اتفاق
🔹اشکی که اینجا ریختم... توی روضه های معمولی شاید نشه انقدر اشک ریخت. 🔷ابراز لطف سرکارخانم ایزدی معا
#خاطره_نوشت
ایشان سال گذشته، تئاتر «نذر دیدار» را هم در هیئت استاد محبی دیده بودند. همیشه با نظراتشان به بچه های گروه انرژی میدهند.
یک رفتار خاص دارند خانم ایزدی.چون معاون دبستان هستند انگار همیشه حواسشان به بچه ها هست. در هر دو مرتبه ای که تئاتر را تماشا کرده اند به بازیگران کودک مبلغی را هدیه یا صله داده اند.خدا میداند این بچه ها چقدر شاد می شوند.😍😍
#پناه
#اتفاق
https://eitaa.com/ettefagh
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه عکس امام شهیدمون رو روی دیوار اتاقتون زدید، این ویدیو رو ببینید!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#اتفاق
#وداع
https://eitaa.com/ettefagh
💥«پناه» در بهشت
اجرای تئاتر پناه در حرم مطهر بانوی کرامت😍
تعریف از خود نباشه....همه ش کرم اهل بیته،ولی اگه نبودین چیز با ارزشی از دستتون رفته😎
گزارشای تکمیلی بعدا ان شاءالله.
#پناه
#حرم
#اتفاق
https://eitaa.com/ettefagh
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚜اجرای امروز حرم
یکی از منظم ترین و هماهنگ ترین اجراهایی بود که در چند سال اخیر داشتیم.
با عنایت حضرت معصومه(سلام الله علیها) و کمک خادم های عزیز رواق نوجوان، کارها عالی پیش رفت.
آقایونم دستشون درد نکنه...خیلی مرام گذاشتن.
واحد صوت هم که همیشه دستبوس شون هستیم.
خلاصه کار تمیز شد.
توی کلیپ لحظاتی از هماهنگی ها و مقدمات و اجرا رو میبینید.
#حرم
#پناه
#اتفاق
#معصومانه
https://eitaa.com/ettefagh
هدایت شده از معصومانه
🖤
حالا، نوبت تئاتر رسید...🎭
تئاتری درباره واقعه حَرّه؛
درباره مردمی که بعد از عاشورا،
تازه بیدار شدند.
صحنهها ساده بود،
اما حرفها عمیق...
دخترها نگاه میکردند 🥺
و شاید توی دلشان میپرسیدند:
اگر من آن روز بودم، چه میکردم؟
اگر حق تنها میماند، کنار حق میایستادم؟
اگر زمانه سخت میشد، دلم میلرزید یا محکمتر میشد؟
تئاتر امروز فقط نمایش نبود؛
یک آینه بود برای دلهای نوجوان.
#هیئت_دختران_معصومانه #باید_برخاست
اتفاق
🖤 حالا، نوبت تئاتر رسید...🎭 تئاتری درباره واقعه حَرّه؛ درباره مردمی که بعد از عاشورا، تازه بیدار شدن
توضیحات کانال معصومانه در مورد تئاتر دیروز.
بهشت برای عزاداران امام حسین جای آشنایی است.
مادران شهید صدر مجلسند.
و ما برای دست بوسی شان میرویم.
درست مثل اجرای امروز «هیئت شهیدان حسنی»،که دستبوس مادرشان بودیم. و چه دستی بوسیدنیتر از دستی که دو شهید را پرورش داده!
بعد توی بهشت دور هم از امام حسین میگوییم و اشک میریزیم....
مثلاً امسال تئاتر«پناه» را اجرا میکنیم.
فکر کنید چقدر باید مخاطب نازنین باشد که وقتی در تئاتر از زبان ام البنین نام حسین را فریاد میزنی، همه یک صدا با تو بگویند: «حسین»!😭😭
بعد هم به خانه میآییم و مینشینیم به خوردن الویههای دستپخت خواهرهای شهید😍
الویه ها شبیه اثر هنریاند.
و بهشت همین است.
همین روضه ها!
