_
شب تا به سحر نماز میخواند علی
با دیدهی تَر، نماز میخواند علی
آن صبح که سجدهگاه در خون غلتید
گفتند: «مگر نماز میخواند علی؟؟
_
_
هنوز شروع نشده من حس میکنم 1404 رو هم خراب کردم، ایشالله دیگه 1405 قطعا سال منه.
_
_
میدونم چه حسی داری وقتی میخای گریه کنی
ولی نمیتونی تمام احساساستو بریزی بیرون
پس میری رو تختت و زیرپتو پنهون میشی
و اجازه میدی بقیه فکر کنن حالت خوبه
بالشتت با اشکات خیس میشه
و دعا میکنی کسی نیاد داخل اتاقت و حالت رو بپرسه
چشات از گریه زیادی قرمز شده
پس میخوابی تا پنهونش کنی
{بین خودمون بمونه}
_
_
اگر به انچه که میخواستی نرسیدی
از انچه که هستی نگران مباش
_ حکمت ۶۹ ، نهجالبلاغه💛!
_