eitaa logo
اِتِّفآق؛
149 دنبال‌کننده
227 عکس
129 ویدیو
0 فایل
"بِسمِ رَبِّ الشُهَداءِ و الصِّدّیقین" اناشیعة‌‌علی‌ابن‌ابی‌طالب🕶☕ ما ملت ایران؛ نخواهیم گذاشت در تاریخ بنویسند سید‌علی تنها ماند🪖 _ کپی؟ با ذکر صلوات برای ظهور آقاجانم صاحب الزمان.. سنجاق خونده بشه* میشنوم تون : https://daigo.ir/secret/91789672455
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی هیئتا دیگه هیئت نیسس🗿😐 رسما کنسرتههه😐
تمام شد؛
بسم الله الرحمن الرحیم
فاطمیه که شروع میشود.. دلم برای فاطمه میگیرد تمام که میشود برای علی...
من هرروز هر ساعت، هر ثانیه تنگه دلم برا کربلا:»
بغلم کن تو گوشم بگو: اگه خسته ای، بیا کربلا:)
من که تهش میمیرم برات؛ یا هیئت یا کربلا.
یه لات بود تو مشهد. داشت می‌رفت دعوا شهید چمران دیدش، دستش‌رو گرفت و گفت اگه مردی بیا بریم جبهه. به غیرتش برخورد و به همراه شهید چمران رفت جبهه. تو جبهه واسه خرید سیگار با دژبان درگیر میشه و با دستبند میارنش تو اتاق شهید چمران. رضا شروع میڪنه به فحش دادن به شهید چمران، وقتی دید ڪه شهید چمران به فحش هاش توجه نمی‌کنه. یه دفعه داد زد ڪچل با توأم! شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: چیه؟ چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا، چه سیگاری میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید. رضا ڪه تحت تأثیر رفتار شهید چمران قرار گرفته میگه: میشه یه دوتا فحش بهم بدی؟! ڪشیده ای، چیزی! شهید چمران: چرا؟ رضا: من یه عمر به هرڪی بدی ڪردم، بهم بدی ڪرده. تاحالا نشده بود به ڪسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه! شهید چمران: اشتباه فڪر می‌ڪنی! یڪی اون بالاست، هرچی بهش بدی می‌ڪنم، نه تنها بدی نمی‌ڪنه، بلڪه با خوبی بهم جواب میده. هی آبـرو بهم میده. گفتم بذار یه بار یڪی بهم فحش بده بگم بله عزیزم. یکم مثل اون بشم. رضا جاخورد و رفت تو سنگر نشست و زار زار گریه می‌کرد. اذان شد، رضا اولین نماز عمرش بود. سر نماز موقع قنوت صدای گریش بلند بود، وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد رضا اولین و آخرین نماز عمرش را خواند و پر کشید..
اِتِّفآق؛
-
چه زیباست نام شیرینت:)