eitaa logo
فآئِه؛
64 دنبال‌کننده
646 عکس
144 ویدیو
1 فایل
به اتاق زیر شیروونی من خوش اومدید.🌟 اینجا؟ مخفیگاه موجودی به نام فائه. بشین چایی دم گذاشتم☕. کپی نکنید! ⭑ستاره‌ت رو گم نکنی..؟ [https://abzarek.ir/service-p/msg/4381849]
مشاهده در ایتا
دانلود
خب بچه ها امروز تیچرمون گفت چقدر خوشگلی شما و خب سنپسخسوشح🌚✨
هدایت شده از مــَهزاد
برای بار صدم درد و بلای این هوا و دونه های برفی تو سر تابستون😭✨♥️
بچه ها من ۲۷ دی تولدم بود: )
کپریکورن ، مهربونیتو ضعف ندون.
ضعفه و من ازش مطمئنم و هربار هم بخاطرش خودم رو سرزنش میکنم
من الان غصه وجودم رو فراگرفته
حس میکنم تک تک سلولام از اندوه و بغض تشکیل شده
شما که غریبه نیستید اینا(همه آدما) خیلی منو اذیتت میکنن:))
فآئِه؛
شما که غریبه نیستید اینا(همه آدما) خیلی منو اذیتت میکنن:))
Pov: ولی من هیچوقت پیام هایی که با گریه نوشتم رو یادم نمیره.
آهاا بچه ها این مسجد قائمیه هست که آتیشش زدن:))) ما چون مدرسه مون تو مهدیه ست، بیشتر دوست‌ها و همکلاسی هامون ساکن همونجان بعد ما یکی از جاهایی که همیشه قرار میزاشتیم همو ببینیم این مسجده بود:) زینب خودش هر شب تو اون مسجده بود و خب مسئول های اونجا رو می‌شناخت بعد زینب یه عادتی که داره خیلی از من تعریف میکنه، خیلی زیاد:))))) هیچی دیگه اونجا مسئول اونجا اومد پیشمون، آقا زینبم شروع کرد خانم فلانی فاطمه قاری قرآنه هاااا تازه مداحیم میخونه بیاد بخونه؟ این بره دیگه پیداش نمیشه هاااا و من کل اون مدت اینجوری بودم که زینب جان ساکت عزیزوم ساکتتت😭 هیچی دیگه خلاصه که.. اون شد شروع کار من تو اون مسجد و خب وقتی که فیلم الانشو دیدم تک تک لحظه هایی که با بچه ها خونده بودیم تک لحظه هایی که صدامون اونجا پیچیده بود همه ش جلوی چشمم نقش می‌بست و وقتی که دیدم دیوار هایی که شاهد مداحی کردنا و گریه کردنامون بودن آتیش گرفته؛‌ حس میکردم دیوار های قلبمه که اینجوری سوخته:))))