#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#گلبهار
#قسمت_ششم
احتمالا سال دیگه میرم شهر کارگری میکنم ببینم چی میشه ، بهتر از کار مفت واسه اربابه
همین جور با علیرضا حرف میزدیم و سمت ده میرفتیم هم صحبتی با علیرضا باعث شد مسیر حالیم نشه و زود برسیم. نزدیک که شدیم با تعجب دیدم مردم ده وسط میدون بازار روستا جمع شدن و همه پچ پچ میکنن ، علیرضا منو سر پل پیاده کرد و گفت گلی تو برو خونه من سر و گوشی آب بدم.همین جور با علیرضا حرف میزدیم و سمت ده میرفتیم هم صحبتی با علیرضا باعث شد مسیر حالیم نشه و زود برسیم. نزدیک که شدیم با تعجب دیدم مردم ده وسط میدون بازار روستا جمع شدن و همه پچ پچ میکنن علیرضا منو سر پل پیاده کرد و گفت گلی تو برو خونه من سر و گوشی آب بدم.روسری بزرگی که روی سرم بود رو جلوی صورتم گرفتم و رفتم سمت خونه.هیچکس خونه نبود صدای جیغ و فریاد و التماس و گریه از تو میدون بازار به گوش میرسید تعجب کردم یعنی چه خبر بود که همه ی اهالی حتی مامان اینای منم اونجا جمع بودن ، با نگرانی قدم تند کردم و خودمو به میدون بازاررسوندم ، اهالی جمع بودن و راهی برای دیدن وسط میدون نبود فقط صدای ناله و فریاد و التماس مرد و زن و بچه میومد، با اضطراب خودمو از لابه لای جمعیت کشوندم جلو باورم نمیشد بابا بود پاهاش رو فلک کرده بودن و جلوی چشم همه ی اهالی ده نوکرای ارباب با شلاق بی رحمانه به پا و بدن بابا میزدن،مامان التماس میکرد و هر از گاهی برای دور کردن مامان از اونجا شلاقی هم به پا و کمر مامان میزدن،خواهر برادرام گوشه ی چادرمامان و عمه رو گرفته بودن و جیغ میزدن و التماس میکردن، از کف پا و سر و صورت بابا خون میومد، دلم داشت از جاش در میومد، وحشت زده بودم نتونستم طاقت بیارم اومدم خودمو بندازم جلوی بابا و نزارم بزننش که یکی منو محکم از پشت گرفت و سمت خودش کشوند با گریه نگاه کردم عمه بود منو با نگرانی سمت خودش میکشوند و گفت تو اینجا چکار میکنی گلبهار ، بیا برو خونه خودتو قایم کن بابات به خاطر تو داره کتک میخوره همین حین که صدای عمه و ناله ی بابا و جیغ مامان توی گوشم پیچیده بود، صدای خواهرکوچیکم رو شنیدم که جیغ میزد ولم کنید ولم کنید مامان دوید سمت خواهرم. نوکرای ارباب خواهر کوچیکم که هشت سال بیشتر نداشت رو به زور سوار گاری میکردن که جای باج و خراج بابا ببرن خواهرم دست و پا میزد و مامان کتک میخورد و بابا که دست و پایش بسته بود فحش میداد و کتک میخوردنتونستم طاقت بیارم به زورخودمو از دست عمه بیرون کشوندم و دویدم سمت خواهرم مامان وحشت زده بود.رفتم سمت آبجیم و به نوکرا گفتم ولش کنید من جاش میام مگه دنبال من نبودین؟ مگه نمیخواستین دختر بزرگ خانواده رو ببرین ؟من میام خواهرمو ول کنید سربازا که مات و مبهوت مونده بودن سریع خواهرم رو از رو گاری پرت کردن پایین و منو انداختن تو گاری و دست و پام رو بستن و حرکت کردن. صدای ناله و فریاد بابا و مامان و عمه اینا تو گوشم بود. یکی از نوکرای ارباب با شلاق محکم منو میزد و میگفت دختره ی چشم سفید کدوم گوری بودی هان؟ فرار میکنی ؟ بزار ببرمت پیش ارباب بلایی به سرت میارم که خون گریه کنی ، روزگار برامون نزاشتی از بس شب و روز دنبالت گشتیم ، مرد همینجور با شلاق منو میزد و فحش میداد و بد و بیراه میگفت بالاخره رسیدیم به عمارت بزرگ ارباب در آهنی بزرگ با صدای خش داری باز شد و گاری که من توش بودم با سرعت بالا وارد عمارت شد پشت سر ما هم دو تا گاری دیگه وارد عمارت شدن ولی من چون دست و پامو بسته بود نمیتونستم سرم رو بچرخونم و ببینم کی توی اون گاری هاست ، وارد حیاط که شدیم مرد دیگه منو شلاق نزد فقط با صدای بلند و خنده ی شیطنت واری فریاد میزد ارباب ارباب مژدگانی بده موش فراری رو گرفتیم، ارباب مژدگانی بده،گاری جلوی ایوون ملکی بزرگ وایستادن و خیلی زود اطراف گاری با فاصله پر شد از آدم های مختلف تازه بعد از اینکه منو از گاری روی زمین پرت کردن دیدم که کل خانواده م هم تو گاری های دیگه دست بسته آوردن پیش ارباب ، تمام بدنم درد میکرد بابا خونی و بیحال بود با چشمای اشکی به خون نشسته نگام کرد و سری تکون داد و گفت چرا اومدی گلبهار ؟چرا نموندی ؟ یکی از سربازا با لگد به پهلوی بابا زد که صدای ناله ش بلند شد و روی زمین افتاد ، دست و پام میلرزید نانداشتم ، همین حین درب اتاق بزرگی باز شد و ارباب با لباس شیک و مرتب همراه زنی که احتمالا همسرش بود و چند نفر خدم و حشم اومدن روی ایوون صندلی گذاشتن و زن ارباب نشست رو صندلی ارباب اومد روی ایوون و گفت چه خبره کاس آقا مژدگونی چی میخوای؟ مرد که تا اون موقع شلاق تو دستش بالا پایین میرفت تا کمر جلوی ارباب خم شد و گفت گلبهار رو پیدا کردیم آوردیم برات ارباب همون دختر فراری که آبروی ده رو برده بود.
