شنیدی میگویند از هر انگشتش هنر میریزد ؟
انگشتان من نه !
از هر بند انگشت !
خریدار خوبی هستم
خریدار چشمان و مو و بند بند انگشتانت ، او هم آری ؟!
طراح زبان زدی هستم
بعد هریک بار دیدنت میسپارم چهره ات در ذهنم
با همان بار نمایشگاه میزنم ، او هم آری ؟
عکاس قهاری ام،
ثبت میکنم تک تک خاطره های مان را در مموری دائم الحافظه ام او هم آری؟
حرفه ای هستم در زبان های خارجه
بلدم ترجمه دوستت دارم را به هر لهجه و کشوری ، او هم آری؟
کاتب و شاعر و نویسنده مشهوری ام
توصیف بند بند وجودت کرده ام ، او هم آری؟
غذا غذا را بگویم به به و چه چه همه را دارم
اثبات؟
در گوشی بگویم، با محبت پختن چاشنی لذیذ ترین غذای دنیاست ،
باز هم اثبات ؟
صرف ساعت ها تفکر به تار موی تو بالای سر آن غذا ... بگذریم ...
او هم آری ؟
فالگیر خوبیم فال قهوه در تمام قهوه ها من و تو خوش شانس و خوش یمن ایم تو و او هم آری؟
پُر در خواستی ترین فیلمبردارم
زاویه های نو و جدیدی کشف میکنم از تو فقط جهت یادگاری ...
او هم آری؟
اگر راز داری را هم هنر شمارش کنند در آن هم دومی ندارم !
او هم آری؟
گاهی به خودم میگویم احمق! ولی تو که به من نه؟ , آری؟!
هنر اصلی نزد اوست
دل ربودن و حفظ تو
ولی من نه!
هنر اصلی او تاجر بودن اوست تاجر احساسات تو ، ولی من که نه !
هنر او قصه گویی و پخش راز های عاشقانه بین تو و اوست ولی من نه!
بدون مخاطب هدف ❌
کپی فقط با ذکر منبع
هدایت شده از گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
فَبانَ الاِنکِسارُ في وَجْهِ الحُسَین
- [ از بعد از علی اکبر بود که] آثار شکستگی در چهره [مولایمان] حسین نمایان شد..