eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
از شهید آوینی پرسیدند:شهدا چه ویژگی خاصی داشتند که به این مقام رسیدند؟؟ گفت:یکی را دیدم سه روز در هوای گرم خط مقدم جبهه روزه گرفته بود؛ هرچه از او سوال کردم برادر روزه مستحبی در این شرایط واجب نیس خودت را چرا اذیت میکنی؟!جواب نداد... وقتی شهید شد دفترچه خاطراتش را ورق میزدم نوشته بود: خب اقا مجید یک سیب اضافه خوردی جریمه میشی سه روز، روزه بگیری تا نفس سرکش را مهار کرده باشی...! شهید🕊🌹 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آرمان وقتی بعضی هيئت‌ها را شرکت می‌کرد غصه دار می‌شد. ❤️‍🩹 یکی از مسئولین حوزه می‌گوید دوشنبه قبل از شهادتش، به من می‌گفت: بچه‌های بزرگسال مسجدمان بعضی هیئت‌ها را شرکت می‌کنند که فقط شور دارند، آن هم به سبک غلط، و خبری از معارف اهل‌بیت(ع) هم در آن‌ها نیست و من می‌ترسم بچه‌های کوچک‌تر(که آرمان مسئولیت مربی‌گری آن‌ها را در مسجدشان داشت) از آن‌ها تاثیر بگیرند. 🙏🏻 اینطوری دلایل قیام حسینی برای این بچه‌ها هیچ‌وقت مشخص نمی‌شود. 🥲 🎙 شهید آرمان علی وردی تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
درود یکی از تجربه هایی که من در زندگی داشتم و زندگیم رو عوض کرد را میخواهم باهاتون به اشتراک بزارم حقیقتا من به پیشنهاد یکی از دوست هام یه کتاب رو شروع کردم به نام "معجزه / راندابرن" خلاصه من اصلا کتاب خوان نبودم با هر زحمتی که شده این کتاب رو خوندم و عمل کردم بهش هروز صبح که بیدار میشدم حداقل ده تا چیز رو بابتش شکر گزاری میکردم و واقعا معجزشو دیدم اصلا باورم نمیشد حتی ... بعد از چند روز نشستم فکر کردم با خودم گفتم این همه نعمت خدا بهت داده چه استفاده ای کردی ؟هیچی و از اون روز زندگیمو عوض کردم برای ثانیه به ثانیه ام برنامه ریزی کردم و کم کم از زندگی لذت بردم اعتماد به تفس و عزت نفسی که اصلا نداشتمو پیدا کردم خودمو دوست داشتم و... و الان شکرگزاری روتین زندگی من شده واقعا انجامش بدین از ته دلتون تاثیرشو میبینید، بدرود --- یه تجربه می‌تونه تلنگر باشه... یه جرقه برای فکر کردن، نه دلیلی برای تکرار همون راه! ⚡🛤️ 📝 تو هم اگه خاطره یا تجربه‌ای داری که یه چیزی یادت داده، خوشحال می‌شیم بشنویمش و با بقیه شریکش کنیم 👇 👈 ما اینجاییم، منتظریم! @AaRr46 --- تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🌹سهم خانواده من 🌹همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزماش آمده بود خانه. آن وقت‌ها هنوز كوی طلاب می‌نشستيم. خانه كوچک بود و تا دلت بخواهد گرم. فصل تابستان بود و عرق همين‌طور شُرشُر از سرو رويمان می‌ريخت. رفتم آشپزخانه. يک پارچ آب يخ درست كردم و آوردم برايشان. یكی ‌از دوست‌ های عبدالحسين گفت:"ببخشيد حاج آقا." اگر جسارت نباشد می‌خواستم بگويم كولری را كه داديد به آن بنده خدا، برای خانه خودتان واجب‌تر بود. يكی ديگر به تاييد حرف او گفت: آره بابا، بچه‌های شما اينجا خيلي بيشتر گرما می‌خورند. 🌹كنجكاو شدم. با خودم گفتم: پس شوهر ما كولر هم تقسيم می‌كند! منتظر بودم ببينم عبدالحسين چه می‌گويد. خنده‌ای كرد و گفت: اين حرف‌ها چيه شما می‌زنيد؟ رفيقش گفت: جدی می‌گويم حاج آقا. باز خنديد و گفت: شوخی نكن بابا جلوی اين زن‌ها! الان خانم ما باورش می‌شود و فكر می‌كند اجازه تقسيم كولر های دنيا، دست ماست. انگار فهميدند عبدالحسين دوست ندارد راجع به اين موضوع صحبت شود؛ ديگر چيزی نگفتند. من هم خيال كولر را از سرم بيرون كردم. می‌دانستم كاری كه نبايد بكند، نمی‌كند. از اتاق آمدم بيرون. 🌹 بعد از شهادتش، همان رفيقش می‌گفت: آن روزها وقتی شما از اتاق رفتيد بيرون، حاج آقا گفت: می‌شود آن خانواده‌ای كه شهيد دادند، آن مادر شهيدی كه جگرش داغ دار است، توی گرما باشد و بچه های من زير كولر؟! كولر سهم مادر شهيد است، خانواده من گرما را می‌توانند تحمل كنند. 📚منبع: برگرفته از کتاب خاک‌های نرم کوشک زنده نگه داشتن یاد و نام شهداد کمتر از شهادت نیست.🌹 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه تحصیل در رشته پرستاری : سلام خسته نباشید دوستان من کارشناسی پرستاری دارم همون‌طور که می‌دونید چهار سال کارشناسیش زمان می‌بره و دانشگاه ما از ترم دوم در کنار درس های تئوری وارد بیمارستان شدیم به عنوان کارآموز یعنی صبح ها کلاس بودیم و بعد از ظهر پنج ساعت بیمارستان ، ترم هفت و هشت هم درس تئوری نداشت و به عنوان دانشجوی عرصه توی بیمارستان شیفت می‌رفتیم بدون هیچ حقوقی . راجع به محیط بیمارستان نمیدونم چقدر اطلاع دارین واقعا فرسایش روانی زیادی براتون داره و باید آدم صبور و محکمی باشید باید آماده دیدن صحنه های وحشتناک مثل سوختگی ، زخم عمیق ، تصادفات وحشتناک و حتی مرگ کودکان باشید💔 کسی تو این محیط دووم میاره که علاقه مند باشه به کمک به دیگران و پرستاری و اینکه روحیه مناسبی داشته باشه کنار همه این ها حقوق ناچیز ، شیفت های سنگین ، طلبکار بودن بیمارها خصوصا همراهی هاشون و بعضی از پزشکا رو هم در نظر بگیرید . من تو این رشته موندم چون واقعا به کمک به مریضا علاقه دارم و در کنارش کارهای زیبایی برای درآمد انجام میدم وگرنه حقوقش واقعا کفاف نمیده! البته چیزایی که گفتم ثابت نیست و خیلی از دانشگاه ها به دانشجو های عرصه حقوق در حد کار دانشجویی میدن و مثلا دانشگاه های تیپ یک طبیعتاً استادها سختگیر ترن و خیلی باید درس بخونید و یا اینکه بسته به محیط زندگیتون رفتار آدما باهاتون و نگاهشون بهتون متفاوته یک سری ها واقعا رفتار خوبی دارن و قدردان هستن اما حداقل اینجایی که من هستم اکثرا طلبکار و بی ادبانه رفتار میکنن! تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
📌 شهادت شهید محراب شهید محمد صدوقی 🔻 آیت‌الله محمد صدوقی، در سال ۱۲۸۷ شمسی در یزد دیده به جهان گشود. وی از نوادگان شیخ صدوق و فرزند یکی از روحانیون شناخته‌شده یزد بود. بخشی از تحصیلات خود را در یزد و اصفهان گذراند و سپس برای تکمیل علوم دینی به قم مهاجرت کرد. 🔸 او به مدت ۲۱ سال در قم به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و از محضر استادان بزرگی چون آیت‌الله حائری یزدی، امام خمینی (ره)، و دیگر بزرگان حوزه بهره برد. پس از درگذشت مؤسس حوزه قم، بخشی از مسئولیت اداره آن به وی سپرده شد. در سال ۱۳۳۰ شمسی، با درخواست مردم و توصیه علما، به یزد بازگشت. ▫️ وی در جریان نهضت امام خمینی (ره)، از فعال‌ترین یاران ایشان بود و نقش پررنگی در ترویج اندیشه‌های انقلابی ایفا کرد. پس از پیروزی انقلاب، به عنوان نماینده مردم یزد در مجلس خبرگان و امام‌جمعه یزد منصوب شد. او تلاش فراوانی در تثبیت اصل ولایت فقیه و هدایت مردم به کار گرفت. 