باب دلمید.
از رنگِ کتاب دعایِ حرمتون
تا کنجِ دیوار تماشا کردنتون!
شما دلیل ادامه دادنید/
فاموتیدین.
از وقتی تهران بودم دلم حلیم میخواست، ۶ صبح پاشدم که بریم حرم، از گرسنگی داشتم میمردم که! ممنون بابتِ مهمون نوازیت عزیزم. شما مراقب منی حتی بیشتر از خودم.