eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔺آب به آسیاب دشمن! 🔹سوریه که بودیم در روستایی مستقر بودیم که اکثر اهالی آن اهل سنت بودند و اسم خلیفه اول و دوم در سرتاسر دیواره های مسجد کاشی کاری شده بود. 🔸چند نفر از رزمندگان کج سلیقه رفته بودند بالای پشت بام مسجد و اذان شیعه را از بلندگو برای اهالی سنی پخش کرده بودند و می خواستند کاشی کاری ها را بشکنند. ⚡️سید اصغر تا شنید بر آشفت و به آنها گفت: «جبهة النصرة در تمامی سوریه علیه ما تبلیغات می کنند که می خواهیم سوریه را بگیریم و همه اهل سنت را از بین ببریم. الان شما دارید آب به آسیاب دشمن می ریزید». 🍁 «مگر نه این است که مقام معظم رهبری در مسئله وحدت بین شیعه و سنی حساس هستند و مخالف هر گونه اقدام وحدت شکن. این کار شما خلاف وحدت است. اگر مقام معظم رهبری را به ولایت قبول دارید در عمل نشان دهید». 🌀آن قدر گفت که آنها را از رو برد. شهید سید اصغر فاطمی تبار🌷 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با سلام.من ۱۷ سالم بود که با یک آقا پسری برای ازدواج آشنا شدیم و هدفمون جدی بود بعد چند جلسه شناخت اومدن پدر و مادرش خواستگاری و پدرش نه برداشت و نه گذاشت گفت جوان ها همدیگر و پسندیدند و حرفی برای گفتن نیست و حقوق هفتگی پسرم ۲۰۰۰ تومان هست و باید با این شرایط زندگی کنند البته سال ۱۳۷۵بود. خواستگار های زیاد اما الکی زیادی داشتم که شکر خدا همه را رد کردم و شدم همسر پسر دایی جون که خدا را شکر که حالا بعد ۲۵ سال زندگی عاشقانه.زندگی با احترام و صداقت دارم و در زندگیم صرفه جو هستم و همسرم و تو این ۲۵ سال از هیچ لحاظ اذیت نامهربانی نکردم.دو تا پسر دارم اولی ۲۱ساله سرباز امام زمان عج ا...هست و دومی ۱۲ سالش هست و شکر خدا تو تربیت شون موفق بودم تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
‹ راوی‌ همرزم‌ِ شھید بابڪ‌ نوری‌ هریس؛ › تو سوریه‌ با بابک‌ آشنا شدم اوایل‌ فقط‌ با هم‌‌ سلام‌ علیک‌ داشتیم‌ ولی‌ به‌ مرور با هم‌ رفیق‌ شدیم بابک‌ یه‌ انگشتر عقیق‌ داشت‌‌،خیلی‌ خوشگل‌ بود. یه‌ روز نشسته‌ بودم‌ کنارش‌‌ گفتم‌ :بابک‌ انگشترت‌ خیلی‌ خوشگله بابک‌ همون‌ لحظه‌ انگشترو در آورد و آورد سمت‌ من گفت:داداش‌ این‌ برای‌ شماست من‌ گفتم:بابک‌ نه‌ من‌ نمیخوام‌ این‌ انگشتر توعه گفت:داداش‌ این‌ انگشتر دیگه‌ به‌ درد من‌ نمیخوره من‌ دیگه‌ نیازی‌ به‌ این‌ انگشتر ندارم! بله‌ بزرگواران،شهدا از دلبستگی‌ و وابستگی‌ های دنیایی‌ خودشون و رهاکردند! ‌ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یادگار آقا فخر...! 🎙حجت السلام و المسلمین استاد محمدحسن الهی: خداوند آقا فخر را رحمت کند، زمانی من با شوخی به او گفتم آقا! شما چرا درس طلبگی نخواندید؟ شما که در حوزه علمیه نجف بودید؟! ایشان گفت من زمانی در نجف بودم، آن‌جا از ناحیه‌ی امیرالمومنین-علیه‌السلام- عنایتی به من رسید ... . گفتم آقا ممکن است آن عنایت را به ما هم بگویید؟ فرمودند: شب‌های جمعه سی مرتبه سوره‌ی قدر را می‌خوانم و بعد هم می‌گویم «اللهم الهمنا الخیر و العمل به» که فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی است؛ ایشان می‌فرمودند: به این ترتیب من در طول هفته می‌فهمم چه کاری باید انجام بدهم، کجا باید بروم و کجا نباید بروم! 🔹در شب جمعه آخر ماه قمری سفارش شده سی مرتبه سوره قدر خوانده شود و پس از آن سه مرتبه بگوید: «اللَّهُمَّ أَلْهِمْنِي الْخَيْرَ وَ الْعَمَلَ بِهِ»: خدایا! به من کار خیر را الهام کن و توفیق عمل به آن را به من بِده! (فرازی از دعای ابوحمزه ثُمالی). 