.
#یادداشت
🌐 شرقشناسی و غربشناسی؛
دو آینهی نابرابر در شناخت «دیگری» و «خود» | تاملی در ریشه ها و تمرکزهای این دو حوزه
وقتی از «شرقشناسی» و «غربشناسی» سخن میگوییم، معمولاً تصور میشود با دو حوزهی علمیِ بیطرف روبهرو هستیم؛ دانشهایی که هدفشان شناخت متقابل فرهنگها و تمدنهاست.
اما واقعیت تاریخی چیز دیگری است: این دو، پیش از آنکه «علم» باشند، محصول یک نسبت تمدنی نابرابر و زادهی مواجههی قدرت، هویت و بحران معنا هستند.
📌شرقشناسی؛ دانشی که از دل قدرت زاده شد.
#شرقشناسی در بستر مواجههی غرب با «دیگریِ غیرغربی» شکل گرفت؛ مواجههای که از همان ابتدا، متعادل و برابر نبود.
در قرون میانه، اسلام و شرق برای غرب مسیحی نه صرفاً یک فرهنگ متفاوت، بلکه تهدیدی الهیاتی و تمدنی به شمار میرفت. شناخت شرق در این دوره، بیشتر رنگ و بوی جدل دینی و دفاع اعتقادی داشت تا فهم واقعی.
اما با آغاز عصر استعمار، شرقشناسی وارد مرحلهای تازه شد. قدرتهای استعماری برای ادارهی سرزمینهای اشغالی، نیازمند شناخت زبان، فرهنگ، ساختار اجتماعی و روان جمعی مردم بودند. به این ترتیب، «شناخت شرق» به ابزار حکمرانی و سلطه تبدیل شد.
نهادینهشدن شرقشناسی در دانشگاههای غربی، این روند را تکمیل کرد. شرق، بهتدریج نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که غرب میخواست بفهمد و بازنمایی کند، تعریف شد: ایستا، سنتگرا، احساسی، دینی و فاقد عقلانیت تاریخی.
در مقابل، غرب خود را عقلانی، پویا، پیشرونده و مرکز تاریخ معرفی کرد.
به این معنا، شرقشناسی بیش از آنکه «شرق» را توضیح دهد، غرب را بازتعریف و برتری آن را طبیعی جلوه میداد.
📌غربشناسی؛ دانشی که از دل بحران برخاست.
#غربشناسی، برخلاف شرقشناسی، نه از موضع قدرت، بلکه از موضع شکست و پرسش شکل گرفت.
وقتی جوامع غیرغربی با برتری نظامی، علمی و سیاسی غرب مواجه شدند، پرسشی بنیادین پیش روی آنها قرار گرفت: چرا غرب پیش رفت و ما عقب ماندیم؟
غربشناسی در این معنا، تلاشی بود برای فهم «راز قدرت و پیشرفت غرب». اما این تلاش همیشه یکدست و عمیق نبود. گاه به تقلید کامل انجامید و گاه به نفی احساسی و شعاری.
میتوان غربشناسی را به سه رویکرد کلی تقسیم کرد:
● غربشناسی تقلیدی که غرب را الگوی مطلق میدانست.
● غربشناسی سلبی و هیجانی که غرب را یکسره نفی میکرد.
● غربشناسی انتقادی–تحلیلی که میکوشید مبانی فلسفی، معرفتی و انسانشناختی تمدن غرب را بفهمد و میان علم، تکنیک و ایدئولوژی تفکیک قائل شود.
تنها رویکرد سوم است که میتواند به خودآگاهی تمدنی منجر شود، هرچند دشوارترین مسیر نیز هست.
#مردم_شناسی
📚تحقیق: علی آقابالازاده
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
هدایت شده از اندیشکده مقصد
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤در گفتگو با حجت الاسلام دکتر احمد رهدار
📌شنبه، ۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۰
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
هدایت شده از اندیشکده مقصد
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
یک.
