_
میدونم چه حسی داری وقتی میخای گریه کنی
ولی نمیتونی تمام احساساستو بریزی بیرون
پس میری رو تختت و زیرپتو پنهون میشی
و اجازه میدی بقیه فکر کنن حالت خوبه
بالشتت با اشکات خیس میشه
و دعا میکنی کسی نیاد داخل اتاقت و حالت رو بپرسه
چشات از گریه زیادی قرمز شده
پس میخوابی تا پنهونش کنی
{بین خودمون بمونه}
_
_
اگر به انچه که میخواستی نرسیدی
از انچه که هستی نگران مباش
_ حکمت ۶۹ ، نهجالبلاغه💛!
_
فادیآ | fadia
من وقتی قراره تا صبح بیدار باشم تا خانواده برا سحر خواب نمونن : [با ساعت بیدار نمیشن]
وقتی رو داداشم کرم میریزیم :
زمان:
حجم:
125.5K
ترجمه:
چرا عاشق خدا هستم؟
چون...
وقتی که داشتم دور میشدم
خدای من برای نجاتم اومد
الان من امید دارم
تو اومدی و ترس هام رو برداشتی
وگفتی به خونه برگرد:)
به خونه جایی که بهش تعلق داری!
برگرد...
_
یجوری همه دارن ازدواج
میکنن ؛
که الان تو کشور فقـَط
منو پزشکیان سینگلیم 🗿🧋
_