eitaa logo
✨𝔹𝕠𝕪 𝕠𝕗 𝕝𝕚𝕘𝕙𝕥✨
131 دنبال‌کننده
745 عکس
201 ویدیو
0 فایل
[بـه نـام خـالـق زلـف هـای فـر تـو✨] [صــبـح شـد چشمام خـشک شـد💛] [به راه،نیومدی دلـم واسـه تـو خـودشـو کشـت مـرد!✨] [شـروعمـون: 1404/10/15💛] [کـدمـون:346🎟✨] [مـن: @mahla_30975 💛] [اصـکـی؟ مـنـبع یـا فـور بـزن✨] [لـف؟در شـان شـمـا نیـسـت💛]
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت چهاردهم. رمان حامی:فکر کنم فندوم هام هم همین حس رو دارن جانا:آره بابا😌😂 دنیا:نمیخواین ما بیایم تو رویا اومد و گفت:چرا اینجوری میکنین با من دنیا:چجوری؟ رویا:خب ترسیدیم حامی:ولش کن بزار بیاند تو....بفرمایین جانا:بلاخره دنیا: خدایا حامی:بسه دیگه آنقدر نمک نریزید اومدن تو و نشستن یه چایی ریختم و اوردم و نشستیم بعد حرف زدن اومدن بلند شند تا من گفتم:بشینین الان میگم همه بیاند جانا:اخجون شااااام😋🤣 حامی:شام با جانا جانا:نهههه🤣تو پدر شدی حامی:نون و ماست 😌 جانا:عاااااام حامی:اسکلی ها جانا:روت باز شده حامی:نمک در نمکدان شوری ندارد حامیم با کسی شوخی ندارد😊😌😁
بچه ها این پارت کم شد ببخشید
🤍رمان🤍 Welcome tomy Chanel ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ https://eitaa.com/fallow78hamim ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ Fallow 🐾
بریم برای پارتتتت
پارت پانزدهم. رمان جانت:باشه حالا رویا:حامی زنگ زدم بهشون گفتم اولش گفتن نه بعد با اسرار اوکی شدن حامی:عقشم چی شام میخوای دنیا:خدا شانس بده حامی:واسه‌خواهرت هم حسودی؟ دنیا:آره دیگه ____________ موقع شام شام:چلوکباب_چلوجوجه_خورشت‌ماست_نوشابه کوکاکولا و اسپرایت سرمیز نشسته بودن همگی مشغول غذا خوردن بودن که یهو نورا گریه افتاد نیلا:این چقدر گریه میکنه همه خندیدن مامان لیلا:مامانجون فداتشه توهم خیلی گریه میکردی دوباره همه خندیدن رویا رفت سراغ نورا حامی:رویا بیارم اونجا بخوری رویا:نه مرسی حامی:اینجوری که نمیشه رویا:چجوری؟ حامی:تو از صبح هیچی نخوردی رویا:ولی گرسنه نیستم حامی:نخیرم حامی بلند شد بشقاب رویا رو برداشت و واسه اش برد و گفت:رویا یا بخور یا برو سرمیز خودم آرومش میکنم بهرام:دخترم یه چیز بخور دیگه رویا:بابا گشنه نیستم بهرام :یا میخوری یا من از اینجا میرم حامی:عه بابا بهرام:باید بخوره سما:رویا رویا:باشه حامی تو برو بشین منم میخورم حامی:نخیر شما برو بخور من میخوابونمش رویا:شاید شیر بخواد حامی:بهش میدم رویا:چجوری حامی:اع چجوری خب شیر خشک برو دیگه بحث نکن رویا رفت و نشست ولی نگاهش به حامی بود حامی نورا رو بغل کرد تابش میداد و وایه اش مرور رو میخوند رویاعاشق این آهنگ بود حامی بعد از اهنگ مرور قلب منی و بعدش رز سفید رو خوند تموم شد اومد تا اهنگ هنوزم رو واسه اش بخونه دیگه خوایش برده بود حامی آروم سرش رو بوس کرد گذاشتش تو تختش رویا:دستت درد نکنه😊 حامی:انجام وظیفه بود😌 دیگه سفره جمع شده بود رویا بشقاب حامی که نصفه بود رو مر کرد خورشت ماست و با بشقاب حامی واسه اش آورد حامی روی مبل نشسته بود و تلویزیون رو روشن کرده بود وقتی رویا واسه اش آورد گفت:عزیزم چرا زحمت کشیدی خودم می آوردم. رویا:حالا بخور دیگه حامی قاشق زد تو خورشت ماست و گذاشت تو دهن رویا رویا:خودت چی بخور حامی:من میخورم ولی تو واجب تری رویا:عی خداااا قربونت شم حامی:حیفی رویا:بخور دیگهههه حامی:باشه حالا
من ادمین جدید هستم فعالیت هام ویدیو و عکس از حامی هست
من Baran هستم ۱۲ سالم هست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا