خیلی یهویی عاشقش شدم اول فقط عکسشو دیدم بعد سه ماه حضوری دیدمش دم ایستگاه اتوبوس عجیب بود نمی تونستم حسی که نسبت بهش پیدا کرده بودمو باور کنم اولاش چند نفر فک می کردن من و اون با هم خواهر برادریم دیر به دیر می دیدمش ولی هر شب با فکر کردن بهش خوابم بره خیلی داستان زندگیم عجیبه با این که سن کمی دارم ولی می تونم همین ۲ سالی که عاشقش شدمو ت و
.
پیامت نصفه اومده
ولی خب،
چرا فک میکردن خواهر برادرید؟
https://eitaa.com/eteraf_mardom/211
به پسر
فروختمم داداش🗿😂
#یک_عدد_ممبر
.
به ببین کی اینجاس🦦
پارسال دوس امسال آشناا
عی عی از این رفیقا🚮
https://eitaa.com/eteraf_mardom/212
چه کنیم دیگه درگیرم😔😂#یک_عدد_ممبر
.
عی عی امان از درگیری های این چنین💘
https://eitaa.com/eteraf_mardom/214 چه خبر؟ بوس بهت ❤️💋#یک_عدد_ممبر
.
هیچی والا خبرا ک دس شماست..
دوست شدیم لب گرفتیم تو بغلش خوابیدم تو بغلم خوابید فرداش تو مدرسه غریبه شدیم🙂به همین سادگی گذشت
.
چ بد
دوست شدیم رفیق شدیم نزدیک شدیم زندگیم شد ولم کرد با فوش و ضربه زدن با دشمنم رفیق شد و زد به دل خوشی و توروم واساد🙂به همین سادگی
.
زندگی همینه دیگه💘