● صحنه امروز کشور و منطقه، صحنهای شلوغ و پررخداد است و نیاز به تحلیل دقیق دارد.
● پیش از هر تحلیل، باید درباره روششناسی تحلیل بحث کرد.
● در بسیاری از تحلیلهای اخیر، خطای روشی مشاهده میشود و حل مسئله بدون روش درست ممکن نیست.
● برخی تحلیلگران ریشه حوادث را خارجی میدانند و به شواهدی مانند اظهارات ترامپ و نقش رسانههای غربی استناد میکنند.
● برخی دیگر تحلیلگران، مسئله را صرفاً داخلی میبینند و به شکافهای اجتماعی، فشار اقتصادی و کاهش مشارکت سیاسی اشاره میکنند.
● پدیدههای اجتماعی تکوجهی نیستند و اغتشاشات نیز نمیتواند فقط با یک عامل توضیح داده شود.
● اغتشاشات اخیر کمنظیر و بلکه بی نظیر بود و در مدت کوتاه خسارات انسانی و مادی سنگینی به کشور وارد شد.
● تقلیل دادن حوادث به عامل صرفاً داخلی یا خارجی، سادهانگارانه است و نیاز به تحلیل ترکیبی وجود دارد.
● در تحلیل ترکیبی چندان تفاوتی نمی کند که میان هماهنگی پیشینی عوامل داخلی و خارجی و یا بهرهبرداری پسینی تمایز قائل شویم.
● تحلیل هایی که از عوامل درونی شروع می کنند، به یاس و شکست می انجامند و قادر به حل مسئله ای نخواهند بود.
● اولویت تحلیل باید معطوف به حل مسئله و خروج از بحران باشد، نه تولید یأس اجتماعی.
● تحلیلهایی که به یأس منجر شود، راهحلساز نیست و باید از آنها پرهیز کرد.
● در تحلیل ترکیبی، آغاز از ریشه بیرونی میتواند عامل وحدت و امید اجتماعی باشد.
● تمرکز بر دشمن خارجی امکان همدلی داخلی و مدیریت بحران را افزایش میدهد.
● حتی در اعتراضات و بحرانهای اجتماعی نیز امکان همدلی و مدیریت وجود دارد.
● راهبرد صحیح، تحلیل ترکیبی با شروع از بیرون و سپس ورود به لایههای داخلی جامعه است.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
هدایت شده از اندیشکده مقصد
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
دو.
● پدیدههای اجتماعی بزرگ و پیچیده بدون نظریه ایجابی، قابل تحلیل مصداقی نیستند.
● دفاع و نقد هر دو باید مسبوق به نظریه باشند و نظریه هم باید ایجابی باشد.
● حتی یک نظریه ناقص هم مانند صفر جلوی یک، به تحلیل، معنا و جهت میدهد و انباشت علمی برای تحلیل بهتر ایجاد می کند.
● مشاهده همه مصادیق ممکن نیست، اما نظریه میتواند شواهد پراکنده را تبیین کند.
● نظریه ایجابی باید در مرکز تحلیل رخدادهای اجتماعی قرار گیرد. ما باید نظریه برای تحلیل تولید کنیم.
● مثلا نظریه نظم جدید جهانی با محوریت مقاومت یک نظریه است. جهان در حال پوستاندازی و ورود به آرایش و نظم جدید است و اتفاقات اخیر هم رشحه ای از آن است.
● در صورت ناتوانی از تولید نظریه، میتوان از استعاره ها استفاده کرد. استعاره ها جهان معنایی را منتقل می کنند.
● استعارههایی مانند «ما نزدیک قله هستیم»، «این درد زایمان یک ولیده مبارک است»، و «گنج و رنج» می تواند تبیین گر وضعیت ما باشد.
● تولید ادبیات و استعاره از نظام فکری، امکان فهم و مشارکت عمومی را فراهم میکند. این را باید جدی بگیریم.
