🤍🪄🤍🪄🤍🪄
🤍🪄🤍🪄🤍
🤍🪄🤍🪄
🤍🪄🤍
🤍🪄
🤍
Roman Aghosh sard
Part6⃣
حامی و مهلا رفتند پایین تا یه خورده از هوای پاییزه و دونفره لذت ببرند
درحالی که النا خودش خیاطی لباس حامی را بر عهده گرفته بود
حامی و مهلا ترجیح دادند در این هوای خوب قدم بزنند
مهلا خیلی خجالت میکشید
حامی متوجه شد
حامی دستش را زیر موهای طلایی که روی صورت مهلا ریخته بود برد و کنار زد
حامی:مهلا خانم من
مهلا (با همان حالت خجالت):بله
حامی:تو دیگه برای من شدی چرا خجالت میکشی؟
مهلا نگاهی به حامی کرد اما جوابی نداد
فقط یکم سرش را به سمت پایین خم کرد
حامی با دستش چونه مهلا را گرفت و به بالا آورد
حامی:دیگه خجالت نکشیا
مهلا:اممممـ...باشه
حامی:مرسی فداتشم
مهلا:خدانکنه
چند ساعت بعد مهلا و حامی جلو در خونه
وارد خونه شدند
النا:سلام
حامی:سلام..آماده شد
النا:بله
حامی:چه قشنگه
مهلا:کاره منه دیگه
النا:سلام مهلا خانم😏
مهلا:عههههه سلام
حامی:اونکه بله🤏🏻🫀خب من برم کار دارم
مهلا:باشه
حامی:خدانگهدار
النا:خدافه
حامی رفت
النا:خب خانوم خانوما چخبر
مهلا:هیچی سلامتی🚶🏻♀
النا:وااا
[کافه]
حامی:سلام
جانا:به داداشی
نفس:سلام آقای صالحی
حامی:سلام🙂
جانا:چی میخوای؟
حامی:یه آیس امریکانو
جانا:مثل همیشه😉
حامی(مینی اسکارف جانارو جلو کشید): بله
جانا:غیرتشو🤏🏻😽
حامی:زشته اینجا
جانا:چشممم😚
حامی روی یک صندلی نشست
جانا هم به درست کردن آیس امریکانو مشغول شد
بعد از چند دقیقه جانا سفارش رو برای حامی برد
جانا:بفرمایین
حامی:به به مرسی
جانا:خواهش
حامی:بیا برو حساب کن(کارتو بهش داد)
جانا:رمزش
حامی:76 13
جانا:سال تولدت😊
حامی:😉
جانا رفت و کارت کشید و بعد کارت رو برای حامی نیاورد
حامی نوشیدنی اش را خورد و رفت کنار جانا
حامی:کارتمو ندادی
جانا:داداشی امروز میخوام برم با دوستام بیرون کارتمو جا گزاشتم تلوخدا بزار باهاش خرید کنم
حامی:هووووف از دست تو باشه زیاد خرج نکن
جانا:تو که پول داری
حامی:بله دارم ..
جانا:پس مرسی
حامی:خدانگهدار
جانا:بوس خدافظ
حامی ابرشو بالا انداخت
🎧🎤🎧🎤🎧🎤
بَرایِ مَن هَنوز شِکلِ روزِ اَوَلِتی!
🎧🎤🎧🎤🎧🎤
@fallow78hamim
00:00
هرشـب هـمـین موقـع کـه میشـه دلـ مـن پیـش تـوعـه
تایم به فدات آقای صالحی
شب همتون خوش
شبتون به زیبایی آیدلمون
🎧🎤🎧🎤🎧🎤
بَرایِ مَن هَنوز شِکلِ روزِ اَوَلِتی!
🎧🎤🎧🎤🎧🎤
@fallow78hamim