_
-ولی مگه تو توی شلوغی تنها نشدی؟
+ توی شلوغی جوری میگم که بدونی من اگه دفتر تلفنم هزارتا شماره داره و
هزار تا مخاطب ،
حرفای واقعی دارم که
هیچکدوم دلشون نمیخواد به گوششون بخوره.
_
_
اگه قراره کسی پشتم دربیاد و یادم بره تنهام ،
که بعدش یادم بره تنهایی چه مزه ایه ،
که یادم بره تنها بودی و چی کشیدی،
بزار نه بفهمنم ،
نه بفهممشون
بزار خل و چل تو باشم و
درک نشدنیِ شهر ادما
+اره خلاصه
_
_
من هـَر نفسـَم بر نفسِ نـاز تــُو بند است ؛
من مـُشتريـَـم قيمت لبخـَند تو چند است؟
_
هدایت شده از قَلْبیالرُقَیه.
دیدی بعضی وقتا نیاز به بغل داری؟
بغلی که توش زار بزنی، بغلی که آرومت کنه
بغلی که بگه دیگه تموم شد دیگه تو بغلمی:)
من الان اینجوریم..
من الان بغل میخوام بغل ضریحتو میخوام
خودمو بندازم تو بغلت ، زار بزنم قربون
صدقت برم
تو آرومم کنی تو بگی دیگه پیش خودمی:)
اگه ی وقتی این بغل نصیبم شد ثانیهای جدا نمیشم ثانیهای از بغل ضریحت نمیام بیرون تا وقتی که جدام کنن تا وقتی که بندازنم بیرون..
#قلبیالرقیهنویس
#همراهاشک
قدری بغلم کن، درموندم خسته ام .
_
خـُدایا ؛
مـَرا بـِخاطر کارهای
خـوبی
که تصمیـم گرفتـَم ،
اما
انجام نــَدادم ،
ببـَخش ✨.
_
_
صـَد مرتبه آن چادر ، جذابترش میکرد ؛
خود کشفِ حـِجابی بود ؛ چـادر که سرش میکرد🥸💘 .
_