eitaa logo
فدائیان رهبر
2هزار دنبال‌کننده
43.5هزار عکس
33.8هزار ویدیو
173 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷 (ص) فرمود: «بئْس الْقَوم قوم لايقُومونَ لِلَّهِ تَعالى بِالْقِسطِ ؛ بد جامعه و ملّتى است، ملّتى كه نيست و براى اجراى و قسط، عدالت در حوزه اقتصاد، قضاوت، سياست و فرهنگ قيام نمیکند. پيامبر(ص ) فرمود: «كُلُوا جميعاً و لاتَفَرَّقُوا»؛ بخوريد! اما تنها، تنها نخوريد و (بر سر سفره نيز) متفرّق نشويد. اين، منطق است و پاسخ چه بايد كرد؟ اينهاست. نه اينكه يك طبقه، آن طرف شهر بخورند، تا بتركند و بالا بياورند، از فرط سيرى با دمشان گردو بشكنند و ندانند پولها را چگونه خرج كنند، و يك عده هم اين سوى شهر از گرسنگى درمانده اند، اينها چيزهايى است كه بايد اصلاح بشود. كسانى كه میخواهند دين را اصلاح بكنند، بايد خودشان را اصلاح بكنند. كتاب و سنّت، احتياجى به اصلاح ندارد؛ بلكه احتياج به فهم و عمل دارد. مشكل ، نيست كه میخواهید آن را از قانون اساسى حذف كنيد، مشكل اين و ، دينى بودنش نيست كه میخواهيد دين زدايى كنيد. مشكل، خود ما و شماييم. مشكل، ولايت فقيه نيست . پيامبر(ص) فرمود: «هر كس سير بخوابد و در شهر يا همسايگى او كسانى گرسنه اند از ما نيست و به خداوند و روز قيامت ايمان نياورده است . 🔶گزیده ای از کتاب پیامبری برای همیشه استاد رحیم پور ازغدی 🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📝 منشأ بزرگترین تحولات 🔷يقين، چيز كوچكى نيست؛ يقين باعث مى شود كه آدم با مژه اش كوهها را سوراخ كند. يقين، كه اين همه با آن مبارزه مى شود و كسانى حتى را بر آن مقدم مى دارند، منشأ بزرگترين تحولات و پيشرفتهاى انسان در ابعاد مادى و معنوى در تاريخ بوده است و اگر ملّتى يقين را از دست دهد، ديگر همه چيز را از دست داده است. آنها كه اهل يقين اند، از هيچ مبدئى به اين فلسفه « لا ادرى» نزديك نمى شوند. لا ادرى، يعنى «نمى دانم »، شايد باشد، شايد نباشد. شايد الان روز است، شايد شب است. شايد است، شايد . آمدند تا با اين شك و جهل و دو دلى مبارزه كنند، انبيا طرفدار جزم ابلهانه نبودند اما طرفدار شك هم نبودند، مگر شك مقدمه اى، شك به عنوان يك منزل بين راه، به عنوان يك مقرّ موقت، نه شك به عنوان منزلى كه ديگر اردوگاه تو باشد و بار خود را آنجا بيندازى.آنها به مؤمنين آموختند كه اولا وقتى نمى دانيد بگوييد: لا ادرى، «نمى دانم»، اما بعد كه دانستيد و ايمان آورديد محكم بگوييد: «ادرى، مى دانم». من مى دانم، كور نيستم، من فرق حق و باطل را مى فهمم و به پاى دفاع از حقيقت و عدالت مى ايستم، براى من فضيلت ورذيلت، مساوى نيست، همه اعمال با هم مساوى نيست، من موضع دارم واين ايمان است، اين يقين آگاهانه است، نه يقين عوامانه. 🔷يقين آگاهانه هميشه آدمهاى لاغر و كم خون را در تاريخ به آدمهاى بسيار دلير تبديل كرده كه مى توانند همه فرمولهاى سياست، طبيعت و تاريخ را حتى قبل از اين كه آنها را بياموزند، تغيير بدهند و اين فرمول ها را عوض كنند، ولى نبوت حتى از سنخ اين ايمان و يقين عادى و بشرى هم نيست، چيزى فراتر از آن است. گرچه اين ايمان و يقين چيز بسيار مهم و اساسى است؛ يعنى چنان نيست كه وقتى 4 نفر، 40 نفر، 400 نفر، 4000 نفر، 4 ميليون نفر در برابر شما