پارت دوازدهم. رمان
حامی:کیوان اگه کاری نداری با ما ما رفع زحمت کنیم
کیوان:نه داداش چه مزاحمتی
رویا:پس من چند روز دیگه میرم
کیوان:مرسی
نیلا:عمو خدافظ
کیوان:نیلا خانوم حالا بودی
رویا:ببخشید با اجازه
حامی:داداش فعلا
کیوان:به سلامت
دیگه حامی رفت و کیوان موند با یه دل عاشق شده شب و روز به اون فکر میکرد
____________
همون روز تو ماشین
نیلا:بابا آجیم کو
رویا: اینه نیلا ی خوشگلم
نیلا:اسمش چیه
حامی:نورا
نیلا: قشنگه
حامی:اسم توهم زیبا ترینه
___________
خونه حامی
حامی:آخیش بلاخره خونه
رویا:ببخشید که بخاطر من اومدی بیمارستان
حامی: تو زندگیمی دیگه نبینم این حرف رو بزنی
و حامی رویا رو بغل کرد
نیلا:مامان اتاقش اونه
رویا:آره چطور
نیلا:هیچی ولی اتاق من قشنگ تره
حامی(لحن آروم):معلومه که حسودی نمیکنه😂
نیلا:نورا بلند شو بازی کنیم
حامی(با خنده):بابا قربونت بشم اینکه هنوز کوچولوعه خودم میام باهات بازی کنم
رویا:اوخی نه حامی تو استراحت باید کنی دیشب نخوابیدی
حامی: تا نورا گریه نکرده تو بخواب منم سر نیلا رو گرم میکنم
رویا:آخه
حامی:فداتشم آخه نداره
رویا:خدانکنه
حامی رفت با نیلا بازی کنه که یهو
پارت سیزدهم. رمان
حامی رفت با نیلا بازی کنه که یهو صدای بسته شدن در اومد
رویا جیغ زد
نورا هنوز خواب بود
نیلا تو اتاق بود تا صدا رو فهمید رفته بود تو بغل حامی
حامی نگران شد و با استرس اومد بیرون
حامی:ر.....رویا تو بودی دیگه
رویا:ح...حامی یکی اومد تو خ...خونه
حامی:زود باش نورا رو بردار نیلا رو هم دستش و بگیر و بدو برو یه جای امن
رویا:ا..اما تو چی
حامی:مهم نیست فقط خودتون سالم بمونین
رویا:حامی تو بابای بچه هامی
حامی:بدوم دوستت دارم.....برو دیگه
رویا نورا رو بغل کرد و دست نیلا رو گرفت و با ناراحتی رفت
حامی آروم رفت سمت در و در رو باز کرد یهو دید جانا و دنیا اومده بودن
حامی:زهر مار جانا شما چرا اینجوری اومدید ترسیدیم
دنیا:امممم میخواستیم بیایم کنارتون فقط بیرون باد میاد صدای باد بود ماهم خودمون ترسیدیم
جانا:داداشی قصد ترسوندن نداشتیم
حامی:الهی نمیری تو بچه ....عشقم بیا این دوتا وروجکند
رویا:کیا
حامی:دنیا و جانا ی بی عقل
جانا:تو دومین بچه ات هم بدنیا اومد و هنوز ۵ساله موندی فداتشم
✨𝔹𝕠𝕪 𝕠𝕗 𝕝𝕚𝕘𝕙𝕥✨
پارت سیزدهم. رمان حامی رفت با نیلا بازی کنه که یهو صدای بسته شدن در اومد رویا جیغ زد نور
امروز سیزدهم
و پارت سیزدهم🌀💜
✨𝔹𝕠𝕪 𝕠𝕗 𝕝𝕚𝕘𝕙𝕥✨
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a9r8kk&btn=بحرفیم🎧
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پارت چهاردهم. رمان
حامی:فکر کنم فندوم هام هم همین حس رو دارن
جانا:آره بابا😌😂
دنیا:نمیخواین ما بیایم تو
رویا اومد و گفت:چرا اینجوری میکنین با من
دنیا:چجوری؟
رویا:خب ترسیدیم
حامی:ولش کن بزار بیاند تو....بفرمایین
جانا:بلاخره
دنیا: خدایا
حامی:بسه دیگه آنقدر نمک نریزید
اومدن تو و نشستن یه چایی ریختم و اوردم و نشستیم بعد حرف زدن اومدن بلند شند تا من گفتم:بشینین الان میگم همه بیاند
جانا:اخجون شااااام😋🤣
حامی:شام با جانا
جانا:نهههه🤣تو پدر شدی
حامی:نون و ماست 😌
جانا:عاااااام
حامی:اسکلی ها
جانا:روت باز شده
حامی:نمک در نمکدان شوری ندارد حامیم با کسی شوخی ندارد😊😌😁
🤍رمان🤍
Welcome tomy Chanel
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
https://eitaa.com/fallow78hamim
۰
۰
۰
۰
۰
Fallow 🐾