eitaa logo
"زایش‌افکار"
64 دنبال‌کننده
26 عکس
13 ویدیو
0 فایل
..» 🍴 🔙 🪑 🆘 🍯 🗣 "https://abzarek.ir/service-p/msg/2480463"
مشاهده در ایتا
دانلود
"زایش‌افکار"
من دو دقیقه قبل ورود معلم:
" سر جلسه امتحان برگه تقلبمو خوردم "
آنقدر نبوسیدی که رخوت بوسید مرا
به علاوه لاک حتی دگر نوشتن هم به دستم نمی آید.
از "خود های واقعی" خوشم میاد بی ادا بی تظاهر برای آنچه که نیست.
"زایش‌افکار"
من و باران جایمان را عوض میکنیم گاهی
باران عزیزم تو اینجا میباری یکی از باید بستن چتر و زیر باران رفتن می‌نویسد و اما من چه؟ من تنها دفتری را خیس میکنم و چشمی را ضعیف و در نهایت پدر جیب خالی میشود از خرید عینک ته اسکانی و دفتر نو.
به طرز مردانه ای فاقد هرگونه انرژی زنانه هستم‌.
کل زندگیمو غصه خوردم برای آدمایی که رفتن در صورتی که اصلا وجود نداشتن.
از آدمایی که زندگیو عالی و وری گود بدون در نظر گرفتن سختی و پستی میبینن متنفرم.
جای دندان های مادر روی انگشتان عمه است ، عمه "فروغ "فریاد می‌زند او می‌گوید مادرم یک دیوانه اوتیسمی است من که نمیدانم اوتیسم چیست جرات پرسیدن هم ندارم، صورت عمه فروغ سرخ است مادر بزرگ داد می‌زند و می‌گوید دستت بشکند" فرزاد" پدر با خنده ی مصنوعی میخواهد چاقو را از دست مادرم بکشد عمه داد می‌زند و می‌گوید دیوانه ی بدبخت زود شوهرت دادند عقل در نیاورده ای،مادر بعض می‌کند ،پدر آغوش را باز. "فاخت‌ِه "
به کدامین گناه نکرده، محکومم کردی به گوشه ای خزیدن و اشک ریختن؟