ايستادند و گفتند آقا دو دو تا، چهار تا نمى شود، بگوييد كه بله ديگر نمى شود. يقين آگاهانه، يقينى كه منشأ آن آگاهى است و دانش بر يك واقعيت عينى است؛ در برابرش، 4 نفر يا 4 ميليارد نفر بايستند، برايش مساوى است . از اين جاست كه پيامبر(ص) فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذاريد، همه شما يك طرف بايستيد و من يك طرف، من كوتاه نمى آيم». از حضرت امير(ع) نقل شده كه فرمود: «اگر همه عرب در برابر من بايستند، من نمى ترسم و شك نمى كنم و عقب نمى روم . 🔶گزیده ای از کتاب پیامبری برای همیشه
🔷 به اصطلاح ! ⬅️ بخش اول 📝 من مى خواهم مدرن بودن اين شبهات به اصطلاح جديد را مقدارى مخدوش كنم. آن چه تحت عنوان شبهات جديد و جديد ترجمه مى شود، اساسى ترين آنها جديد نيست؛ به دليل آن كه خود به اغلب اين شبهات اشاره كرده است. آيه 55، سوره بقره يكى از شبهات آن زمان را مطرح مى كند كه بنى اسرائيل به حضرت (عليه وعلي نبينَا السلام) مى گويند: لَنْ نُؤْمِنَ لَك حتَّى نَرَى اللَّه جهرَةً؛ ما به تو، به آن مدعيات معنوى و باطنى تو ايمان نمى آوريم، مگر آن كه خداى تو را تجربه كنيم. اين ملاك، دقيقا ملاك پوزيتيويستهاى قرن نوزدهم است و كمى رقيق كه مى شود، ملاك نوپوزيتيويستهايى كه ذيل مباحث كلام جديد در سخن مى گويند و يك عده هم اينها را ترجمه مى كنند، منتها در مملكت ما، مترجم بدون Reference چهره نظريه پرداز مى گيرد . فيلسوفان تحليلى و جريانهاى پوزيتيويستى مى گويند: تا را تجربه حسى نكنيم نمى پذيريم وگزاره هايى كه مابازاء تجربى نداشته باشند و از راه منفى، اثبات پذير يا ابطال پذير نباشند بسته به اين كه پوزيتيويست باشيد يا نوپوزيتيويست باشيد، بى معنا مى دانيم! آيه 21 سوره فرقان همين را مى فرمايد « لَولا أُنْزِلَ علَينَا الْملائِكَةُ أَو نَرى ربنا » ؛ چرا مثل ماآدمهاست؟ چرا فوق بشر نيست؟ چرا خدا را نمى بينيم؟ آن وقت كه نمى بيند، مى گويد چرا نمى بينيم؟ وقتى هم كه پيامبر خدا و معجزاتش را مى بيند مى گويد چرا مى بينم؟ بايد فرشته باشد، بايد فوق بشر باشد! 🔶گزیده ای از کتاب پیامبری برای همیشه استاد
🔷 به اصطلاح! ⬅️ بخش دوم 📝 آن روز را تكذيب مى كردند، امروز چه مى گويند؟ مى گويند زبان دين، Noncognitive است؛ يعنى غير معرفت بخش است. پس اين آيات و روايات كه گزاره خبرى است، خبر از گذشته است، خبر از آينده است، خبر از ملكوت و باطن غيب عالم است، فكر نكنيد به راستى خبر از يك واقعيتى مى دهند، نخير، اين گزاره هاى دينى، غير معرفتى است، ظاهرش خبرى است ودر واقع انشايى است . دينى كه انشائياتش هم خبر است، آنها خبرش را هم انشا مى خوانند. حال آن كه در ، در واقع همان احكام اخلاقى و حقوقى و انشائياتش كه ظاهر انشائى دارند، در واقع خبرند؛ يعنى وقتى مى گوييم عمل «الف» خوب است و عمل «جيم» بد است، معنايش اين است كه خبر مى دهند كه و تو در عمل «الف» است و در «جيم» نيست؛ پس باطن انشايش هم خبر است. اين ، گزاره هاى انشائى اش هم خبرى اند ولى آقايان، حتى گزاره هاى خبرى دين را نيز قراردادى و انشائى مى دانند بدان معنا كه وقتى از بهشت و جهنم و... مى گويد، گزارش از واقعيت نيست؛ بلكه مثل آن است كه مادرى، كودكش را از لولو بترساند و به شيرينى موهوم، تطميع كند اينها هاى مفيدند. دروغ اند اما دروغهاى مفيدى كه بايد به عوام گفت. دروغهاى انسان دوستانه اي است كه انبيا از سر حسن نيت به بشريت گفته اند پس زبان دين، Noncognitive است. اگر تعارف را كنار بگذاريم اينكه زبان دين، زبان خبرى و گزاره اى نباشد؛ يعنى چه؟ اين تعبير روشنفكرىِ لاى زرورق پيچيده از تكذيب انبياست . 🔶گزیده ای از کتاب پیامبری برای همیشه استاد
