شبی مهتابی، ماه تنها چیزی بود که در آسمان چشم بنی آدم را میگرفت. به او چشم دوخته بودم و برایم جای سوال بود : چرا کسی اینگونه خورشید را دوست ندارد ؟ چرا خورشید، با وجود تمام این مصیبت ها و نفرین هایی که دیگران بر او میفرستند، باز هم به درخشیدن ادامه میدهد ؟ حتی با این که میداند هر چه شود، زمین به آسمان بیاید یا آسمان به زمین برود، باز هم انتخاب مردم ماه است. اما همچنان تلاش میکند و نوری که کل مدت روز، تمام انرژیاش را برایش صرف کرده است، باز هم به ماه میبخشد. خورشید میداند. کمتر کسی است در این جهانِ نفرت انگیز که او را انتخاب میکند، اما باز هم به کار خویش ادامه میدهد. برای زیباییِ ماه از جان و دل مایه میگذارد. با این حال، مردم حاضر نیستند حتی برای یک لحظه تلاش های بی وقفه خورشید را ببینند. چرا که ماه، همیشه برگزیده بوده است.