● جامعه ما میتواند خود را به صورت ایجابی و نظری توضیح دهد.
● منابع الهیاتی ظرفیت بالایی برای تبیین رخدادهای اجتماعی دارند.
● مفاهیمی مانند غربال، فتنههای پیدرپی و شتاب حوادث در روایات مورد اشاره قرار گرفتهاند.
● حوادث اخیر در چارچوب غربال اجتماعی قابل تحلیل است، نه دومینوی شکست.
● در روایات، مراحل فتنه از قتل تا هتک نوامیس تا تخریب گسترده و فراگیری بحران توصیف شده است.
● بلا برای مؤمن نعمت تربیتی و برای کافر نقمت تلقی میشود. بعضی بحرانهای اجتماعی نتیجه ناسپاسی جامعه در برابر نعمت های الهی است.
● ایده و نظریه ایجابی باید تولید شود تا جامعه بتواند خود را تبیین کند.
● دشمنان با تولید نظریه تلاش کردهاند کثرت رخدادها را در چارچوب تحلیلی خود توضیح دهند و بهره خود را ببرند.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
هدایت شده از اندیشکده مقصد
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
سه.
● دشمنان برای تبیین وضعیت ایران از چند نظریه کلان استفاده میکنند و تلاش میکنند بحرانها را در چارچوب نظری خود معنا کنند. ما باید هم این نظریهها را بشناسیم و هم نقد کنیم.
● نظریه «فروپاشی امنیتی» میگوید ایران دیگر خانه امن نیست. فعال بودن ظرفیتهای امنیتی و فشار بیسابقه دشمن نشان میدهد هر نظامی تحت چنین فشاری دچار آسیب میشود و این لزوماً نشانه فروپاشی پیشینی نیست.
● نظریه «ابتر شدگی فقه» مدعی است فقه سیاسی دیگر توان هدایت جامعه را ندارد. فقه سیاسی ظرفیتهای نظری گستردهای دارد و میتواند حتی در سطح جهانی چارچوبساز و تحول آفرین باشد.
● نظریه «جهاد تغییر» به جای «جهاد تبیین» با ظاهر همدلانه، تغییرات بنیادین و گذار از وضعیت موجود را دنبال میکند. این نظریه پیشفرضهای غربی را بدیهی میگیرد و تغییر را نه اصلاح مسیر، بلکه دگرگونی کلان رویکردها و تغییر پارادیم ها میداند.
● نظریه «نمایندگی» ادعا میکند مردم در ساختار حکمرانی نماینده واقعی ندارند. این گزاره، سازوکارهای موجود مشارکت و نمایندگی را نادیده میگیرد و شکاف ادراکی را به واقعیت ساختاری تعمیم میدهد.
● نظریه «جشن سوژگی» جنبشها را کنش سوژههای دیدهنشده، بهویژه نوجوانان، تفسیر میکند. این روایت، بحران را صرفاً به مسئله دیدهشدن تقلیل میدهد و عوامل ساختاری و راهبردی را حذف میکند.
● دشمن با نظریه با ما سخن میگوید و دشمنی خود را در قالب تبیین معرفتی مشروعسازی میکند.
● ما برای دفاع و نقد، نیازمند تولید نظریه ایجابی و ادبیات تحلیلی مستقل هستیم.
● جهان امروز میدان رقابت نظری است و رهبری فکری، بخشی از قدرت راهبردی محسوب میشود و امروز ما می توانیم رهبر مقاومت جهانی در برابر سلطه باشیم، کما اینکه بعد از طوفان الاقصی این جایگاه بیشتر برای ما در حال فعلیت یافتن است.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
چهار.
● ما علاوه بر نظریه، به «کلانروایت» نیاز داریم؛ روایتی که افق، رؤیا و جهت حرکت جامعه را توضیح دهد.
● نظریهها باید ذیل یک کلانروایت منسجم معنا پیدا کنند، نه بهصورت پراکنده و جزیرهای.
