آن شب ، ماه پشت پردهای از دود گم خواهد شد .
کوچهها خالی ، پنجرهها خاموش و بوی خاک ِخیس با بوی مرگ در هم خواهد آمیخت .
از دور ، ناقوسی سه بار خواهد نواخت ..
و صبح ، دیگر شبیه صبحهای پیشین نخواهد بود .
‹ چهاردهم ِمهر | شب ِشوم ، آغاز خاموشي ›
آبـی ِمـن .
ویران شده را حوصله منت معمار نباشد ..
ویرانهی ما را بگذارید که ویرانه بماند ›