#اعتراف
+اعتراف میکنم ک یبار قرار شد با بابام بریم پیادهروی صب زود(ساعت 5 🫤)
بعد من با خودم گفتم ک من بخوابم دیگه صب پا نمیشم هیچی دیگه بیدار موندم تا صب فیلم دیدم بعد صب بابامو بیدار کردم و منم چشام باد کرده بود رفتیم پیاده روی برگشتیم خونه من تو آسانسور خوابم برد بعد بابام فک کرد ک مریضی چیزی شدم منو برد دکتر سرم زد و اینا خلاصه که هنوز نفهمیدن که برای چی اونجوری شدم(برای بی خوابی بود😁😁😁) هنوزم هی میخایم بریم بیرون بهم میگه مثل اون دفعه نشیااااا😂😂😂
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
از مسخرهترین ایدهها 😂😂
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+اعتراف میکنم ۴ سالم بود بابامم میخواست بره سر یه جلسه مهم تو مدرسه (بابام معلمه) بعد گوشی و سوئیچ و اینا رو گذاشته بود رو میز و رفت نهار بخوره منم اومدم دختر خوبی باشم و به بابام کمک کنم رفتم تو دستشویی گوشی بابامو مایع زدم و شروع کردم به شستن با اسکاج و آب مایع دستشویی افتادم بجونش و رفتم به بابام گفتم بابا ببین گوشیتو شستم که تمیز شه بابا هم شده شده بود هم پراش ریخته بود هم خندش گرفته بود 🤗😁😅🤣🤣
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
چون دختری بابا خندیده 😂
اگه پسر بودی الان باید خرماتو میخوردیم
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+دخترم اعتراف میکنم
دیشب عموم اینا خونه ما دعوت بودن
اونا یه دختر از من یک سال بزرگتر دارن
خلاصه قرار شد دخترعموم شب خونه ما بخوابه
من یه پتو روی خودم انداختم که شکل (بن تن ) بود
دختر عموم گفت اسم این مرد عنکبوتی روی پتوت چی بود؟منم رفتم بگم بن تن
گفتم بت من😂😂 ما هم تا یک ساعت میخندیدیم🤣🤣
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
این واقعاً عالی بود 🤣🤣🤣
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+اعتراف میکنم که وقتی مسافرت بودیم منو دختر خاله و پسر خاله هام شب تویه اتاق بودیم میخواستیم بخوابیم ولی خوابمون نمیبرد آقا ما اومدیم فیلم ترسناک ببینیم ( خداروشکر هممونم ترسو😂) اینو بگم همه خواب بودن غیر از ما یهو یه صدا اومد همون آدم اود اتاق یعنی دیگه سکته کردیم از ترس جیغ زدیم دیگه نگو خالم بود میخواست ببینه خوابیم یانه 😂🤦♀
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
لطفاً وقتی از سایه خودتونم میترسید
فیلم ترسناک نگاه نکنید 🗿😂
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+درود✋
مظلوم عالم هستم و اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و حدود پنج سالم بود
مهمون از راه دور اومد خونمون.این بنده خداها خیلی دیربهدیر میومدن.قرار بود مامان و بابام برام اسکوتر بخرن.رفتم به مامانم گفتم کی میریم میخریم مامانمم منو مظلوم گیر اورد(از همون بچگیم مظلوم بودم😂)گفت بعد اینکه مهمونا رفتن.منم رفتم به فامیلامون گفتم میشه برین؟😂🤣
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
فقط جوری ک خودتو معرفی کردی 😂
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+اعتراف میکنم وقتی ۵ سالم بود یکی از فامیلای دور مامانم اینا اومده بود بعد پسرشون ۲ یا ۳ ساله بود یه توپ کوچولوی خیلی خوشگل داشت که برق میزد . منم دیدم کسی حواسش نیست رفتم توپش رو برداشتم پشت مبل گذاشتم وقتی که رفتن یهو از پشت مبل درش اوردم گفتم عههههه توپشو جا گذاشته. البته بعدش به مامانم گفتم که خودم اونو دزدیده بودم🤣
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
چقد تمیز کش رفتی 😂😂
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+اعتراف میکنم ۷ سالم که بود خیلی جوگیر شده بودم با دوستام گفتیم روزه بگیریم اقا ما اون سال و سال بعدش روزه کامل گرفتیم ولییییییی ما نمیدونستیم وقتی روزه ایم نباید اب بخوریم و تا اذان مغرب مثل خر اب میخوردیم🫠🫠🫠🫠