● کلانروایت میتواند بسیاری از بحرانها و دشواریها را در چارچوبی معنادار توضیح دهد.
● ما در یک «خیز تمدنی» قرار داریم و حتی رقبای ما نیز این پیشتازی را پذیرفتهاند.
● تحلیلگران، وضعیت کنونی ایران را در مرحلهای از خیز تمدنی تفسیر میکنند.
● تجربه خیزهای تمدنی گذشته باید مطالعه شود تا منطق بحرانها و دستاوردها فهم شود.
● بحرانها در خیزهای تمدنی طبیعی و تلخاند، اما معمولاً به نتایج بزرگ منتهی میشوند.
● کلانروایت باید بر مصادیق متعدد تطبیق داده شود تا قابلیت تبیینی پیدا کند.
● تبیینهای اندیشکدهای باید به روایتهای قابل فهم رسانهای ترجمه شوند.
● بدون روایت، نظریهها برای افکار عمومی قابل درک و بسیجکننده نیستند.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
پنج.
● یکی از کلان روایت های مقوله «پیشرفت» است.
● پیشرفت باید بهعنوان یک کلانروایت مرکزی تعریف شود و نظریهها ذیل آن سامان یابند.
● نخبگان باید تحلیل و تقریر روشن و اقناعی از پیشرفت ارائه دهند، نه گزارشهای پراکنده و دفاعی.
● تجربه کشورهایی مانند هند و برزیل نشان میدهد که پس از دوره مقاومت و فشار، میتوان به بازیگر اصلی تبدیل شد.
● امروز در «دقیقه ۹۰ تاریخی» هستیم و نباید گرفتار جنگ شناختی و روایتسازی دشمن شویم.
● باید بهصورت سنگین روی مصادیق پیشرفت مطالعه و سرمایهگذاری نظری و رسانهای کرد.
● اقتصاد کانون اصلی حمله به ماست و اما اگر منصفانه و صادقانه تحلیل شود، در همین عرصه هم ما یک پیشرفت بزرگ را شاهد هستیم.
● ما غارت نکرده ایم، ما برای بهبود اقتصاد خود دزدی نکرده ایم، در حالی که تاریخ غرب مبتنی بر غارت است؛ نمونه روشن آن فقط در یک مورد غارت شبهقاره هند توسط انگلستان به مدت یک قرن است!
● برخی برچسبها و تحقیرهای رسانهای به ما نمیچسبد؛ همانطور که برخی کلیشهها بیشتر متناسب با دیگر کشورهاست. به ما توهین هایی مانند گاو شیرده نمی چسبد، چون ما ذلت را نپذیرفته ایم.
● سطح مسائل دانشجویان و جوانان عادی ما در بسیاری موارد از نخبگان برخی کشورها بالاتر است.
● وقتی خود را با فلسفه انقلاب اسلامی بسنجیم، عقبماندگیها دیده میشود و حالت تواضع و غم ایجاد می شود؛ اما در مقایسه با وضعیت جهانی، سربلند هستیم.
● حتی در زمانی که در اقلیت بودیم، ما ثقل فکری و سیاسی بودهایم. چون همین بودن امروز ما برای جهان حرف نو دارد و برای مسلمین عزت نفس و اعتماد ایجاد می کند.
● پیشرفت باید بهصورت «فیلم» روایت شود نه «عکس»؛ یعنی فرآیند تاریخی دیده شود، نه یک لحظه مقطعی. دشمن از حرکت ما عکس میگیرد، اما فرآیند و مسیر را حذف میکند. دشمن زمینه ها را روایت نمی کند، ما داستان پیشرفت خود را باید با جزئیات تعریف کنیم.
● پیشرفت یک رویداد نیست، بلکه یک فرآیند تاریخی است؛ باید از نقطه آغاز تا امروز روایت شود.
