تجربه کم کردن فضای مجازی :
دیدم چند نفر درباره تجربه کم کردن زمان فضای مجازی نوشته بودند منم تجربم رو مینویسم.
من سالها از بچگی/نوجوونی شبکه های اجتماعی و سایتای مختلف قدیمی و جدید رو داشتم: فیسبوک، توییتر، اینستا، وایبر،...
یه زمانی دیدم واقعا دارم اذیت میشم. تمرکز کافی برای درس خوندن یا کار کردن ندارم، مضطرب بودم و همش حس میکردم باید اینستا رو چک کنم یا خبرا رو دنبال کنم.
و نگاه کردم دیدم اگر بخوام سود و زیان رو بسنجم تقریبا استفاده از اینا هیچ فایده ای برای من نداره ولی خیلی وقتم رو میگیره
برای همین از بستن اکانت اینستاگرامم شروع کردم. بعدش یه وقت خالی خیلی زیادی توی روزم ایجاد شد که با خوندن کتاب های داستانی، سریالای باحال و بیشتر کردن ساعت کارم پرش کردم.
بعدا بقیه اکانت ها مثل توییترم رو هم بستم و میدونم که برای خیلی ها تجربه زندگی بدون سوشال مدیا غیر ممکنه، ولی برای من انتخاب مناسبی بود چون من با دوستانم خارج از اینستا ارتباط داشتم، ذهنم تحمل استرس دائما چک کردن خبرا و پستای جدید رو نداشت و به نظرم بمبارون دائمی ذهنم با بی نهایت اطلاعات بی فایده به سلامت روانم آسیب میزد.
حدود ۴ ساله اینستا ندارم، و زمان استفاده ام از گوشی حدود روزانه ۴ ساعته که شامل چت و فیلم و کتاب هم میشه و اصلا حس نکردم که چیزی کمه یا باید برگردم به این برنامه ها. اگر خیلی معتاد فضای مجازی هستین به خودتون اجازه بدین دنیای واقعی رو تجربه کنید: کار کردن و درس خوندن با آرامش ذهنی بدون نیاز به چک کردن مداوم گوشی، ارتباط و بیرون رفتن با دوستاتون بدون این که بخواین هی عکس بگیرین و استوری کنین. توی لحظه عمیقا زندگی کنینم و هی به فکر صفحه گوشی نباشیم
دیدگاه کلی من اینه که ذهن انسان برای پردازش اطلاعات زیاد و ناسالم این برنامه ها ظرفیت نداره و منجر به فرسودگی روانی و اختلال تمرکز و اضطراب میشه.
البته شما با شرایط خودتون بسنجین و بعد تصمیم بگیرین. شاید اولش استرس داشته باشین و حتی تا چند ماه حالتون بدتر باشه که مثل ترک اعتیاده ولی اگر صبر کنین و حتی طولانی بگذره باور نمیکنین چقدر زندگیتون فرق میکنه.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
جمعیت زیادی آمده بودند. دور حاجقاسم پر شده بود از جوانهایی که میخواستند با ایشان، عکس بگیرند. اینها را شهروز همان شب، برایم گفت. وقتی آمد، حالش خوب نبود. زیر فشار جمعیت، دیسک کمرش آسیب دیده بود... صبح که بیدار شدیم، گفت نمیتواند تکان بخورد! انگار فلج شده بود. نه میتوانست غذا بخورد، نه میتوانست وضو بگیرد. تا شب همانجور روی تخت ماند و تکان نخورد. دو سه روز بعد هم همینطور بود. غذا نمیخورد، چون نمیتوانست، دستشویی برود. ضعیف شده بود. گریه میکرد. خیال میکردم از درد است، ولی نبود. از عشق بود. عشق به کارش و ترس از اینکه دیگر نتواند کنار حاجقاسم بماند...
#شهید_شهروز_مظفری_نیا
#همراهی_تا_آسمان
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
از شهید آوینی پرسیدند:شهدا چه ویژگی خاصی داشتند که به این مقام رسیدند؟؟
گفت:یکی را دیدم سه روز در هوای گرم خط مقدم جبهه روزه گرفته بود؛ هرچه از او سوال کردم برادر روزه مستحبی در این شرایط واجب نیس خودت را چرا اذیت میکنی؟!جواب نداد...
وقتی شهید شد دفترچه خاطراتش را ورق میزدم نوشته بود: خب اقا مجید یک سیب اضافه خوردی جریمه میشی سه روز، روزه بگیری تا نفس سرکش را مهار کرده باشی...!
