eitaa logo
فهام
1هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
185 ویدیو
36 فایل
💠فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب💠 ✅محتوای فاخر و عمیق ✅زبان ساده و قابل فهم ❌شعار ❌حرف بی‌سند ⏱شبی 5 دقیقه رضا بیات: استاد دانشگاه، نویسنده، شاعر و منتقد ادبی. @DR_Reza_Bayat
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از فهام
✅شب بیست و پنجم، جزء بیست و پنجم✅ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ (شوری/ 23) بگو: براى پیامبری‌ام از شما مزدى نمى‏خواهم جز دوستدارى خويشاوندانم. آیۀ مودّت از مشهورترین آیات در شأن اهل بیت(ع) است. اما دو نکتۀ لطیف ادبی: 1. در لغتنامۀ الطراز الاول آمده: مودت هم‌شکل‌ شدن است. هر شکلی هم‌شکل خودش را دوست دارد. 2. قُربی مؤنث اقرب است؛ یعنی زنی که از نزدیکان است؛ قربی به طور کلی همۀ اهل بیت(ع) هستند و به طور خاص، حضرت صدیقۀ طاهره(س). 🌹🌹🌹🌹🌹🌹 با لمس این لینک به فهام بپیوند: https://eitaa.com/joinchat/1193017661C158f62846e https://b2n.ir/s86478 💠فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب💠
فهام
🕋 جزء شانزدهم 🕋 🔴 نابودی قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْی
سلام قرار بود دربارۀ ساختار ولایت الهی دوباره صحبت کنیم. اول آیۀ روز 26 رمضان را ببینید:
🕋 جزء بیست و ششم 🕋 الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ. وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ. ذلِكَ بِأَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ ... (محمد/ 1-3) آنان كه كافر شدند و راه دين خدا را (بر خلق) بستند خداوند اعمال آنها را تباه و باطل ساخت. و آنان كه ایمان آوردند و نيكوكار شدند و به قرآنى كه بر محمّد (ص) نازل شده -كه البته بر حق و از جانب خدايشان است- ايمان آوردند، خدا گناهانشان را پوشاند و امر آنها را اصلاح فرمود. اين (تباهى حال كافران و اصلاح مؤمنان) بدان سبب است كه كافران پيرو باطل گرديدند و اهل ايمان پيرو حقی شدند كه از جانب خدايشان نازل گرديده است. 🟢 این آیات به صراحت بیان می‌کنند که اگر در مسیر حق نباشیم، خوبی‌هایمان هم نابود می‌شود و اگر در مسیر حق باشیم، خداوند خطاهایمان را می‌پوشاند و کارمان را اصلاح می‌کند. در ادامۀ همین آیات آمده است که این تفاوت به خاطر آن است که خداوند «مولا»ی مؤمنان است و کافران «مولا» ندارند (آیۀ 11). موضوع این آیات، ولایت و شفاعت است. فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
دو بچه خردسال را در نظر بیاورید. هر دو باهوش، سالم، بازیگوش. هر دو تا توی پارک هستند. یکی با خانواده آمده تفریح و دیگری بی خانمان است و بدون سرپرست در همان پارک زندگی می کند. با هم بازی می کنند. هر دو تلاش می کنند؛ هر دو زمین می‌خورند و لباسشان پاره می‌شود؛ هر دو گرسنه می‌شوند؛ ... بعد از بازی، بچه‌ای که خانواده دارد، پیش والدینش می‌رود. او را تمیز می‌کنند؛ لباسش را تعویض یا تعمیر می‌کنند؛ سیرش می‌کنند. ... اما بچۀ بی‌سرپرست، در همان پارک می‌ماند؛ گرسنه، کثیف، با لباس پاره! این داستان غم‌انگیز هم واقعی است و هم باورپذیر. این همان داستانی است که در آیات منتخب جزء 16 و 26 دیدیم. بچه‌ای که سرپرست داشت، مشکلاتی داشت؛ ولی برطرف شد. بچه‌ای که سرپرست نداشت، خوبی‌ها و توانایی‌هایی داشت؛ اما تلف شد. فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