● حرکت انقلاب اسلامی روزبهروز ارزش افزوده دارد، چون حرکتی مستقل و درون زا است. در حالی که پیشرفت عاریتی همواره در حال کاهش ارزش و بدهکاری مستمر است.
● روایت پیشرفت باید فنی، معقول و اقناعی باشد، نه صرفاً شعاری. ادبیات باید ساخت، از استعاره ها باید استفاده کرد.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
شش.
● یکی دیگر از کلانروایت ها، «نظریه قطب» است.
● ایران در حال تبدیل شدن به یک قطب تمدنی، سیاسی و گفتمانی در جهان اسلام و نظم جهانی است.
● نظریه صدور انقلاب اسلامی از شعار به شبکه واقعی نیروهای فکری و میدانی در منطقه تبدیل شده است.
● شبکه مقاومت در لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین نشاندهنده شکلگیری یک بلوک قدرت با محوریت ایران است.
● برخی تحلیلگران معتقدند ایران فراتر از منطقه، در اروپا و جهان شبکه انسانی و گفتمانی گستردهای ایجاد کرده است.
● امروز آنچه نیم قرن پیش مردم عادی ما در خیابان ها فریاد می زدند، دانشجویان و اساتید اروپا و آمریکا فریاد می زنند.
● عربستان تلاش کرد نقش امالقرای جهان اسلام را به خود منتقل کند، اما تحولات فلسطین این ادعا را تضعیف کرد. عربستان نه خود به غزه کمک کرد و نه اجازه داد دیگران کمک کنند. اما جمهوری اسلامی به شدت حامی غزه بود.
● ظهور مقاومت اسلامی در فلسطین و بروز طوفان الاقصی، قطب سنتی جهان اسلام سنی - عربستان - را به چالش کشید و معادلات قطبی را تغییر داد و بطور تعینی در جمهوری اسلامی ایران محقق و منحصر کرد.
● فشار نخبگان و تودههای مسلمان باعث شد برخی دولتهای اسلامی ناچار به همسویی با محور مقاومت و حمایت از جمهوری اسلامی در حوادث اخیر منجر شود.
● ایران با وجود تحریمها، به جهان اسلام تحقیرشده حیثیت و اعتمادبهنفس تمدنی داده است.
● صرف ایستادن ایران، منبع آبرو و امید برای مسلمانان در سطح جهانی شده است.
● قطب بودن ایران فقط سیاسی و نظامی نیست، بلکه معرفتی و تمدنی است؛ ایران روایت بدیل نظم جهانی را عرضه میکند.
● نظریه امالقری تلاش نظری برای صورتبندی این محوریت تمدنی بوده است.
● قطب بودن هزینه دارد؛ آگاهی تمدنی درد و درگیری میآفریند، اما لازمه پدری تمدنی است.
● محور شدن ایران شواهد میدانی دارد؛ از مقاومت منطقهای تا نفوذ گفتمانی در افکار عمومی و دانشگاههای غرب.
● بحرانها و فشارها در چارچوب قطب بودن، «هزینه نقش تاریخی» معنا میشوند، نه نشانه فروپاشی. مقاومت در برابر فشارها، آقایی بر جهان را در پی خواهد داشت.
● قطبها بیشترین جنگ شناختی و هجمه رسانهای را تحمل میکنند.
● رقابت اصلی امروز، رقابت روایتها و نظریههاست و ایران در حال تولید روایت تمدنی بدیل است و البته این گفتمان بدیل هزینه هم دارد، اما فایده اش صدها برابر بیشتر است.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
هفت.
● کلانروایت دیگر «نظریه تفصیلیافتگی انقلاب اسلامی» است.
● انقلاب اسلامی از یک مواجهه اجمالی سیاسی، وارد مرحله تفصیلی تمدنی شده است.
● در دهههای نخست، انقلاب بیشتر در سطح سیاست و قدرت سخت فهم میشد؛ امروز در سطح فرهنگ، علم، جامعه و تمدن درگیر شده است و مقیاس درگیری هم به مرزها و میان تمدن غرب کشیده شده است.
