساده نشان می دهد پاورقی های متعددی است که به تأسی از سنت حاشیه نویسی قدما نوشته شده است. حاشیه‌نویسی وسیله‌ای برای بسط علم بود. بدین ترتیب، کتاب‌های حاشیه‌دار از شکل اصلی خود بیرون آمد و اثر جداگانه‌ای محسوب شد. پس سنت حاشیه‌نگاری مورد عنایت علمای اسلامی بوده است. این یادداشتهای علمی به احترام علامه طباطبایی به صورت حاشیه و پاورقی درج شده اند پس نباید آنها را کم اهمیت و فقط پاورقی نویسی پنداشت بلکه ساده‌سازی مطالب ثقیل، برجسته‌سازی نکات مهم، تطبیق با نظریات دیگران و مطالب تکمیلی فشرده هستند. دریافت https://taaghche.com/book/147757 @estentagh
رابطه شهدا با زمینیان در آیه فَرِحِينَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ (آل‌عمران١٧٠) بيان شده است. شهدا با ساکنان زمين ارتباط می‌گیرند و به آنها بشارت می‌دهند که نه خوفی بر آنهاست و نه محزون می‌شوند. با قلبمان باور کنیم که شهدا بخیل نیستند و فضل‌ خدا بر خودشان را کتمان نمی‌کنند و برادران دینی خود را به یاد دارند. با این بشارت است که شهدا مرده پنداشته نمی‌شوند: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل‌عمران١٦٩). کسانی که این پیام را درک کنند اثر می‌پذیرند و شاید به دلیل همین تماس روحی است که یاد شهدا کمتر از شهادت نیست. اگر شهادت را فقط از جنبه فقدان آن ببینیم شهید را مرده پنداشتیم و از مزیت رابطه با او محروم شده‌ایم. اشک بر شهید را باید دلتنگی و احساس فاصله با او بدانیم نه احساس خسارت و شکست. اگر این آیات را خوب بفهمیم، هم‌نوا با آوینی خواهیم گفت که شهدا از دست نمی‌روند به دست می‌آیند؛ بر همین اساس است که شهید سلیمانی برای دشمن از سردار سلیمانی خطرناک‌تر است. اکنون بازهم هوا دگرگون شده و مردم‌ ایران‌زمین مانند روزهای شهادت حاج‌قاسم باز هم پیامی را که سیدابراهیم و یارانش مخابره کردند در جان خود دریافت می‌کنند. با عزت تکرار خواهیم کرد که شهیدجمهور از رئیس‌جمهور قوی‌تر است. @rezakarimi @estentagh
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان رهبر‌معظم انقلاب‌اسلامی در توسعه معنای سبیل‌الله و حقیقت شهادت نکته مهمی است که سالها پیش در یادداشتی مبانی قرآنی و روایی آن را تبیین کرده بودم: شهادت معنایی وسیع تر از کشته شدن در میدان جنگ دارد و بسیاری اعمال هم در حکم شهادت قرار می گیرند. آنچه که شهادت را شهادت می کند صبر و اعتراف بر مصیبت است نه چیز دیگر. این تفسیر بر اساس تعمیم مسئله شهادت در روایات و پیوستگی بین آیات پنجگانه ۱۵۳ تا ۱۵۷ سوره بقره آمده است و بر آن است که بگوید: شهادت حقیقتی مشترک با ۴بلای دیگر دارد و روایات هم همین را تأیید می کنند. علما و فقها هم چنین معنای شهادت را پذیرفته اند که از دو نوع شهادت حقیقی و حکمی سخن گفته اند. یادداشت تفصیلی: https://estentagh.blog.ir/post/27 رهبر انقلاب در تفسير آیه وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی‌ سَبیلِ اللهِ اَمواتٌ بَل اَحیاءٌ وَ لکِن لا تَشعُرون؛ فرمود: اطراف این آیه بحثی از حرکت نظامی و جنگ و قتال و مانند اینها نیست؛ نمیشود ادّعا کرد که معنای این «یُقتَلُ فی‌ سَبیلِ اللَّه» کشته شدن در میدان جنگ است، چون هیچ قرینه‌ای بر این، در این آیه وجود ندارد. در آیه‌ی سوره‌ی آل‌عمران ــ «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا» ــ چرا، آن آیه در ضمنِ مسائل جهاد است؛ این آیه نه، مطلق است؛ راه خدمت به مردم، کار جهادی برای مردم، اداره‌ی کشور اسلامی، راه پیشرفت نظام جمهوری اسلامی، راه خدا است. آقای رئیسی عزیز و همراهانش، مشمول این آیه‌اند؛ اینها را اموات ندانید؛ بَل اَحیاءٌ؛ اینها زنده هستند؛ همان تعبیری که در باب شهدا وجود دارد. بنابراین، اینها را ما «شهدای خدمت» میدانیم. @estentagh
امام حسین علیه‌السلام در خدا را اینگونه صدا زد: يا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغيرِ. گاهی مناجات‌خوان به اینجا که می‌رسد روضه طفل صغیرش را می‌خواند. اما به علی اصغر چه رزقی رسید و اسم رازق به آن طفل شیرخوارِ تشنه‌لبِ مذبوح چه ربطی دارد؟! مقتل می‌گوید رزق طفل حسین در بهشت ادامه پیدا کرد؛ آنجا که هنگام گریه و شکوه امام از قاتل طفلش، ندای آسمانی آمد: دَعهُ يا حُسَينُ؛ فَإِنَّ لَهُ مُرضِعاً فِي الجَنَّةِ. او را واگذار ای حسین، او را در بهشت شیر می‌دهند. روضه‌خوان باید روضه را تا اینجا ادامه بدهد تا حق این فراز از دعا ادا شود. @estentagh