شهید#مرتضی_آوینی🕊🌹
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
آرمان وقتی بعضی هيئتها را شرکت میکرد غصه دار میشد. ❤️🩹
یکی از مسئولین حوزه میگوید دوشنبه قبل از شهادتش، به من میگفت: بچههای بزرگسال مسجدمان بعضی هیئتها را شرکت میکنند که فقط شور دارند، آن هم به سبک غلط، و خبری از معارف اهلبیت(ع) هم در آنها نیست و من میترسم بچههای کوچکتر(که آرمان مسئولیت مربیگری آنها را در مسجدشان داشت) از آنها تاثیر بگیرند. 🙏🏻
اینطوری دلایل قیام حسینی برای این بچهها هیچوقت مشخص نمیشود. 🥲
🎙 شهید آرمان علی وردی
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
#تجربه_مخاطب
درود
یکی از تجربه هایی که من در زندگی داشتم و زندگیم رو عوض کرد را میخواهم باهاتون به اشتراک بزارم
حقیقتا من به پیشنهاد یکی از دوست هام یه کتاب رو شروع کردم به نام "معجزه / راندابرن" خلاصه من اصلا کتاب خوان نبودم با هر زحمتی که شده این کتاب رو خوندم و عمل کردم بهش هروز صبح که بیدار میشدم حداقل ده تا چیز رو بابتش شکر گزاری میکردم و واقعا معجزشو دیدم
اصلا باورم نمیشد حتی ...
بعد از چند روز نشستم فکر کردم با خودم گفتم این همه نعمت خدا بهت داده چه استفاده ای کردی ؟هیچی و از اون روز زندگیمو عوض کردم برای ثانیه به ثانیه ام برنامه ریزی کردم و کم کم از زندگی لذت بردم اعتماد به تفس و عزت نفسی که اصلا نداشتمو پیدا کردم خودمو دوست داشتم و...
و الان شکرگزاری روتین زندگی من شده
واقعا انجامش بدین از ته دلتون تاثیرشو میبینید،
بدرود
---
یه تجربه میتونه تلنگر باشه...
یه جرقه برای فکر کردن، نه دلیلی برای تکرار همون راه! ⚡🛤️
📝 تو هم اگه خاطره یا تجربهای داری که یه چیزی یادت داده، خوشحال میشیم بشنویمش و با بقیه شریکش کنیم 👇
👈 ما اینجاییم، منتظریم! @AaRr46
---
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
🌹سهم خانواده من
🌹همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزماش آمده بود خانه. آن وقتها هنوز كوی طلاب مینشستيم. خانه كوچک بود و تا دلت بخواهد گرم. فصل تابستان بود و عرق همينطور شُرشُر از سرو رويمان میريخت. رفتم آشپزخانه. يک پارچ آب يخ درست كردم و آوردم برايشان. یكی از دوست های عبدالحسين گفت:"ببخشيد حاج آقا." اگر جسارت نباشد میخواستم بگويم كولری را كه داديد به آن بنده خدا، برای خانه خودتان واجبتر بود. يكی ديگر به تاييد حرف او گفت: آره بابا، بچههای شما اينجا خيلي بيشتر گرما میخورند.
🌹كنجكاو شدم. با خودم گفتم: پس شوهر ما كولر هم تقسيم میكند! منتظر بودم ببينم عبدالحسين چه میگويد. خندهای كرد و گفت: اين حرفها چيه شما میزنيد؟ رفيقش گفت: جدی میگويم حاج آقا. باز خنديد و گفت: شوخی نكن بابا جلوی اين زنها! الان خانم ما باورش میشود و فكر میكند اجازه تقسيم كولر های دنيا، دست ماست. انگار فهميدند عبدالحسين دوست ندارد راجع به اين موضوع صحبت شود؛ ديگر چيزی نگفتند. من هم خيال كولر را از سرم بيرون كردم. میدانستم كاری كه نبايد بكند، نمیكند. از اتاق آمدم بيرون.
🌹 بعد از شهادتش، همان رفيقش میگفت: آن روزها وقتی شما از اتاق رفتيد بيرون، حاج آقا گفت: میشود آن خانوادهای كه شهيد دادند، آن مادر شهيدی كه جگرش داغ دار است، توی گرما باشد و بچه های من زير كولر؟! كولر سهم مادر شهيد است، خانواده من گرما را میتوانند تحمل كنند.
📚منبع: برگرفته از کتاب خاکهای نرم کوشک
زنده نگه داشتن یاد و نام شهداد کمتر از شهادت نیست.🌹
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه تحصیل در رشته پرستاری :
سلام خسته نباشید دوستان من کارشناسی پرستاری دارم همونطور که میدونید چهار سال کارشناسیش زمان میبره و دانشگاه ما از ترم دوم در کنار درس های تئوری وارد بیمارستان شدیم به عنوان کارآموز یعنی صبح ها کلاس بودیم و بعد از ظهر پنج ساعت بیمارستان ، ترم هفت و هشت هم درس تئوری نداشت و به عنوان دانشجوی عرصه توی بیمارستان شیفت میرفتیم بدون هیچ حقوقی .