● غرب احساس می کند تمدن او در حال تصرف است و سنگر به سنگر دارد عقب نشینی می کند.
● تفصیلیافتگی یعنی انقلاب از شعار و اجمال، به نظام مفهومی، نهادی و تمدنی تبدیل شده است.
● علوم انسانی، الهیات مدرنیته و منبع اصلی قدرت نرم غرب است؛ غرب با علوم انسانی جهان را مدیریت میکند.
● پروژه علوم انسانی اسلامی، تلاش برای عبور از این قدرت نرم و تولید قدرت نرم بدیل است.
● اسلامیسازی دانش پروژهای پیش از انقلاب بود، اما امروز در سطح تمدنی و راهبردی به رهبری جمهوری اسلامی دنبال میشود.
● هرچه انقلاب تفصیل بیشتری پیدا میکند، میزان اصطکاک، بحران و درد آن بیشتر میشود.
● تفصیلیافتگی انقلاب یعنی شدت مواجهه تمدنی با غرب افزایش یافته است.
● تنها در سطح تحلیل تمدنی میتوان وضعیت امروز ایران را توضیح داد؛ تحلیل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی صرف کافی نیست.
● نمونه تفصیلیافتگی انقلاب را باید در میدانهای واقعی دید، نه فقط در نظریه.
● غزه را باید در سطح تمدنی تحلیل کرد، نه صرفاً سیاسی و نظامی.
● غزه با حدود هشتاد هزار شهید، گشودگی نظری و تاریخی برای جهان ایجاد کرده است.
● در تاریخ، کشتارهای میلیونی همیشه گشودگی تمدنی ایجاد نکردهاند، اما غزه افق جدیدی در اندیشه و وجدان جهانی گشوده است. در زمان حضور آمریکا در عراق نزدیک یک میلیون و هشتصد هزار نفر کشته شده اند، اما حتی برای خود نیز نتوانسته اند راه بگشایند.
● تفصیلیافتگی یعنی یک رخداد کوچکتر میتواند اثر نظری بزرگتر از جنگهای عظیم داشته باشد.
● دردها، بحرانها و تنشها در تفصیلیافتگی، نشانه بلوغ و ورود به سطح تمدنی است، نه صرفاً ناکامی.
● انقلاب در مرحله تفصیل، دیگر یک پروژه داخلی نیست؛ یک مسئله جهانی و تمدنی است.
● بدون روایت تمدنی، جامعه درد تفصیلیافتگی را بهعنوان شکست میفهمد؛ با روایت تمدنی، آن را مرحله بلوغ تاریخی میبیند.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
👤 استاد احمد رهدار:
هشت.
● انقلاب اسلامی نوعی «چشم و دستگاه ادراکی جدید» تربیت کرده است که صحنه جهان را متفاوت میبیند.
● داشتههای خود را باید بهصورت فعال به جهان نشان دهیم، نه در موضع واکنش.
● مسئله و چارچوب تحلیل را ما باید تعریف کنیم، نه دشمن.
● ما با انسانهایی که ساختهایم، در حال هماوردی با جهان هستیم؛ سرمایه انسانی، میدان اصلی رقابت است. کو در سراسر عالم آن کس که مانند خمینی باشد؟
● گردنههای تاریخ الزاماً با اکثریت کمی ساخته نمیشوند؛ اقلیتهای معنادار مسیر تاریخ را تغییر میدهند.
● در دفاع مقدس، حدود ۲.۹ درصد مردم درگیر مستقیم بودند، اما تاریخ یک ملت را رقم زدند.
● تغییر مسیر تمدنی با «ماده» ممکن نیست؛ مسیر تمدنی با «مسیر تمدنی» تغییر میکند.
● جنس حرکت انقلاب، از جنس ادا و نمایش نیست؛ از جنس باور و ایمان است.
