eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام من دهه ی شصتیم تازه تلفن تو خونه ها اومده بود هنوز ما تلفن نداشتیم هر روز بعد ظهر میرفتم خونه ی همسایمون مزاحمی زنگ می‌زدیم اینور و اونور اگه یادتون باشه شماره ها روی تلفن نمی افتاد شماره شانسی می‌گرفتیم کلی می خندیدیم یکبار شانسی شماره کلانتری رو گرفتیم آقاهه گفت اینجا کلانتریه یادش بخیر چقدر خوش می‌گذشت موقعی که خودمون تلفن گرفتیم قفل داشت مادرم خیلی حساس بود هیچ کجا نمیشد مزاحمی زنگ زد تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
😅خاطره جالب یک دوست🤣 ۱۵ سالم بود نقش یکی از اصحاب امام حسین علیه السلام و تو تعزیه رو دادن به من، داداشمم رفت قاطی یزیدیا. تو مسیر شام که یزیدیا ما رو می‌زدن، یه جا داداشم با چوب زد تو پام، برگشتم چنان چکی زدم تو گوشش که درجا خوابید. دیگه تعزیه رو مگه می‌شد جمع کرد؟ مشت و لگد بود که حسینیا می‌زدن تو سر یزیدیا. بعد بابام اومد دوتامون و برد تو خیمه و با شلاق اسب یزید افتاد به جونمون. کار به جایی رسید که یه دست بابام رو امام سجاد گرفته بود یه دستشم حرمله و قسمش می‌دادن میگفتن تو رو به علی(ع) ولشون کن ولی گوشش بدهکار نبود؛ می‌گفت این گوساله‌ها آبروی تعزیه اهل بیت رو بردن. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
راستش دلم گرفته بود اومدم تو کانال کلی خندیدم گفتم منم خاطره ام و تعریف کنم آقایون خانوما 🍀✨ من مدرسه بودم ،زنگ بعدی مون انشاء بود بعد معلم اومد بعدش چون من میز اولم معلما گاهی درد و دل میکنن باهام بعد داشتم انشا مینوشتم که معلم بهم گفت دانش آموزای فلان مدرسه اصلا خوب نیستن،بی نظم و بی تربیتن. بعد منم گفتم: بله بله معلماش هم همینطور بعد گفت من معلم اون مدرسه ام قیافه من:😐😑😥 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلاااام خوبید الهی حال دلتون خوووووب خووووب باشه. یک روز خواهرام ناهار اومدن خونه ی ما قراربود شب باهم بریم خونه بابام اون موقع ما ماشین نداشتیم غروب زنگ‌ زدیم آژانس ماشین گرفتیم سوار شدیم و راه افتادیم از خونه ما تاخونه بابام اینا یه نیم ساعت چهل دقیقه ای راهه نمیدونم چقدر رفته بودیم که یک دفعه چشمم خورد به پاهام اگه گفتین چی دیدم؟🧐 دیدم به جای کفش، دمپایی پلاستیکی حیاط پامه اول اینجوری 😳 بعد اینجوری 😂 شدم خواهرام پرسیدن به چی میخندی؟ دمپایی هارو که نشونشون دادم تا خونه بابام فقط خندیدیم😂😂😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
خاطره مامان صبور عزیزم و در مورد عروس کشون👰‍♀️ 👰‍♀️ 👰‍♀️ خوندم یاد خاطره ای از عروسی خودم افتادم البته اون زمان همه عروسی ها این طور بود، نمیدونم فاز شون چی بود که فامیلی می نشستن تو ماشین عروس 👰‍♂️ برای عروسی من هم موقع عروس کشون عمه جانم جلو نشست ،زن عمو ،زن دایی که ماشاالله جای سه تا آدمُ گرفته بود به همراه منِ عروس 👰‍♀️ و آقا داماد عقب ماشین 🚗 به معنای واقعی( پِرِس )شده بودم نفسم بالا نمی اومد، خدارو شکر راه نزدیک بود زود رسیدیم وگرنه خفه میشدم 😞 دوستتون دارم خیلی زیاد😘😘 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
وقتی کلاس اول بودم یه دوست داشتم و خیلی خلاصه شیطون بودیم یک دفعه نمیدونم داشتیم چی می‌گفتیم که دوستم گفت:اگه گفتی سیبیل های کی از همه بیشتره🤣🤣😂 گفتم:نمیدونم کی؟🙄 بعد یک دفعه گفت سیبیلای خانم😁 منم سریع رفتیم به خانم گفتم:خانم خانم فلانی میگه سیبیل های شما از همه بیشتره🤣😂😂😂 یک دفعه خانم سرخ شد و دوستمو دعوا کرد فردا هم که اومد سیبیلاشو زده بود😅 (البته خوب کردم آخه یک بار هم اون منو لو داد) تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همونطور که میدونید گوشی بردن به مدرسه غیر مجازه اما ما اصلا به این حرفا گوش نمیدادیم یک روز من قاچاقی گوشی بردم مدرسه و اینم بگم که همیشه آلارم گوشیم روی ساعت ۵بود خلاصه نمیدونم چی شد که باتری گوشی کلا در اومد و وقتی که روشن کردم ساعتش 3 و نیم بود منم اصلا حواسم نبود حالا دبیر اومد و داشتیم ریاضی تمرین میکردیم 1 و نیم ساعت که گذشت گوشی شروع کرد به آلارم دادن😱😱 من😟😟😟 دبیر ریاضی🤔🤔 دوستام😬😁😁 تنها شانسی که آوردم این بود که صدای آلارم و صدای زنگ مدرسه شبیه هم بودن و دبیرمون فکر کرد که زنگ تفریح خورده🫢😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
چقدر خانم ها از این قهر و غذا نخوردن خاطره دارن منم یک بار با همسرم قهر کردم ،رفتم اتاق خواب دیدم صدا نمیاد، رفتم دیدم گوشت آبگوشت رو برداشته تا ته خورده خوابیده من😤😡 شکمم 😭 همسرم😪😴 از اون به بعد هروقت قهر میکردم اول غذام و تا آخرش میخورم بعد میرم اتاق خواب😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
من یه جاری دارم خیلیییی زیاد شکمو هست بعد این اومده بود خونه ی ما ناهار دلش درد گرفته بود چای نبات میخواست(به گفته خودش رفته بود باغ فامیلای خودش پرخوری کرده بود😐) چون شنید غذا آبگوشته رفت حیاط که مثلا میل ندارم😑 داشت از پنجره آشپزخونه با من حرف میزد تا گوشت رو از قابلمه بیرون آوردم مثل گربه که گوشت میبینه خودش و رسوند آشپزخونه گفت تو که میدونی من چقدر گوشت دوست دارم😍😋😋😋😋😋😋 منم بهش گفتم خوبه، یه دقیقه پیش رو به قبله بودی و چای نبات میخواستی آدم انقدر شکمو😂😂😂😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک بار رفته بودیم دندون پزشکی ، آقای پزشک دوست بابام بود و خیلی رودربایستی داشتیم خلاصه ، نوبت مامانم شد و رفت تو دیگه داشته کارش تموم می شده به مامانم میگه ،خواهر این پنبه رو میذارم دهنت بعدش پنبه رو گاز بگیر آقا ما بیرون نشسته بودیم ناگهان صدای فریاد وحشتناکی تو مطب پیچید 👀👀 بعدم مامانم از مطب اومد بیرون و فرار کرد نگو این دکتره پنبه رو گذاشته داخل دهن مامانم هنوز انگشتش و بیرون نیاورده بودم مامانم انگشتش و گاز میگیره😁🙈 چنان محکم انگشت بدبخت و گاز گرفته بود که تا سه ماه میرفتیم پیشش هنوز دستش زخم بود. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دیروز می خواستم ذغال ها رو آتیش بزنم بطری نفت و بر داشتم ریختم روشون خواستم در بطری رو ببندم گفتم یکم دیگه بریزم که آتیشش بزرگ بشه با خیال راحت ریختم بعد هر چی کبریت زدم روشن نشد و یه صدای پسسسسس میداد🥴😅 دیدم مامانم اومد گفت چیکار میکنی آب برای چیته نگو بطری آب بود😅 اصلا یه وضعی بود ذغالا خیس خیس😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.