🔹 سرانجام در روز جمعه ۱۱ تیر ۱۳۶۱، پس از اقامه نماز جمعه، هنگام خروج از محراب، توسط یکی از اعضای سازمان منافقین با انفجار نارنجک به شهادت رسید. شهید صدوقی به عنوان «شیخ‌الشهدا» و چهارمین شهید محراب در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه شد. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔺آب به آسیاب دشمن! 🔹سوریه که بودیم در روستایی مستقر بودیم که اکثر اهالی آن اهل سنت بودند و اسم خلیفه اول و دوم در سرتاسر دیواره های مسجد کاشی کاری شده بود. 🔸چند نفر از رزمندگان کج سلیقه رفته بودند بالای پشت بام مسجد و اذان شیعه را از بلندگو برای اهالی سنی پخش کرده بودند و می خواستند کاشی کاری ها را بشکنند. ⚡️سید اصغر تا شنید بر آشفت و به آنها گفت: «جبهة النصرة در تمامی سوریه علیه ما تبلیغات می کنند که می خواهیم سوریه را بگیریم و همه اهل سنت را از بین ببریم. الان شما دارید آب به آسیاب دشمن می ریزید». 🍁 «مگر نه این است که مقام معظم رهبری در مسئله وحدت بین شیعه و سنی حساس هستند و مخالف هر گونه اقدام وحدت شکن. این کار شما خلاف وحدت است. اگر مقام معظم رهبری را به ولایت قبول دارید در عمل نشان دهید». 🌀آن قدر گفت که آنها را از رو برد. شهید سید اصغر فاطمی تبار🌷 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با سلام.من ۱۷ سالم بود که با یک آقا پسری برای ازدواج آشنا شدیم و هدفمون جدی بود بعد چند جلسه شناخت اومدن پدر و مادرش خواستگاری و پدرش نه برداشت و نه گذاشت گفت جوان ها همدیگر و پسندیدند و حرفی برای گفتن نیست و حقوق هفتگی پسرم ۲۰۰۰ تومان هست و باید با این شرایط زندگی کنند البته سال ۱۳۷۵بود. خواستگار های زیاد اما الکی زیادی داشتم که شکر خدا همه را رد کردم و شدم همسر پسر دایی جون که خدا را شکر که حالا بعد ۲۵ سال زندگی عاشقانه.زندگی با احترام و صداقت دارم و در زندگیم صرفه جو هستم و همسرم و تو این ۲۵ سال از هیچ لحاظ اذیت نامهربانی نکردم.دو تا پسر دارم اولی ۲۱ساله سرباز امام زمان عج ا...هست و دومی ۱۲ سالش هست و شکر خدا تو تربیت شون موفق بودم تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
‹ راوی‌ همرزم‌ِ شھید بابڪ‌ نوری‌ هریس؛ › تو سوریه‌ با بابک‌ آشنا شدم اوایل‌ فقط‌ با هم‌‌ سلام‌ علیک‌ داشتیم‌ ولی‌ به‌ مرور با هم‌ رفیق‌ شدیم بابک‌ یه‌ انگشتر عقیق‌ داشت‌‌،خیلی‌ خوشگل‌ بود. یه‌ روز نشسته‌ بودم‌ کنارش‌‌ گفتم‌ :بابک‌ انگشترت‌ خیلی‌ خوشگله بابک‌ همون‌ لحظه‌ انگشترو در آورد و آورد سمت‌ من گفت:داداش‌ این‌ برای‌ شماست من‌ گفتم:بابک‌ نه‌ من‌ نمیخوام‌ این‌ انگشتر توعه گفت:داداش‌ این‌ انگشتر دیگه‌ به‌ درد من‌ نمیخوره من‌ دیگه‌ نیازی‌ به‌ این‌ انگشتر ندارم! بله‌ بزرگواران،شهدا از دلبستگی‌ و وابستگی‌ های دنیایی‌ خودشون و رهاکردند! ‌ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.