🔸شما هر شب جمعه سی مرتبه [سوره] «انا انزلناه» بخوانید. آقای طلبه این یادگاری را از من گوش کن! هر شب جمعه سی مرتبه سوره‌ی قدر بخوان و ببین مطالب را چه طوری می‌فهمی؛ دیگر مُدام نمی‌آیی و بگویی من حافظه‌ام کار نمی‌کند، مطالب سنگین است، نه! می‌فهمی. ما نمی‌دانیم این‌ها چیست! در آخرین شب جمعه ماه محرم به ارواح تمام شیعیان و محبین امیرالمؤمنین صلواتی هدیه بفرمائید. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه تحصیل در رشته مامایی : سلام بچه ها تجربه تحصیل توی رشته ی مامایی رو خواسته بودن منم لیسانس مامایی دارم خواستم تجربم و بگم رشته مامایی خیلی پر مسئولیته چون شما همزمان با جان مادر و نوزاد سروکار داری نیازمند صبر و تحمل و مدیریت بحرانه یه جور کار تخصصیه و مثل پرستاری نیست که کیسای مختلف ببینی شکستگی و سوختگی ببینی و  به دنیا اومدن بچه و اینکه حس کنی تو واسطه شدی خیلی احساس ارزشمندی بهت میده همیشه همراهای بیمار ازت راضین و با شیرینی ازت تشکر میکنن😁 دستت خیلی بازه و بعد فارغ التحصیلی میتونی توی ۱- بیمارستان کار کنی شیفت بدی و حقوق به نسبت خوب و قابل قبولی داره حتی توی بیمارستان میتونی‌بخشای مختلف بری با توجه به روحیات خودت (بخش زایمان_ پست پارتوم ) ۲_ مطب بزنی به طور مستقل کار کنی و اصلا با زایمان سرو کار نداشته باشی کار تشخیصی تجویزی و درمانی انجام بدی کارای لیزر و ... هم انجام بدی  ۳_میتونی ماما همراه بشی سر زایمان حضور پیدا کنی بین ۳ تا ۱۰ ملیون برای هر زایمان‌ بگیری ۴_ میتونی توی‌ پزشک قانونی فعالیت کنی و استخدام بشی ۵_ میتونی توی بهداشت کار کنی مثل معلم صبح بری ساعت ۲ برگردی خونه روزای تعطیلم کار نداری و کار توی مراکز بهداشت به شدت سبکه اینایی که گفتم با لیسانس و ۴ سال درس خوندن میتونی سمتشون بری اما اگر ادامه تحصیل بدی تا دکترا شما متخصص مامایی میشید و میتونید توی مراکز ناباروری با یک درآمد بسیار عالی و زیاد و فضای بسیار علمی فعالیت کنید و استاد دانشگاهم میتونید بشید و  دانشجو ببرید کارآموزی در کل باید با علاقه این رشته رو دنبال کنید و رشته ای هست که شما رو میتونه خیلی موفق کنه اگر تلاشگر باشید تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی ظل گرمای تابستان، بچه های محل سه تا تیم شده اند. توی کوچه ی هجده متری. تیم مهدی یک گل عقب است. عرق از سر و صورت بچه ها می ریزد. چیزی نمانده ببازند. اوت آخر است. مادر می آید روی تراس « مهدی! آقا مهدی! برای ناهار نون نداریم ، برو از سرکوچه دو تا نون بگیر.» توپ زیر پایش می ایستد. بچه ها منتظرند. توپ را می اندازد طرفشان . می دود سر کوچه. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه دزدی : من موقع جنگ رفتم بنزین زدم موقع حساب کردن میخواستم با دستگاه خودم پرداخت کنم که متصدی اونجا گفت بیا این طرف اون دستگاه خرابه من خودم کارت میکشم. دوبار پشت سرهم کارت کشید گفت دستگاه زده عملیات ناموفقه برو گوشیت و ببین از حسابت کم شده یا نه منم رفتم چک کردم گفتم آره گفت نه اینجا زده ناموفق برمیگرده به حسابت گوشیت و بیار منم عجله داشتم و اصلا حواسم سرجاش نبود گوشیمو دادم بهش داشت پیامکه رو چک میکرد گفت بیا شماره کارتت رو بگو من بزنم تو دستگاه ببینم عملیات موفقت آمیز بوده یا نه. منم حواسمو جمع کردم گفتم الان مثلا حسابمو خالی نکنه و فلان و اینا بعد دوستشو