https://eitaa.com/khastegarybazi/3217
سلام اینکه شما بهش میگید آدرس پیجشو بده طرف متوجه میشه و یا توجه به شناختی که از شما تو جلسه خواستگاری پیدا کرده، میدونه از چی بدتون میاد میره و تو پیجش پست نامناسب رو حذف میکنه، کسای که نباید فالو میکرده رو آنفالو میکنه و سعی میکنه خودش رو جوری نشون بده که شما دوست دارید. واقعیت رواز شما پنهون میکنه اونموقع
#مخاطب
https://eitaa.com/nashenas_ezdevaji/3841
زرد فسفری دقیقا چه رنگی؟!سبز فسفری شنیده بودیم اما زردشو نه....
#مخاطب
کاش کانال تون این قابلیت رو داشت آدم بقیه رو عضو می کرد یکم آگاه بشن و ازتجربیات بهره ببرن ولی حیف که نمیشه
+ میتونید به بقیه معرفیش کنید 🙃
الان من پسر ۱۷ساله چه کنم رسمی بپوشم ، اسپورت بپوشم ، ست بزنم ، کت شلوار بپوشم ، با شلوار شیش جیب۵۱۱پیرین یقه دیپلمات بیام ، جذب ورزشی بپوشم ، لش بیام ، با لباس پاسداری بیام با کدوم بیام ،با همشون راحتم
+مگه الان با ۱۷ سال سن میرن خواستگاری؟😶
هرکدوم بهت میاد ولی با شیش جیب نرو😂
ولی قبول کنید هیچوقت به عنوان قرار دیدار اول خانواده ها نباید سر تا پا جینننن پوشید😐 قدر کت و شلوارایی که تو دیدار اول میان رو بدونید یهو جین پوش بهتون نخوره:/
#مخاطب
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
الان من پسر ۱۷ساله چه کنم رسمی بپوشم ، اسپورت بپوشم ، ست بزنم ، کت شلوار بپوشم ، با شلوار شیش جیب۵۱۱
رفیق ما با ۱۷ سال سن رفت خواستگاری، الان ۲۰ سالشه بچش دو سالشه🤦♂️ البته اینا از مزیت های طلبگی هست که خانواده برا ازدواج تو این سن مقاومت نمیکنن
#مخاطب
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
الان من پسر ۱۷ساله چه کنم رسمی بپوشم ، اسپورت بپوشم ، ست بزنم ، کت شلوار بپوشم ، با شلوار شیش جیب۵۱۱
اتفاقا خانم من شیش جیب دوست داست. اگه با شیش جیب رفته بودم به جای ۸ جلسه همون جلسه اول بله رو گرفته بودم
#مخاطب
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
کاش کانال تون این قابلیت رو داشت آدم بقیه رو عضو می کرد یکم آگاه بشن و ازتجربیات بهره ببرن ولی حیف ک
سلام من هر خواستگاری که میاد بعد صحبتامون سریع کانال شما رو معرفی میکنم 😁
+برا اینکه خواستگاراش زیاد بشن نفری یه صلوات محمدی بفرستین😂😂😂
یکی از پسرای فامیل ما امیر حسینه احتمال داره دلیل مجرد موندن من، امیرحسین بودن اون باشه....😑😑
#مخاطب
من یه خواستگار از تهران داشتم قرار گذاشتیم گلزار شهدای اصفهان همو ببینیم. من با لباس و چادر و کفش مرتب و تمیز و ست، ایشون یه قیچی به سبیلاشونم نزده بودند تو دهنشون، لباس نامرتب و دم پاچه پاره، کت خاکی، موهاژولیده، عموم هم همراهم بودند، به محض اینکه ایشونو دیدند اصن هردو مون وا رفتیم از سرو وضعش. عموم همون موقع اخمو شدند من فهمیدم که این آقا مناسب من نیست. بعد که آقا را رسوندیم ترمینال که برگردند شهرشون عمو گفتند تو مثل یه دسته گل تمیز و متین اومدی این یه واکس به کفشش نزده بود.
+قدر عموت رو بدون(با عموتون میرین دیدن خواستگار چه عموی پایه ای😉)