● کف روی آب، معلول تموج آب است؛ آشوبها و واکنشها معلول حرکت عمیق حقاند.
● اگر حق رشد نکند، باطل هم تبلور نمییابد؛ ظهور باطل نشانه حرکت حق است.
● باطل افقگشا نیست؛ هرچه پروژه حق بزرگتر تعریف شود، برندهایم.
● بدون نظریات کلان، تحلیل دقیق ممکن نیست.
● جامعهشناسی متعارف غربی برای تحلیل وضعیت امروز ما کوتاهقد است و افق تمدنی را نمیبیند.
● ما به «حکمت تاریخ» و «الهیات تاریخ» نیاز داریم، نه فقط علوم اجتماعی تجربی.
● تحلیل مادی، قادر به فهم جهان چندساحتی انقلاب نیست.
● به تعبیر شهید دیالمه: خروش روزانه مردم، معلول خشوع شبانه پیر ما در سجاده است؛ پیوند تاریخ و غیب.
● هیچ دانش دانشگاهی غربی نمیتواند این سطح از پیوند تاریخ، ایمان و اجتماع را تحلیل کند.
● استعاره قرآنی «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی» چارچوب الهی تحلیل تاریخ انقلاب است. یعنی هیچگاه ناامید نشود، این خداست که شما را حرکت می دهد و هدایت می کند.
● شما در دستگاهی هستید که دشمن را در سطح بنیادین ناامید میکند؛ چون معادله فقط مادی نیست، شما خدا را دارید و هر کس خدا را دارد، همواره پیروز است.
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade
.
●|| تحلیل وضعیت ||●
نگاهی به رخدادها و روندهای اخیر
🔖در گفتوگوی تحلیلی اندیشکده «مقصد» با دکتر احمد رهدار، تلاش شد وضعیت امروز انقلاب اسلامی در قالب یک «روایت کلان تمدنی» بازخوانی شود:
● انقلاب اسلامی نه در یک بحران مقطعی، بلکه در متن یک خیز تمدنی تاریخی در حال حرکت است؛ خیزی که تعارضها و فشارها جزء طبیعی آن است، نه نشانه فروپاشی.
● نظریههایی که وضعیت ایران را با فروپاشی، ابترشدگی فقه، بحران نمایندگی یا سوژهسازی نسل جدید توضیح میدهند، بیش از آنکه واقعیت را تبیین کنند، چارچوب جنگ شناختی رقیب هستند.
● بدون کلانروایت تمدنی، نظریهها قدرت تبیین ندارند و تحلیلهای خرد ما را در سطح پدیدارها متوقف میکند.
● ورود از مسیر شبهه، ما را در جایگاه متهم مینشاند؛ مسئله را باید خودمان روی میز بگذاریم و روایت ایجابی خود را بسازیم.
● انقلاب اسلامی بیش از آنکه پروژهای سیاسی باشد، پروژهای انسانساز و تاریخی است؛ هماوردی ما با انسانهایی است که ساختهایم، نه ابزارها.
جهان چندساحتی انقلاب با جامعهشناسی مادی فهم نمیشود؛ ما به الهیات تاریخ و حکمت تاریخ نیاز داریم. تحلیلهای در مقیاس خرد، قادر به تحلیل موقف امروز ما نیست.
● در منطق قرآن، برجستگی باطل نشانه تموج حق است؛ هرچه پروژه حق بزرگتر تعریف شود، امکان پیروزی تمدنی بیشتر میشود.
🔗 برای مطالعه تفصیلی هر محور، پیامهای پیشین کانال را ببینید:
[بخش اول]
[بخش دوم]
[بخش سوم]
[بخش چهارم]
[بخش پنجم]
[بخش ششم]
[بخش هفتم]
[بخش هشتم]
📍فهمیّات | رسانه حقیقت محور علوم اجتماعی
🌱@fahmiyyat
📍اندیشکده مقصد
https://eitaa.com/maghsad_andishkade