⁉️ آیا كنونى ما است يا نيست؟ ⬅️ حكومت دينى كامل، حكومت ( ع ) است و اوست كه مى تواند مطلق را در حوزه فردى و جمعى، مادى و معنوى، اجرا كند؛ اما در دوران غيبت ( معصوم ع)، هم بايد به عدالت بينديشيم، ولو قادر به عدالت مطلق نباشيم و صرفا قادر به مراتبى از عدالت نسبى باشيم؛ اما به عدالت نسبى هر چه بيشتر و به مدلهاى بشرى هرچه دينى تر و كاملتر بايستى انديشيد وعمل كرد. ⬅️ اگر کسی پرسید كنونى ما است يا نيست؟ آيا تابع دكترين هست يا نيست؟ جواب این است که اين دولت و حكومت، از جهاتى، دينى است و از جهاتى، دينى نيست. پس هست ونيست. دينى است و نيست؛ دينى است به اين معنا كه مبنا و غايات و اهداف ، مبتنى بر و معطوف به اهداف دينى است و حاكميت و مردم به دنبال تحقّق هرچه بيشتر قوانين، ارزشها و عدالت دينى هستند. اما دينى نيست به اين معنا كه البته نقاط ضعف و خلأهاى بزرگى همچنان در نظام، در حاكميت و در جامعه وجود دارد و هنوز دره هايى بين ما و اين آرمان ها وجود دارد. بنابراين، دينى بودن حكومت، از دينى بودن جامعه، جدا نيست. جامعه دينى بدون حكومت دينى؛ و نيز حكومت دينى بدون جامعه دينى، نه مفهوم دارند و نه قابل تحقّق هستند. اما دينى بودن حكومت يا جامعه، هم واقعيت است هم آرمان. يعنى مراتبى از آن واقعيت دارد و خوشبختانه مراتب بالاترى از آن، همواره جزو آرمانهاى ماست؛ 🔹بنابراين نه و ، نه غرور و توقف در راه هرچه دينى تر كردن حكومت و جامعه در منطق ما نبايد راه داشته باشد والا در نيمه راه متوقف مى شويم و عقبگرد مى كنيم و همين پيشرفتها و پيروزيهايى هم كه در دينى كردن جامعه و حكومت تا به حال به دست آورده ايم - كه در دنياى امروز استثنا و یك پيروزى بزرگ است - همان هم ممكن است ضايع بشود و از دست برود. 🔸گزیده ای از کتاب پیامبری برای همیشه استاد 🔻🔻🔻🔻🔻🔻
🔷 در جامعه اسلامی چه کسانی باید مسئول باشند؟؟ ◀️ اكرم( ص) فرمود: «علَى الْوالِي خَمس خِصالٍ»؛ حاكمان اسلامى، مسئولان و اسلامى بايد پنج خصلت داشته باشند: يكى اين است: «اَيستَعِينُ على اُمورِهِم بِخَيرِ منْ يعلَم»؛ بايد مسئوليتهاى مديريتى و حكومتى به كسانى داده بشود كه بيش از ديگران آن كار را مى شناسند. كارشناس هستند، «خَيرِ منْ يعلَم»؛ يعنى كسانى كه اعلم و متخصص در آن فن هستند. شما ببينيد پيامبر اكرم( ص) كه مظهر قدس است و براى تهذيب نفوس آمده و هدف اصلى اش توحيد و معنويت است، در عين حال مى فرمايد: اگر كسانى وارد مديريتهايى در جامعه اسلامى بشوند و اضطرارى هم در كار نباشد، اما ديگرى را مى شناسند كه از او آشناتر است، آن كار را نبايد بپذيرد. گرچه خود نيز ناوارد نيست ولى ديگرى از او واردتر است. 🔶گزیده ای از کتاب پیامبری برای همیشه استاد رحیم پور
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 این روزها بهترین فرصت برای مطالعه تاریخ صد ساله اخیر ایران هست