راجع به محیط بیمارستان نمیدونم چقدر اطلاع دارین واقعا فرسایش روانی زیادی براتون داره و باید آدم صبور و محکمی باشید
باید آماده دیدن صحنه های وحشتناک مثل سوختگی ، زخم عمیق ، تصادفات وحشتناک و حتی مرگ کودکان باشید💔
کسی تو این محیط دووم میاره که علاقه مند باشه به کمک به دیگران و پرستاری و اینکه روحیه مناسبی داشته باشه
کنار همه این ها حقوق ناچیز ، شیفت های سنگین ، طلبکار بودن بیمارها خصوصا همراهی هاشون و بعضی از پزشکا رو هم در نظر بگیرید .
من تو این رشته موندم چون واقعا به کمک به مریضا علاقه دارم و در کنارش کارهای زیبایی برای درآمد انجام میدم وگرنه حقوقش واقعا کفاف نمیده!
البته چیزایی که گفتم ثابت نیست و خیلی از دانشگاه ها به دانشجو های عرصه حقوق در حد کار دانشجویی میدن و مثلا دانشگاه های تیپ یک طبیعتاً استادها سختگیر ترن و خیلی باید درس بخونید و یا اینکه بسته به محیط زندگیتون رفتار آدما باهاتون و نگاهشون بهتون متفاوته یک سری ها واقعا رفتار خوبی دارن و قدردان هستن اما حداقل اینجایی که من هستم اکثرا طلبکار و بی ادبانه رفتار میکنن!
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
📌 شهادت شهید محراب شهید محمد صدوقی
🔻 آیتالله محمد صدوقی، در سال ۱۲۸۷ شمسی در یزد دیده به جهان گشود. وی از نوادگان شیخ صدوق و فرزند یکی از روحانیون شناختهشده یزد بود. بخشی از تحصیلات خود را در یزد و اصفهان گذراند و سپس برای تکمیل علوم دینی به قم مهاجرت کرد.
🔸 او به مدت ۲۱ سال در قم به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و از محضر استادان بزرگی چون آیتالله حائری یزدی، امام خمینی (ره)، و دیگر بزرگان حوزه بهره برد. پس از درگذشت مؤسس حوزه قم، بخشی از مسئولیت اداره آن به وی سپرده شد. در سال ۱۳۳۰ شمسی، با درخواست مردم و توصیه علما، به یزد بازگشت.
▫️ وی در جریان نهضت امام خمینی (ره)، از فعالترین یاران ایشان بود و نقش پررنگی در ترویج اندیشههای انقلابی ایفا کرد. پس از پیروزی انقلاب، به عنوان نماینده مردم یزد در مجلس خبرگان و امامجمعه یزد منصوب شد. او تلاش فراوانی در تثبیت اصل ولایت فقیه و هدایت مردم به کار گرفت.
🔹 سرانجام در روز جمعه ۱۱ تیر ۱۳۶۱، پس از اقامه نماز جمعه، هنگام خروج از محراب، توسط یکی از اعضای سازمان منافقین با انفجار نارنجک به شهادت رسید. شهید صدوقی به عنوان «شیخالشهدا» و چهارمین شهید محراب در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه شد.
#تقویم_تاریخ
#تیر_۱۱
#محمد_صدوقی
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
🔺آب به آسیاب دشمن!
🔹سوریه که بودیم در روستایی مستقر بودیم که اکثر اهالی آن اهل سنت بودند و اسم خلیفه اول و دوم در سرتاسر دیواره های مسجد کاشی کاری شده بود.
🔸چند نفر از رزمندگان کج سلیقه رفته بودند بالای پشت بام مسجد و اذان شیعه را از بلندگو برای اهالی سنی پخش کرده بودند و می خواستند کاشی کاری ها را بشکنند.
⚡️سید اصغر تا شنید بر آشفت و به آنها گفت: «جبهة النصرة در تمامی سوریه علیه ما تبلیغات می کنند که می خواهیم سوریه را بگیریم و همه اهل سنت را از بین ببریم. الان شما دارید آب به آسیاب دشمن می ریزید».
🍁 «مگر نه این است که مقام معظم رهبری در مسئله وحدت بین شیعه و سنی حساس هستند و مخالف هر گونه اقدام وحدت شکن. این کار شما خلاف وحدت است. اگر مقام معظم رهبری را به ولایت قبول دارید در عمل نشان دهید».
🌀آن قدر گفت که آنها را از رو برد.
شهید سید اصغر فاطمی تبار🌷
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.