THE GREATEST
" مورف عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه. از آخرین باری که برایم نامه فرستادی و از دلتنگی ات گفتی 8 سال میگذرد، یادمه که گفتی "بهت قول میدم هرهفته برایت نامه بفرستم و هر اتفاقاتی که در زندگی ام
میافتد را مو به مو تعریف کنم" اما تو علاوه بر عمل نکردن به قولت، بلکه منو فراموش کردی و مرا مثل کاغذی که کلی اشتباهات داره و قابل اصلاح شدن است مچاله کردی . مگر قرار نبود در خیابان" سنت مارک" نیویورک قدم بزنیم و بستنی شکلاتی مورد علاقهات را بخوریم؟! یا شب کنار خیابان های واشنگتن بنشینیم و هر ماشینی که رد شد را بشماریم؟!
اما حالا یادم افتاده است که هیچ کاغذ و خودکاری در زیر خاک وجود ندارد."
‐ویلیام‐
THE GREATEST
"اگر میتوانستم خودم را برای همیشه در دریا غرق میکردم، غافل از اینکه کسی در خشکی منتظرم باشد.
احساس میکنم دریا جایی است که هیچکس حرف نمیزد و فقط و فقط به حرف های من گوش میدهد، مرا در خودش غرق میکند و جایی میبرد که به آن تعلق دارم.
او هیچوقت قضاوت نمیکند، غر نمیزند، تکه پیتزایی که در یخچال گذاشتم را نمیخورد، از دستم عصبانی نمیشود و کلی کار های احمقانه دیگر که آدم ها انجام میدهند و من از آن ها بیزارم.
میخواهم عضوی از دریا باشم، در آغوشش باشم، در اعماق وجودش باشم،
تا از آدم ها دور و دور باشم."