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
حالا برعکس ما یه رفیق داشتیم
میگفت تُف هم نباید قورت بدی 🤣
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+اعتراف می کنم یه بار رفیقم زنگ زد منم حوصله نداشتم گوشی رو جواب بدم به مامانم گفتم گوشی رو بردار به دوستم بگو که من خوابم مامانم گوشی رو که برداشت بهم گفت گفتی چی بگم ؟ 😂🙈🤦🏻♀
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
لابد بعدشم گفته
اینجاست ! سلام میرسونه 😂
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+سلام دیروز رفته بودم شیر بخرم تاریخ (۵/۱۰)بود بعد تاریخ تولید شیر (۵/۱۱) بود بعد من همین که به فروشنده گفتم امروز چه تاریخیه تا دید شیر دستمه گفت زیاد به تاریخش توجه نکن 😂😂
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
همیشه اینا رو از ته ِیخچال بردارید
چون قدیمیا رو میزارن جلوی دست 😂
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+اعتراف میکنم؛
رفته بودیم مراسم ختم با بچه های پایگاه بسیجمون یکی مسئولامون شوهرش شهید شده بود و قبل ترش عمشون فوت کرده بود رفتیم وارد شدیم و تو راه حسابی با دخترا و مسئول پایگاهمون تمرین کرده بودیم اول بگیم خدا شوهرتون رو رحمت کنه و بعد بگیم روح عمتون شاد !😱رفتیم و من آخر صف بودم همه جلوی من خوب صحبت کردن و تو یه فضای خیلی غمگین بودیم که تا چهره خانم بنده خدا رو دیدم هول شدم گفتم رحمت عمتون رو کنه شوهرتون شاد بمیرن الهی 😱 دیدم همه سرخ شدن از خنده ،و دارن میزنن تو صورتشون که طاهره بس کن خواستم جمعش کنم گفتم الهی شوهرتون با حوریان بهشتی محشور شن 🤣یهو همه زدن زیر خنده تنها کسی که نمیخندید مسئولمون بود میخواست بکشتم😂 تا آخر مجلس 700 بار از طرف عذر خواهی کرد فقط
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
نظرتون چیه تسلیت رو بنویسیم رو کاغذ
ببریم بدیم ب صاب مجلس 😂😂
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+اعتراف میکنم دیروز با دوستم رفتیم بیرون که من لباس بخرم منم تیپ های لش دوست دارم ولی اون اصلا از این تیپا دوست نداره بعد من از یه لباس خوشم اومد گفتم که مانیا این خوشگلع اونم خیلی با بدی به من گفت که نه آخه این چه سلیقه ای تو داری ☹️ بعد من خیلی ناراحت شدم و اینکه رفتیم یه لباس فروشی دیگه من لباسو دیدم و عاشقش شدم 🤗 بعد اصلا به اون هیچ ربطی ندارد که من چه لباسی دوست دارم و اینکه من اون لباسو خریدم حالا ۲ روز از اون موقع گذشته تازه به من پیام داده ما اصلا تیپو قیافمون بهم نمیخوره منم خیلی بهم برخورد که آخه یعنی چه این چه رفتاریه منم بهش هیچی نگفتم 😢 و امروز باهام قهر کرد منم خیلی خوشحال شدم که یک مزاحم از زندگیم کم شد 👌☺️
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
بجای این میشد راجبش حرف بزنید
و با دلیل از سلیقهتون دفاع کنید =/
💨🦖اعترافخونه!
#اعتراف
+دخترم ۱۶ اعتراف میکنم
من چون عاشق داداش بودم مامانم تا حدود کلاس سومم بهم میگفت تو یک داداش داری اسمش الیاسه داره تبریز درس میخونه
منم تا کلاس سوم بدون هیچ نشونه ای از الیاس فکر میکردم داداش دارم حتی به همکلاسی هام میگفتم ما خانوادهمون شیش نفره یک داداش هم دارم بزرگتره تا ۹ سالگی با یک داداش خیالی زندگی کردیم تازه دوتا ابجیهای بزرگترم هم فکر میکردن واقعا الیاس وجود داره
خلاصه هممونو خانواده گرام اسکل کردن
🦦 𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏:
شایدم وجود داشته باشه و بعد از این
اعتراف ، الیاس رو پیدا کنی 😔😂
💨🦖اعترافخونه!