eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.6هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ 🔷️مصطفی خیلی بی ریا بود... از منطقه که میگفت یک بار نگفت من ... همش میگفت بچه ها. کمتر کسی میدونست فرمانده گردان شده. صحبت هایش همیشه با این حرف حضرت امیر بود: چه بسیارند عبرت ها و چه اندک عبرت گیرنده ها... دوستی رو چند روز قبل جایی دیدم که از همرزمان شهید بود .میگفت : مصطفی رو لحظه شهادت هم دیدم میگفت : همیشه موقع عملیات بچه هارو جمع میکرد یک گوشه و 🔶️میگفت که هیچوقت مغرور نشید به اینکه اینجا چه کاره اید... میگفت همه را در یک سطح میدونست وفرق نمیگذاشت. میگفتن که هر جا به معبری میرسیدند که خطرناک بود مصطفی خودش اول میرفت تا اگر اونجا تو تیررس دشمن بود سپر انسانی بقیه بشه و نگذارد بقیه صدمه ببینن. همون اقا میگفت: با دشمن فاصلمون کم بود رفیقمون رفت برگ درخت زیتون بیاره برای استتار که یهو با تیر زدنش. میگفت اون یک تیکه زیر آتش بود... مصطفی رفت زیر آتیش دشمن و اون شهید را بیرون کشید. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌شهید مصطفی صدر زاده🌷 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🔺راهکار شهادت... حسن می گفت: «با جمعی از فرماندهان سپاه رسیدیم خدمت حضرت آیت الله بهاء الدینی و از مشکلات اداره امور جنگ گفتیم. ایشان فرمودند:«ما در ایران یک طبیب داریم که شفا دهنده همه دردهاست. چرا حاجت های خود را از امام رضا (ع) نمی خواهید؟!». بعد از زیارت ایشان رفتیم، خدمت امام رضا (ع). یاد جمله آیت الله بهاء الدینی افتادم. 🔶️ فکر کردم که بهتر از شهادت چیزی نیست که از حضرتش بخواهم و خواستمش». 🔷️هنوز یک هفته از این زیارت نورانی نگذشته بود که امام رضا (ع) همه دردهای حسن را با شهادت التیام بخشید. شهید حسن باقری⚘️⚘️ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
محمدرضا بهم گفت: خواب دیدم در مسجد جامع هستم و پاهام آلوده به نجاست است و از ساق پا به پایین هرچه آب میریزم پاک نمیشه، تعبیرش چیه؟ گفتم: خدا إن شاء الله شما رو آمرزیده... محمدرضا گفت: نه! تعبیرش این نیست. چند روز بعد دوباره دیدمش. بهم گفت: تعبیر خوابم رو فهمیدم. مادرم یه جفت جوراب نو بهم داده بود که پوشیدم و احتمالا این جوراب از سال های قبل داخل صندوق بوده و ممکنه خمس آن را نداده باشند. لذا خمسش رو دادم و این تعبیر خوابم بود و حالا احساس راحتی میکنم..... معلم تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
💥آیت‌الله کاشانی فرمودند: شخصی به نام نوروزی برای من نقل کرد: پسرم مریض شد ‌وقتی دکتر بردم گفتند سرطان است، چندین دکتر مراجعه کردم، همه گفتند درد ایشان درمان ندارد، ناچار پسرم را به انگلستان بردم، تا آنجا هم بعد از چند روز آزمایش و عکسبرداری همین تشخیص را دادند و گفتند اگر عمل هم بکنید فایده ندارد، بارها به خدا عرض کردم که خدایا این همه ثروت را که به من عنایت فرموده ای از من بگیر، فقط این یک پسر را برای من نگه دار، عاقبت پسرم را از بیمارستان انگلستان مرخص کردم، سوار هواپیما شدیم به طرف تهران، در حالی که سرم دستش بود و از شدت درد ضعیف و رنجور شده بود. ✨💫✨ یک نفر در هواپیما به من گفت این مریض را چرا اینجا آوردی؟ گفتم کجا ببرم؟ گفت: مسجد مقدس جمکران! این جور مریض ها را باید حضرت صاحب الزمان علیه السلام شفا بدهد. من در همان هواپیما نذر کردم که اگر خداوند پسرم را شفا دهد یک بیمارستان به نام مسجد مقدس جمکران بنا کنم، شروع کردم در هواپیما با امام زمان علیه السلام راز و نیاز کردن، عرض کردم: ای پسر فاطمه به حق فاطمه زهرا سلام الله علیها به این پسر شفا عنایت فرما! ✨💫✨ در همین حال بودم که یک مرتبه پسرم از خواب بیدار شد و گفت: بابا به من انار بده! گفتم: چشم، تهران برای شما انار می دهم. بار دوم از خواب بیدار شد و گفت: بابا به من بیسکویت بده! معلوم شد که در خواب دیده سید بزرگواری برای ایشان انار آورده و فرموده شما خوب شدید سرم را بیرون بیاورید! چون تهران رسیدیم سرم را از دست ایشان بیرون آوردم دیدم حالش خیلی خوب است چند روز در تهران ماندیم، به دکترها مراجعه کردم آزمایش و عکسبرداری گفتند پسر شما سالم است! چون قبلا دیده بودند گفتند این فقط معجزه بود که خداوند به حرمت حضرت صاحب الزمان علیه السلام و مسجد مقدس جمکران ایشان را شفا داده است. 📗شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام، ج٣ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سال ۱۳۶۸ بود هنوز امام راحل پشتوانه ی بسیج بود. پشت جبهه با مادرم داشتیم خیاطی میکردیم ، یکی از عزیزان آمد با صدای رسا گفت کی این لباس های جنگ را با یک لایه ضخیم میدوزد با صدایی لرزان و ترسبار گفتم من سرباز گفت مگر اهل کجایی دختر این بار با اشک گفتم کردستان. تو چشم هایم نگاه کرد و گفت من امروز با همین لباس گرمی که تو با مادرت دوختی چند نفر را از سرما نجات دادی یادش بخیر گوشه ای از نگفته های شهید بروجردی زمانی که در کردستان خدمت میکرد تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🍃جزای اعمال🍃 🔸یکی از اصحاب موسی بن جعفر علیهما السلام به آن حضرت عرض کرد: یک نفر کافر است و از برخی از مسائل غیبی خبر می‌دهد. امام کاظم علیه السلام او را احضار نمود و فرمود: تو چگونه از غیب خبر می‌دهی؟ او گفت: من با خواسته نفس خود مخالفت می‌کنم از این رو می‌توانم از غیب خبر بدهم. امام علیه السلام فرمود: آیا نفس تو مایل است که مسلمان شوی؟ عرض کرد: مایل نیستم که مسلمان شوم. امام علیه السلام فرمود: با نفس خود مخالفت کن و مسلمان شو. پس او پذیرفت و مسلمان شد. چون روز دیگر نزد امام علیه السلام آمد و امام از او سؤالات غیبی نمود نتوانست پاسخ بدهد. پس گفت: تعجّب است که قبل از مسلمان شدن قدرت بر غیب گویی داشتم و اکنون که مسلمان شده‌ام از آن عاجز مانده ام؟! امام علیه السلام به او فرمود: هنگامی که تو کافر بودی پاداش مجاهده و مخالفت با نفس تو در دنیا داده می‌شد، و پاداش آخرتی نداشتی و لکن اکنون که مسلمان هستی قابلیّت پاداش آخرتی پیدا کردی و خداوند پاداش مجاهده با نفس را در آخرت به تو خواهد داد و این پاداش برای تو بهتر و فروان تر می‌باشد. [۱] مؤلّف گوید: کافر چون نمی تواند قصد قربت کند و عمل خود را برای خدا انجام بدهد، پاداشی در آخرت نخواهد داشت چرا که خداوند می‌فرماید: ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا﴾ [۲] از سویی خداوند پاداش هیچ عمل کننده ای که خدمت و احسانی به مردم نموده باشد را ضایع نخواهد نمود و اگر او مؤمن نباشد خداوند پاداش او را در دنیا قرار خواهد داد چنان که می‌فرماید: ﴿إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلا﴾. 📗📗📗📗 [۱]: . چهل حکایت: ص۶۵. [۲]: . آخر سوره کهف. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🔺امشب اگر بخوابم... 🔷️مهدی تا از حلال و حرام زندگی کسی مطمئن نمی شد خانه شان نمی رفت. یک شب با اصرار به خانه ای دعوت شدیم که نمی دانستیم اهل حساب و کتاب خمس هستند یا نه؟ وقتی برگشتیم، دیدم مهدی نیست. دیدم در حیاط باز است و او در کوچه متفکرانه قدم می زند. پرسیدم:«چی شده؟ حالت توب نیست؟». گفت:«چیزی نیست تو برو بخواب». بالاخره با اصرار من گفت که «این غذایی که امشب خوردم روحم را خیلی مشوش کرده، خیلی در عذابم». گفتم:«بیا تو برات شربت درست کنم». گفت:«نه! این حساب و کتابها را نمی شود با شربت شیرین کرد». اصرار کردم «بیا تو بخواب خوب میشی». گفت:«امشب اگر بخوابم دیگر بلند نمی شوم». 