🔶خاطرات #شهدا
پسر عمه دختر دایی بودیم و در جریان انقلاب بیشتر به دو همرزم شباهت داشتیم تا فامیل .
زمستان ۵۶ بود❄️ که از من خواستگاری کرد و من آن موقع در سرم تب و تاب #انقلابی بود.خیلی بهم برخورد.😞
🔸یک سال و چند ماه از این جریان گذشت و در این بین او بود که با اصرار و خواندن #آیات و #روایات سعی در متقاعد کردنم داشت.تا اینکه یک بار برای اتمام حجت آمد و گفت :👇
🔹«معصومه خودت میدانی ملاک من برای انتخاب تو ،#ظاهر و #قیافه نبوده ولی اگر باز فکر می کنی این قضیه منتفی است بگو که دیگه با اصرارم تو رو اذیت نکنم.»😞
✅نشستم و با خودم خلوت کردم .روایت دیده بودم که اگر خواستگاری برایتان آمد و با #ایمان و #خوش_اخلاق بود رد کردنش #مفسده به دنبال دارد.😨
هیچ دلیلی برای رد کردنش به ذهنم نرسید و گفتم راضیم.🌱🌹
#شهید_اسماعیل_دقایقی
📚نیمه ی پنهان ماه ۴
@ezdevaj_t_masiri
🚨بعضی از #دخترها با خوندن کتابهایی که همسران #شهدا در وصفشون نوشتن، از روی #احساسات مردهای رؤیایی رو تو ذهنشون تصور میکنن و جوری جوگیر میشن که احساس میکنن شخصیت خودشون شده در حد شهدا!
❗️اما امان از روزی که این احساس فروکش کنه و شخصیت و علایق #واقعی بیرون بزنه؛
♨️اونوقت میفهمن که چه #خواستگارهایی رو بخاطر اینکه فکر میکردن در حدشون نبودن، رد کردند!!
اما...
@ezdevaj_t_masiri
❣️#عاشقانه_های_شهداء
💢 کت و شلوار دامادیاش را خیلی دوست داشت. تمیز و نو در کمد نگه داشته بود. به بچههای سپاه میگفت: «برای این که اسراف نشود، هر کدام از شما خواستید داماد شوید، از کت و شلوار من استفاده کنید. این لباس ارثیهی من برای شماست.»
🔹کت و شلوار دامادی محمد حسن، وقف بچههای سپاه شده بود و دست به دست میچرخید.
❤️ هر کدام از دوستانش که میخواستند داماد شوند،
برای مراسم دامادیشان، همان کت و شلوار را میپوشیدند. جالبتر آن که، هر کسی هم آن کت و شلوار را میپوشید؛ به شهادت میرسید!
🌷 به روایت: فاطمه فخار همسر شهید محمدحسن فایده
📚 منبع: 365 خاطره برای 365 روز، ص 73
📎 #خانواده_سبک_زندگی
📎 #سیره_شهدا
📎 #شهدا
❣ @ezdevaj_t_masiri
yeknet_ir_shoor_1_shahadat_hazrat_roghayeh_1399_07_01_nariman_panahi.mp3
6.96M
🏴 #ایران_تسلیت
🏴 #شیراز_تسلیت
🍃من اصلا اومدم شهید بشم
🍃پیش مادرت رو سفید بشم
🎤 #نریمان_پناهی
👌بسیار دلنشین
🌷 #شهدا را یاد کنیم با ذکر #صلوات🌷