ادامه دارد
محققان با جایگزین کردن «زمان» با «فضا» در قضیه بل (Bell’s Theorem)، تئوری کوانتومی جدیدی را مطرح کردند که ادعا میکند: گذشته، میتواند تحت تاثیر آینده باشد!
دانشمندان اذعان کردهاند که این قضیه، مشابه به حرکت فوتونها در مسافتهای بسیار طولانی است. اگر زمان، همواره حرکتی یک سویه نداشته باشد، بعید نیست که در آینده بتوانیم به گذشته هم سفر کنیم!
📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
جالب بدونید که پرقدرترین مهره شطرنج که بهش « وزیر » میگیم درواقع « Queen » یا « ملکه » است که از ایزابلای یکم ملکه قدرتمند کاستیا و بنیانگذار اسپانیای واحد الهام گرفته شده !
حتی شطرنج هم اینو تایید میکنه که صاحبان اصلی قدرت ، خانومها هستن 👌
📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
هنری، تمساح غول پیکری با طول ۵ متر و وزن ۷۵۰ کیلوگرم، به عنوان پیرترین تمساح جهان شناخته می شود. این جانور خارقالعاده، در ۱۶ دسامبر سال ۱۹۰۰ در دلتای اوکاوانگو در بوتسوانا متولد شد و اکنون ۱۲۳ سال سن دارد و در زمره کهنسالترین خزندگان زنده جهان قرار میگیرد.
هنری با داشتن ۶ همسر، زندگی خانوادگی پیچیدهای دارد. طبق گزارش باغ وحش محل نگهداری او، این تمساح غول پیکر پدر حدود ۱۰,۰۰۰ بچه تمساح است که رکوردی خیرهکننده در دنیای حیات وحش به شمار میرود.
📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌏ردپای ۱۶۶ میلیون سالهٔ دایناسورها در انگلیس
🔹نیواطلس از یک کشف شگفتانگیز در انگلیس خبر داده که منجر به افشای رازهای قدیمیِ زمین خواهد شد. محققان مسیرهای طولانیِ طِیشده توسط دایناسورها را با مجموع ۲۰۰ ردپا شناسایی کردهاند. این ردپاها متعلق به دایناسورهای بزرگی از دورهٔ ژوراسیک میانه است که به حدود ۱۶۶ میلیون سال پیش بازمیگردد.
🔹برخی از این ردپاها متعلق به دایناسوری به نام مگالوسائوروس است که یک شکارچی دوپا و گوشتخوار با ابعادی به اندازهٔ اتوبوس شهری بوده است. چند ردپا هم مربوط به ستیوسائوروس گردن دراز گیاهخوار است که طول آن به حدود ۱۸ متر میرسیده که معادل طول یک زمین تنیس است.
🔹در برخی از نقاط، ردپای دایناسورهای گوشتخوار و گیاهخوار با هم تلاقی میکند و دانشمندان در حال بررسیِ نحوهٔ تعامل آنها باهم هستند. این ردپاها توسط یک کارگر معدن که در حال حفاری در معدن دیوارز در آکسفوردشر بوده، کشف شده است.
🔹پیشاز این در سال ۱۹۹۷ هم ۴۰ ردپای دایناسور در همین منطقه کشف شده بود و محققان با تجمیع دادههای علمی و استفاده از پهپاد و مدلسازیِ سهبُعدی بهدنبال کسب اطلاعات دقیقتری در این زمینه هستند.
📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