هدایت شده از ~ کُنجِ صَبوری ~
اینجوریم که واقعا صبح از خواب بیدار شدن برام خیییلی سخته ، حتی اگه زود خوابیده باشم ، صبحا ، یه ناامیدِ بی انگیزهی خستهم که واقعا ممکنه با کوچیک ترین بهانه کار اون روزشو کنسل کنه ، اینجوری که وای ارزش نداره اینقدر بدو بدو ، ولم کنین بزارین بخوابمممم ... ظهر و بعد از ظهر اینجوریم که نه ببین باید پاشد یه کاری کرد ، یه کوچولو تلاشتو بیشتر کنی به جای خوبی میرسیها ، و به میشه ها و نمیشه ها و اگه و اما و شاید ها فکر میکنم ... هر چی شب تر میشه من چنان انگیزهای میگیرم ، چنان ایده های به ذهنم میرسه ، اصلا میخوام برم دور دنیا رو بگردم ، آره میرم فلان کار رو میکنم چقدر حال بده ، آره از فردا میترکونم میشم یه آدم دیگه ... و صبح دوباره همون آش و همون کاسه :/
هدایت شده از - ژیپسوفیلا '
میشه برا یه دخترِ سه ساله دعا کنید؟(:
سرطان گرفته ؛ امیدی بهش نیست .
"ᴇxᴛʀᴀ ᴏʀᴅɪɴᴀʀʏ"🇵🇸
میشه برا یه دخترِ سه ساله دعا کنید؟(: سرطان گرفته ؛ امیدی بهش نیست .
غمم گین شد🥲دعا کنین اثرداشت شاید .
هدایت شده از - Innate Domain🇵🇸.
اگه یه روز یه گوشی بزنن با حافظه بینهایت و من اون گوشی رو بخرم فرداش پیام میده: حافظهی شما پر است. خب چرا؟
هدایت شده از من حیث المجنون.
من که لالایی نخوندم...
پسرم! خوابت برد؟
هدایت شده از منِمن
_هیچ کاری نمیکنم، خستگیِ کارهای نکرده را درمیکنم، شدهام کارشناس برجستهی اتلاف وقت.
هدایت شده از لیلی سلطانی
انسان همینه،زخم های پی در پی و چسب زخم های موقت و محکوم به دوام آوردن با امید به روز های بهتر ..
#واگویه