🔶️بالاخره بعد از دو ساعت معطلی آوردمش خانه. فکر کردم می خوابد. اما تاصبح نخوابید و تا طلوع آفتاب در سجده بود و دعا می کرد. شهید عبد المهدی مغفوری🌷 ♥️ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام من شیرینم، یه دهه شصتی که تجربه هشت سال جنگ ایران و عراق رو داشته، چهار سالم بود که درک کردم صداهای هولناک برای چیه و جنگه، خیلی زود بود برای فهمیدن این موضوع، وقتی صدای آژیر میومد همه فرار میکردیم طرف پناهگاهها و وقتی خطر برطرف میشد همه برمیگشتیم به خونه‌هامون یه عالمه کفش و دمپایی تو خیابونا جا میموند و هیچکس نمیتونست مال خودشو پیدا کنه، و این منو به این فکر انداخت که دمپایی یا کفش برای دویدن مناسب نیست و یه جفت چکمه نارنجی داشتم که دم دست گذاشته بودم برای وقتایی که صدای اعلام خطرو میشنیدیم ولی قسمت شیرینش اونجایی بود که هربار تابه‌تا پام میکردمو با اینکه فکر میکردم زرنگ‌بازی کردمو فکربکر کردم ولی چکمه نارنجیامو تا به‌ تا میپوشیدم و الفرار، هرچند جنگ بود شهید زیاد دادیم ولی هیچوقت یادم نمیره که خیلی جاها عروسی بود محله پایین و میزدن محله بالا عروسی بود محله بالا رو میزدن محله پایین حنابندان بود، زندگی در جریان بود با اینکه جنگ بود با دشمن غاضب جنگ بود تازه انقلاب شده بود منافق و مجاهد و اختلافات داخلی هم زیاد بود ولی مردم روحیه‌شونو از دست ندادن و زنا محکمتر از مردا پشت جبهه خدمت میکردن شهادت برای همه سعادتی بود که آرزوشو داشتن و ماهایی که بچه بودیم ولی باز میفهمیدیم که خدا دستش رو سرماست و هزاربار خدارو شکر میکنم که دختر این سرزمینم و سعادت اینو دارم که فرزند شهید باشم، عاشق خاک وطنم تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام من یک فرد 17 ساله هستم و خاطره ای از جنگ ندارم اما میدانم صدام وقتی شکست خورده بود و نمیتوانست کاری انجام دهد با کمک افراد های نظامی ایران صدام را در چاه های فاضلاب پیدا کردند امیدوارم که همچین بلایی سرنتانیاهو و ترامپ بیاید تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک بار رفتم سبزی آماده بگیرم از اینایی که جلوت سبزی رو خرد میکنن به بنده خدا گفتم ببخشید آقا؟!!! کوکو سبزی دارین؟؟؟! بنده خدا یک لحظه هنگ کرد داشت با خودش فکر میکرد نکنه واقعا کوکو هم میفروشن 😳بعد گفت منظورتون سبزی کوکو هست دیگه نه؟!!🤦‍♀ گفتم بله بله سبزی کوکو دارین؟!!! یک عالمه هم مشتری داشت شانس ما هست😐😑 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلامممم امیدوارم تو این روزای جنگی حالتون خوب باشه اومدم یه خاطره جنگی بگم مال همین دو روز پیشه آقا ما سر نماز مغرب بودیم تازه اذون گفته بود من و ابجیم داشتیم نماز می‌خوندیم مامانمم داشت با تلفن حرف میزد این وسط یک دفعه چند تا صدای ترکیدن و انفجار شنیدم اول گفتم ولش کن این طرفا همیشه از این صداها هست لابد ترقه اس ولی وقتی صدا ها زیادتر شد ترسیدم ولی بازم نخواستم که نمازمو بشکنم چند ثانیه بعد یک دفعه دیدم یکی داره محکمممممم در خونمون و میزنه گفتم لابد یکی از همسایه هاست ترسیده از این صداها و میخواد بگه ماهم بیایم بیرون خیلی هم محکم و با ترس در میزد ! حالا منم کنجکاو از اینکه کدوم از همسایه ها انقد نگران ما هستن سریع تر نمازمو تموم کردم وقتی از چشمی در نگاه کردم دیدم هیچکس نیست😑 فرداش مامانم از یکی از همسایه ها پرسید گفت تو بودی ؟ گفت آره اب طالبی براتون آورده بودم اصلا همچین صدایی نشنیدم 🫠😂 خلاصه که همچین آدمای بی‌خیالی هستیم ما... خوش باشید و اصلا به دلتون بد راه ندید و آب طالبی بخورید 😌 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.