آیۀ 11 سورۀ محمد (ص) خیلی واضح مقایسه می‌کند و دلیل این تفاوت را نشان می‌دهد: ذَالِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلىَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ أَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلىَ‏ لَهُم‏ [این که بدی‌های مؤمنان پاک می‌شود و خوبی‌های کفار از بین می‌رود (محتوای آیات آغازین سورۀ محمد(ص)] به خاطر این است که خدا سرپرست مؤمنان است و کافران سرپرست ندارند. راستی، شنیده‌اید که بی‌سرپرست و بدسرپرست را در کنار هم نام می‌برند؟ در آیت الکرسی کافران بدسرپرست معرفی شده‌اند: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات‏ خدا سرپرست مؤمنان است و آنان را از تاریکی به روشنایی می‌برد. طاغوت سرپرست کافران است و آنان را از روشنایی به تاریکی می‌برد. اولش همه در یک منطقۀ میانی هستند؛ هم نور و هم ظلمت. بنابراین، مؤمنان در تاریکی هم هستند و کافران در نور هم هستند. بعد مدتی، تفکیک کامل می‌شود: پاکان برای پاکان و ناپاکان برای ناپاکان: الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَ الْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبات‏ (نور: 26) فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
🕋 جزء بیست و هفتم 🕋 يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى‏ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ (حدید/ 12) روزى كه مردان و زنان مؤمن را ببينى كه نورشان پيشاپيش و در سمت راستشان حرکت می‌کند. امام صادق(ع) دربارۀ این آیه فرمود: امامان پیش رو و سمت راست مؤمنان حرکت می‌کنند تا آنان را در خانه‌هایشان در بهشت ساکن کنند. (البرهان، ج5، ص284) در آیات دیگری هم امامان «نور» نامیده شده‌اند. (رک. اعراف/ 157 و نور/ 40) فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
🟡 فبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك‏ ... (آل عمران: 159) [اى پيامبر!] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مى‏شدند ... قرآن می‌فرماید: خدا بر تو رحمت آورده و تو نرم‌خو شدی ... شخصی بددهان می‌گوید: پیامبر(ص) گوشت‌تلخ بود! 🟡 و لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميم‏ (فصلت: 34) نيكى و بدى يكسان نيست. [بدى را] با بهترين شيوه دفع كن؛ [با اين برخورد متين و نيك‏] ناگاه كسى كه ميان تو و او دشمنى است [چنان شود] كه گويى دوستى نزديك و صميمى است. قرآن می‌فرماید: برای دفع بدی دشمنان نیز به بهترین شیوه سخن بگو و دفع کن ... شخصی بددهان برای دفاع از بهترین خلایق، از بدترین واژه‌ها استفاده می‌کند! 🟡 امیر مؤمنان (ع) می‌فرماید: خُذِ الْحِكْمَةَ مِمَّنْ أَتَاكَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ حکمت را بگیر؛ از هر آنکه آن را برایت بیاورد. به کلام توجه کن نه گوینده. روایاتی که چنین مضمونی دارند، فراوانند: خُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ خُذ الحكمة ولو من أهل النفاق‏ 🟡 مخلص کلام: کسی که این کلام ناپسند را گفته، به واسطۀ حرف‌های عجیب و موضع‌گیری‌های ناپسند و ... برای خیلی‌ها دوست‌داشتنی نیست. نمی‌گویم مشرک و منافق؛ فقط می‌گویم دوست‌داشتنی نیست. باطن آدم‌ها را خدا می‌داند. کسی که این حرف را گفته، بد گفته؛ اما می‌توان برای آن صورت صحیحی در نظر آورد: پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و