#شهیدان_حسنی
#پناه
#اتفاق
https://eitaa.com/ettefagh
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کفش ها بی نظم بودند...هرکدام سرخود نتی مینواخت، موسیقی کفش ها فالش بود...چیزی شبیه نویز.
ساعتی بعد خادمی آمد و آوازی خواند..شاید یکی ازخواهران شهید حسنی:
بی عرضه ام ولی به خدا جفت کرده ام
کفش عزای مردم در روضه را حسین😭
حالا به احترام روضه هماهنگ مینوازند.
خوب گوش کنید...هارمونی می بارد .
#شهیدان_حسنی
#اتفاق
#پناه
https://eitaa.com/ettefagh
صدقه بدیم☘
مرتب...
روزی چند بار...
و آیت الکرسی ورد زبونمون باشه.
که بلا دورباشه از بدرقه کنندگان آقا.
#وداع
#اتفاق
https://eitaa.com/ettefagh
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 حال و هوای دیروز شبستان حضرت زهرا در اجرای «تئاتر پناه».
♻️این مداحی دلنشین رو وقتی برای کلیپ انتخاب کردیم، نمیدونستیم وسطاش می گه:« پناهم باش».😍
#حرم
#پناه
#اتفاق
https://eitaa.com/ettefagh
🔴یادداشت فرزند سردار شهید ابراهیم همت به مناسبت وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی
🔹️مادرم گفت: کار من نیست، من طاقت ندارم! گفتم: کار چه کسی است؟! کدام ایرانی حریف این داغ میشود؟! ولی امر امر شماست. پاسخم را با گریه داد، یعنی نرویم چه کنیم؟! زینبیهی بیت رهبری شده بود کربلا! بعد نماز یکی بلند شد و روضه اول را خواند، چرخید رو به جمعیت، مشتهاش را گره کرد و با حالت شعار گفت: ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم... و مردم به جای شعار دادن زار میزدند.
🔹️و از آن به بعد همه به هر علتی زار میزدند، ما برای خیلی پیکرها گریه کردیم، گریه بر پیکرهای زیادی دیدیم، میگویم زار میزدند چون این کاری که در حسینیه کردیم گریه کردن نبود، اگر شما کلمه بهتری دارید که این گریههای یکریز، بلند و بیوقفه را توصیف کند بنویسید.
🔹️و این آخرین روضهای بود که من توی زینبیه شنیدم، از آن به بعد هرچه خوانده بودند را توی خانه و در فضای مجازی پیدا کردم و برایم تازگی داشت، من فقط دیدم که پرده کنار رفت، آقا در حلقه محافظانش آمد، روی سکو رفت، اما یک کلمه حرف نزد، حتی یک کلمه! و من و بقیه بچههای شهدا همدیگر را بغل کرده بودیم که این غم بزرگ را توی تنهای بیشتری جا بدهیم، غم را از سینههامان به هم میدادیم که ما را نکشد، غم اما برای ۹۰ میلیون نفر هم زیاد بود.
🔹️آدم به امید زنده است، آدم با خودش فکر میکند که شاید پرده کنار برود و پدرش با مشت گره کرده بیرون بیاید، آدم فکر میکند شاید، چه میدانم شاید... آدم الکی دل خودش را خوش میکند، اما وقتی آمد و حتی برای دلخوشی مردم و ما بچههای شهدا یک کلمه هم صحبت نکرد سنگینی تابوت امید را روی شانههامان حس کردیم. گفتم که، آدم به امید زنده است و ما بدون امید مردیم.
🔹️اینها را وقتی مینویسم که توی بالکن خانه مادر نشستهام، مادرم که اینقدر گریه کرد که خوابش برد، مادرم که امشب مثل من دوباره یتیم شد، مادرم که تمام آوارگی پس از شهادت پدرم یکباره روی سرش خراب شد. آنچه تا امشب دیده بودم غم بود و آنچه امشب دیدم کلمهای برای معادل سازی ندارد. ما میزبان مردی بودیم که یک عمر به میهمانیاش افتخار کردیم، آقا، نمک سفره شما کورمان کند اگر از خون شما بگذریم...
#اتفاق
#وداع
https://eitaa.com/ettefagh