📌 تو بخشی از این کتاب جذاب میخونیم:
«ته لهجه خراسانی داشت. در یک لحظه فکر کردم که دوستی ما تداوم پیدا خواهد کرد. اما ته دل به خودم خندیدم: آقا پسر، آقای دکتر رفیق باز! … تو که وقت نمی کنی پنج سال یه بار به رفقای قدیمی ات یه تلفن یا ایمیل بزنی، دنبال دوست و رفیق جدید می گردی؟!
گفتم: «ممکنه برای شما جالب باشه … ولی من تو این اتاق فقط کارمو انجام می دم.» کیفش را از روی پاهایش برداشت و روی یک صندلی لهستانی خالی گذاشت. بعد گفت: «ملال دلچسبی داره … نشون میده آدم می تونه در تنهایی و سکوت بشینه و یه کار مهم انجام بده. روی من که همچین تاثیری داره.»»
فروشگاه ستارهها 📚
📌 تو بخشی از این کتاب جذاب میخونیم: «ته لهجه خراسانی داشت. در یک لحظه فکر کردم که دوستی ما تداوم پ
🛍 اگه شما هم دوست دارید این کتاب جذاب رو بخونید یا بهعنوان یه کادوی ارزشمند، متفاوت و خفن به معلمهای عزیز هدیه بدید، میتونید این کتاب رو با قیمت [۱۲۰/۰۰۰] تومان که با تخفیف ویژه ۲۰٪ [۹۶/۰۰۰] تقدیمتون میشه، تهیه کنید.
شک نکنید که این هدیه، حسابی تو دلشون جا باز میکنه و سورپرایز میشن! 😉👇
جهت ثبت سفارش از سایت👇🏻
https://nashresetareha.ir/product/the-night-where-i-was-book/?ref=593
جهت ثبت سفارش از ادمین👇🏻
@admin_setareha
#شب_جایی_که_من_بودم #زندگینامه #داستانی
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
📅 روز نهم دی ۱۳۵۷ در مشهد | داستانی از ایمان و ایثار 🇮🇷
امروز میخوایم شما رو ببریم به دل یکی از روزهای تاریخی و پر از درد و امید ایران، روز نهم دی ماه ۱۳۵۷، زمانی که عصری تاریک و خونین زیر سایه رژیم پهلوی بر مشهد فرود آمد. ولی وسط محبوبیت و دشمنی، نور ایمان و عشق ❤️ به اسلام ناب روشنی بخش دلها بود. 🙏
این روایت، داستان زندگی شهید بزرگوار «فاطمه امیری بیرجندی» است؛ بانوی پرافتخار مشهدی که همراه خانوادهاش، عاشقانه در مسیر تحقق آرمانهای انقلاب ایستاد و با قلبی پر از ایمان و عشق، پای مقاومت ایستاد.
فروشگاه ستارهها 📚
📅 روز نهم دی ۱۳۵۷ در مشهد | داستانی از ایمان و ایثار 🇮🇷 امروز میخوایم شما رو ببریم به دل یکی از رو
فاطمه دستش را گذاشت روی خونی که هنوز گرم و تازه بود 💔، زمین زیر پایش میچرخید و قطرات خون بر روی صورتش میلغزید. زنهایی مهربان 🤲 او را از خاک بلند کردند، اما قلبش پر از درد بود. محمد ایستاده بود و به دور شدن آنها نگاه میکرد؛
فروشگاه ستارهها 📚
فاطمه دستش را گذاشت روی خونی که هنوز گرم و تازه بود 💔، زمین زیر پایش میچرخید و قطرات خون بر روی صور
صحنهای که بارها دیده بود اما هر بار، تلختر از قبل… 💔
☁️ آسمان هم غمبار بود؛ نه باران میبارید و نه خورشید اجازه میداد گرمایش را حس کنند. 🌫️
سرمایی که حتی به اندام سبز شمشادهای کنار خیابان رحم نکرده بود، فاطمه را سرد و ناامید کرده بود.
فروشگاه ستارهها 📚
چرا باید این داستان را خواند؟ 🤔 این روایت پر از لحظات غم، امید و بردباری است که دل هر شنوندهای را
🛍 اگر میخواید این روایت دلنشین و آموزنده را بخوانید یا به عنوان هدیهای ارزشمند 🎁 به دوستداران تاریخ و انقلاب تقدیم کنید، میتوانید همین حالا این کتاب 📖 را با قیمت ۱۰۰/۰۰۰ تومان با تخفیف ۲۰ ٪ تنها با ۸۰/۰۰۰ تهیه کنید.
برای سفارش و اطلاعات بیشتر به سایت ما مراجعه کنید👇🏻
https://nashresetareha.ir/product/born-on-december-9th/?ref=593
یا با ادمین فروشگاه در ارتباط باشید👇🏻
@admin_setareha
#متولد_نهم_دی #تاریخ_شفاهی #زنان_قهرمان
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
آقای راشد یزدی تعریف میکرد:
که روزی به حضرت آقا گفتم:
شما لذت اولاد درک نکردید!
پرسیدند: چطور؟!
گفتم: برای اینکه دختر ندارید.
من که دختر دارم میفهمم
لذت اولاد داشتن را!
ایشان شاید تعجب کردند
از این حرف من!
پنج سال بعد از این حرف،
سال ۶۱ که حضرت آقا
رئیسجمهور شدند،
خداوند یک دختر به ایشان دادند.
بعد که در همان ایام من را دیدند،
گفتند: راشد! راست میگفتی!
واقعاً من یاد آن حرف تو هستم
که در ایرانشهر گفتی!
واقعاً من تا دختر نداشتم،
لذت اولاد را درک نکرده بودم
حالا شیرینیاش را احساس میکنم!
📚 به نقل از کتاب «برتبعید»
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ
همانا خداوند در حق مردم، دلسوز و مهربان است.
سوره بقره | آیه ۱۴۳
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آری گرفت
هرچه ز مهر
رضا گرفت...
📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
سلام دوست کتابخوان!
بعد از همراهی با روایتهای پرشور و حماسی، حالا وقتشه بریم سراغ یک داستان متفاوت؛ قصهی مردی که از قلب ثروت و رفاه، راهی جادهیِ «مجاهدت» شد تا ثابت کنه برای فرمانده بودن، لازم نیست همیشه در مسندِ قدرت بود، بلکه باید در مسیرِ «خدمت» ایستاد... 🕊
فروشگاه ستارهها 📚
سلام دوست کتابخوان! بعد از همراهی با روایتهای پرشور و حماسی، حالا وقتشه بریم سراغ یک داستان متفاوت
امروز میخوایم کتاب خواندنی «همهچیز از یکشنبه شروع شد» رو بهتون معرفی کنیم؛ روایتی صادقانه و جذاب از زندگیِ یکی از فرماندهانِ متفاوت جنگ، «سردار عباس شاملو»! 🧐
این کتاب به قلمِ توانای «نسرین رجبپور»، ما رو به دنیای مردی میبره که نسلِ پنجمِ یکی از وزرای دورانِ شاهعباس بود اما مسیرِ زندگیاش رو به کلی تغییر داد.
اما تو این کتاب چی میخونیم؟ 🏡