همۀ اولیای راستین الهی، مهربانی مطلق نیستند. طبق نص قرآن کریم با مؤمنان مهربانند و با کافران برخورد شدید دارند: أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم‏ (فتح: 29) پیامبر(ص) دربارۀ دین با کافران معامله نمی‌کرد؛ وقتی می‌گفتند یک روز ما خدای تو را می‌پرستیم و در عوض تو هم یک روز بت‌های ما را بپرست، پیامبر(ص) پای میز مذاکره نمی‌نشست و چنین پیشنهادی را به صراحت رد می‌کرد. سورۀ کافرون را ببینید. پیامبر(ص) محکم بود؛ استوار بود؛ در برابر کافران می‌جنگید؛ ... حالا یک نفر این جملات را این طوری گفته: « بود». این بی‌سلیقگی است؛ قبول! خباثت است؛ چون او می‌خواهد رفتارهای غیرانسانی گروهی را بدین ترتیب توجیه کند؛ شاید! ولی به قول حافظ «نفی حکمت نکن از بهر دل عامی چند» حواسمان باشد که این وجه پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ص) را فراموش نکنیم. هستند کسانی که می‌خواهند از دین یک نسخۀ لطیف و بی‌آزار و بدون مزاحمت برای گناهکاران و ... ارائه کنند که به شکل نرم، فضا را برای بروز کفر و فسق امن کنند. همان اسلام آمریکایی معروف! فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
🕋 جزء بیست و هشتم 🕋 فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذي أَنْزَلْنا ... (تغابن/8) ایمان بیاورید به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردیم ... وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَه‏ (اعراف/ 157) از نوری که همراه پیامبر(ص) نازل کردیم پیروی کنید. روایات می‌فرمایند که این نور امیرالمؤمنین(ع) و امامان معصوم(ع) هستند 📌رک. تفسیر قمی، ج2، ص371 قراین زبانی نیز همین فرموده را تأیید می‌کنند. اگر این نور، قرآن کریم بود، باید چنین نازل می‌شد: «نوری که بر او نازل شد»؛ در حالی که آیه می‌فرماید: «نوری که همراه او نازل شد». در زیارت جامعه می‌خوانیم: خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُم‏ ... خداوند شما را نورهایی آفرید که در عرش حلقه زده‌ بودید؛ تا آن‌که بر ما منت گذاشت و شما را به خانه‌هایی فرود آورد ... 🌹🌹🌹🌹🌹🌹 با لمس این لینک به فهام بپیوند: https://eitaa.com/joinchat/1193017661C158f62846e https://b2n.ir/s86478 💠فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب💠
در آستانۀ عید سعید فطر هستیم؛ عید خلاصی! بی معرفت‌ها فکر می‌کنند از روزه خلاص شده‌اند و با معرفت‌ها می‌دانند که از گناهان و سنگینی‌هایشان خلاص شده‌اند. بامعرفت‌ها می‌دانند که خدای مهربان شب عید فطر، به اندازۀ کل رمضان و شب‌های قدر می‌بخشد. حواسمان پرت نشود که فطر امروز است یا فردا یا پس فردا؛ مهم این است که الآن وقت پاک شدن است. فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
تا با تو ز هستی تو هستی باقیست ایمن منشین که بت‌پرستی باقیست گیرم بت پندار شکستی آخر آن بت که ز پندار برستی باقیست مولوی فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
