تونل پرچم در دو بولوار مهم مشهد در هفته آینده؛
آنهم فقط با تجمعات محلی خودشان
🔰 ویراست و توئیت #حجت_الاسلام_راجی
🔸 فایل با کیفیت جهت نصب در مسجد، مدرسه، محل کار و...
🔻 ما را در ویراستی دنبال کنید
💠 اندیشکده راهبردی سعداء
🆔 @soada_ir
هدایت شده از تحلیلهای کوتاه صوتی
@drMTaghizadehتفاوت این جنگ.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
📌تفاوت اساسی این جنگ با جنگهای جهانی اول و دوم!
📌علت شکست آلمان در جنگ جهانی دوم!
📌 آیا محاصره ایران، شبیه محاصره آلمان در جنگ جهانی دوم است؟
(۲۳ مهر ۱۴۰۵)
🎙دکتر مسعود تقیزاده
عضو هیات علمی دانشگاه و عضو هیات موسس اندیشکده ردا
برای دسترسی به تحلیلهای کوتاه صوتی بر روی لینک زیر کلیک کنید 👇
@drMTaghizadeh
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 مقایسه BBC فارسی با BBC سایر کشورها
این کلیپ را حتماً به نوجوانان و جوانان، خصوصاً دانشآموزان ارسال کنید.
یادتونه حدود دو سه هفته پیش برا تهیه جهیزیه یه خانواده بسیار محترم کمک کردین؟
اینم ثمره لطف شما سروران
دیشب در شب میلاد حضرت زینب سلام الله علیها رفتن خونه بخت.
بحمد الله وسایل جنس بسیار خوب هم تهیه شد. فروشنده هم در این امر خیر شریک شد.
عزیزان دیگری هم کمک کردن و این اقلام به قیمت حدود ۱۲۵ م تومن تهیه شد
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️ تجمعاتی که باعث ترافیک شد!!
🤔🤔🤔
به کانال #امیدومجید بپیوندید 👇
@omidmajid0098
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دومین سالگرد شهید سنوار؛ مردی که تا آخرین نفس جنگید و تسلیم نشد
این خاطره رو جوونیهام از استاد پناهیان شنیدم.
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه.
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه.
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم.
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم.
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده.
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه .
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد . با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن .آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه. سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم و بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم . گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم. الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم.
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد... .