صدا زد گفت بیا چک کن برای خانم منم خلاصه حواسمو مثلا جمع کردم که یک دفعه کارت به کارت نکنه و فلان بیسار شماره کارتمو براش خوندم گفت برو عملیات موفقت آمیز بود منم گفتم اوکی بعد همون موقع اون مرد اولیه گوشیمو داد بهم منم پیامکامو چک کردم دیدم دیگه پیام نیومده و موجودیم همونه و من رفتم. بعدش رفتم خونه از کارتم خرید کردم بعد یک دفعه دیدم از موجودیه کارتم یک میلیون کم شده. هرچی پیامکامو بالا پایین کردم چیزی ندیدم. رفتم همراه بانکمو چک کردم دیدم بله آقاهه همون موقع که دوبار کارت کشیده در واقع دفعه دوم یه تومن کشیده و همه این حرفاش بهانه بوده که گوشیو از دستم بگیره تا هروقت پیامکش اومد پاکش کنه. خلاصه من رفتم سراغش دوباره و بعد یه هفته پولمو ازش گرفتم ولی درس بزرگی شد که دیگه پمپ بنزین فقط پول نقد بدم. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🔆شيادان و طراران ،در مسند علم ✨شيخ عبدالسلام يكى از زهاد و عباد اهل سنت بود و بطورى شهرت داشت كه نامش را تبركا به اين نحو به پرچمها مى نوشتند:لا اله الاالله :محمد رسول الله شيخ عبدالسلام ولى الله ! اين مرد روزى بالاى منبر گفت هر كس ‍ مى خواهد بهشت بخرد بيايد مردم ازدحام كرده و شروع به خريد كردند،شيخ تمام بهشت را فروخنت و تمام شد شخصى آمده گفت : من دير رسيده ام اموال زيادى هم دارم بايد به من هم جائى از بهشت را بفروشى ، شيخ گفت : جاها تمام شده مگر جاى خود و الاغم ،درخواست كرد جاى خودش را بفروشد خود شيخ از محل الاغش استفاده كند شيخ قبول كرد و خوبى بى جا ماند!! روزى بين نماز گفت :((چخ چخ ))پس از نماز پرسيدند چرا،چخ چخ كردى ؟ گفت هم اكنون كه در بصره هستم مكه را مشاهده كردم كه سگى مى خواهد داخل مسجدالحرام شود باين وسيله آن سگ را رد كردم ! مردم از اين كلام در شگفت شده ارادتشان نسبت به شيخ افزونتر شد يكى از همانها اين جريان را به زن خود كه شيعه بود گزارش داد و گفت خوبست تو مذهب تشيع را رها كنى زن گفت : اشكال ندارد باين شرط كه روزى شيخ را با مريدانش براى صرف غذا دعوت كنى تا من در حضور شيخ مذهب شما را اختيار كنم ، مرد قبول كرده خوشحال شد و شيخ و اطرافيانش را دعوت كرد،وقتى همه حاضر شدند سفره پهن شد و زن براى هر نفرى مرغى بريان شده روى برنج هايشان نهاد ولى مرغ شيخ را زير برنجها پنهان كرد،وقتى غذا حاضر شد شيخ به غذاى رفقا نگريست و ديد مرغى بريان روى غذاى آنها مى باشد و مرغ خود را زير برنج نديد رو به صاحب خانه كرده گفت : پس چرا براى من مرغ نگذاشته ايد چرا بمن توهين كرده ايد ؟زن كه منتظر چنين فرصتى بود در آمده گفت :يا شيخ تو كه در بصره مكه را با اين همه دورى و بعد مسافت مشاهده مى كنى پس چرا در اينجا مرغ را زير برنجها با اين فاصله كم مشاهده نمى كنى ،شيخ عصبانى شده گفت اين را فضيه خبيثه است و از مجلس بيرون شد مرد متنبه شده مذهب زن خود ((تشيع ))را اختيار كرد. 📚((پند تاريخ ج 5 ص 74 از انوار نعمانيه ص 235 )) 📜🌾🌾🌾🌾📚 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
✨🍃ادب فرمانده گردان🍃✨ دم اذان صبح آمدم نماز بخونم، دیدم از دم در صدا می آد. در رو باز کردم، دیدم اصغر روی پله نشسته. بغلش کردم، دیدم داره یخ می زنه، آوردمش پای بخاری. گفتم: ننه، کجا بودی؟ چرا در نزدی؟ گفت: نصف شب با آقاسید اومدم. دیدم شما خواب هستید، در نزدم که مزاحم خواب شما شوم. صبر کردم تا وقت نماز که بیدار بشید، در رو باز کنید... شهید🕊🥀 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.