آن بت گریه می‌کرد. زیرا هرگز نتوانسته بود دعایی را مستجاب کند و معجزه‌ای را بر آورده. زیرا شادمان نمی‌شد از پیشکش‌هایی که به پایش می‌ریختند و قربانیهایی که برایش می‌آوردند. زیرا دلتنگ کوهی بود که از آن جدایش کرده بودند و بیزار از آن تیشه که تراشش داده بود و ملول از آنان که نامی برایش گذاشته بودند و ستایش اش می‌کردند. بت بزرگ گریه می‌کرد. زیرا می‌دانست نه بزرگ است و نه باشکوه و نه مقدّس. همه به پای او می‌افتادند و او به پای خدا. همه از او معجزه می‌خواستند و او از خدا. همه برای او می‌گریستند و او برای خدا. او بتی بود که بزرگی نمی‌خواست. عظمت و اُبّهت و تقدّس نمی‌خواست. نام نمی‌خواست و نشان نمی‌خواست. او گریه می‌کرد و از خدا تبر می‌خواست. ابراهیم می‌خواست. شکستن و فرو ریختن می‌خواست. خدا امّا دعایش را مستجاب نمی‌کرد. هزار سال گذشت؛ هزاران سال. و روزی سر انجام خداوند تبری فرستاد بی ابراهیم. آن روز بت بزرگ بیش از هر بار گریست، بلندتر از هر روز. زیرا دانست که ابراهیمی نخواهد بود. زیرا دانست که از این پس او هم بت است و هم ابراهیم. خدایا! خدایا! خدایا! چگونه بتی می‌تواند تبر بر خود بزند؟ چگونه بتی می‌تواند خود را در هم شکند و خود را فرو ریزد؟ چگونه؟ چگونه؟ چگونه؟ خدایا ابراهیمی بفرست، خدایا ابراهیمی بفرست، خدایا ابراهیمی... خدا امّا ابراهیمی نفرستاد. * * * بی باکی و دلیری و جسارتی امّا فرستاد، ابراهیم وار. و چه بزرگ روزی بود آن روز که بتی تبر بر خود زد و خود را شکست و خود را فروریخت. مردمان گفتند این بت نبود، سنگی بود سست و خاکی بود پراکنده. پس نامش را از یاد بردند و تکّه‌هایش را به آب دادند و خاکه‌هایش را به باد. و دیگر کسی نام او را نبرد، نام آن بتی که خود را شکست. امّا هنوز هم صدای شادی او به گوش می‌رسد. صدای شادی آن مشت خاک که از ستایش مردمان رهید. صدای او که به عشق و شکوه و آزادی رسید. نویسنده: عرفان نظرآهاری فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
🕋 جزء بیست و نهم 🕋 ... يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيراً وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً ... (انسان/ 5-22) ... آنها به نذر [خود] وفا می‌کنند و از روزى كه آسيب آن فراگير است، می‌ترسند؛ و غذا [ى خود] را ❌با وجود دوست داشتن غذا ❌/ ✅بر اساس دوست داشتن خدا✅ به بينوا و يتيم و اسير می‌دهند... 🟡 تقریباً تمام تفاسیر نقل کرده‌اند که حسنین(ع) بیمار شدند و امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) برای سلامتی آن دو، نذر کردند سه روز روزه بگیرند. پس از بهبودی حسنین(ع)، همۀ اهل خانه سه روز روزه گرفتند و هر بار هنگام افطار سائلی در زد و آنان تمام غذای خود را به سائل دادند. در نتیجه سه روز بدون غذا ماندند و تنها با آب افطار کردند؛ اما نذر خود را ادا کردند. خداوند به پاداش این عمل امیرالمؤمنین(ع) و خانواده‌اش، برای آنان غذایی بهشتی فرستاد و 18 آیه از سورۀ انسان را در ستایش آنان نازل فرمود. 🟠 نکتۀ مهم: این واقعه آنقدر عجیب و بزرگ است که با وجود سند معتبر و نقل‌های فراوان، باز هم برخی نتوانسته‌اند آن را بپذیرند و بعید دانسته‌اند. گفته‌اند عقلانی نیست! گفته‌اند چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است و ... ! مترجمان و مفسران زیادی آنقدر نفهمیده‌اند که این طور ترجمه کرده‌اند: با آن‌که غذا را دوست داشتند، به فقیر دادند! در حالی که باید می‌گفتند: بر اساس عشق به خدا غذای خود را به فقیر و ... دادند. 🟢 این بخش توضیحات مهمی دارد که در دورۀ عشق مفصل بحث کرده‌ام. این صوت 8 دقیقه‌ای را حتما بشنوید. فهم شما را عمیق‌تر می‌کند. https://fahhaam.ir/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/ فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب