excuse me?
خب همونطور که مشخصه الان کله سحره... از خستگی و بدن درد (مخصوصا بدن درد) صاف شدم. میخواستم بخوابم ک
کله صبحی دارم چیکار میکنم/ چیکار میکردم؟
یکی از پروژههای لعنتیمو انجام میدادم.
باید اعتراف کنم که این اواخر داشت استرسزا میشد- و انجام دادنش حس خوبی داشت. هم راحت شدم و فهمیدم اونقدر سخت نبود، و هم یادم افتاد چرا اومدم دانشگاه. بخاطر برنامهنویسی.
هرچند تمرین خاصی نمیکنم، ولی چقد لذت میبرم ازش.
و البته که بازم تموم نشد. فک کنم یکم دیگه باید پاشم واسه ادامش.
excuse me?
دوباره.
این چن وقت که اینجا رو پاک کرده بودم، چیزایی که دوست داشتم به یکی بگمو تو این یکی مینوشتم- اره میدونی، من واقعا نیاز دارم که یه سری حرفامو بریزم بیرون!! حالا با صدای بلند، یا با کلمات پشت صفحات مجازی و کاغذی...