eitaa logo
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
23 دنبال‌کننده
24 عکس
0 ویدیو
0 فایل
به، سلام 3: اینجا بنده کمی فن فیکشن و آرت y/n x میزنم، درخواستی هم البته که قبوله >:) خلاصه هرچی شما بگی👍🏻 اینم لینک~ https://abzarek.ir/service-p/msg/2516802
مشاهده در ایتا
دانلود
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟ (بحث داغ😁✨)
چارلی: اومممم، دقیق اگه بخوام بگم متوسط. از دید فرد مقابل اون فقط یه دوست دختر حسوده اما از نظر خودش این ممکنه پرخاشگری منفعلانه هم محسوب بشه. مشکلی نداره اگه با وگی حرف بزنی، با آنجل داست و هاسک و بقیه هم چندان مشکلی نداره چون میدونه حتی اگه خیلی هم بهشون نزدیک بشی هرگز در سطحی بالاتر از دوستی نمیرسه. بعلاوه! اونقدرا وقت بهت نمیده که بخوای با بقیه اعضای هتل خیلی گرم بگیری یا حرف بزنی. مدام دارید باهم اینطرف و اونطرف میرید و یا باید بشینی و به پر حرفی هاش درمورد آینده تو و خودت (آینده ای که تو انتخابش نکردی*) و برنامه هاش گوش بدی. اما اگه موضوع کسی از بیرون یا یه گناهکار جدید باشه که حسابی توجهت رو جلب کرده؟ اووووووووووووف… اون وقت اون روی پرخاشگر و احمقش رو میتونی ببینی. چارلی به مکالمه شما دو نفر نزدیک میشه، دوستانه و با لبخند سلام میکنه و سعی میکنه گوش کنه ببینه چی میگید. اگه متوجه بشه که نمیتونه به نحوی مکالمه تون رو قطع کنه بازوی تو رو میگیره و میچسبونه به خودش، سعی میکنه درحالی که شاخ های روی سرش رو کنترل میکنه بگه: “هیی، y/n کار های زیادی داره و نمیتونه اینجا وایسه!” و بعدش دیگه اون یارو رو نمیبینی، همین♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟ (بحث داغ😁✨)
وگی: حتی از چارلی هم بیشتر! وگی برخلاف چارلی اصلاً سعی نمیکنه مخفی اش کنه. به محض اینکه با شخصی زیاد صمیمی بشی نیزه اش رو بیرون میکشه، به‌خصوص اگه گناهکاری باشه که نمیشناسه با چارلی اصلاً مشکلی نداره، هاسک و نیفتی هم همینطور. اما دوست نداره اگه ببینه آلاستور باهات صحبت میکنه یا حتی آنجل داست. معتقده که بخاطر کار کردنش برای والنتینو تو رو هم به اخلاق و رفتار گند اون شاپرک آلوده میکنه اما بهونه اصلی حسود بودنشه اما حتی برای اعضای هتل هم محدودیتی هست، فرض کن روی صندلی جلوی بار نشستی و داری با هاسک حرف میزنی. زیاد بهم نزدیک بشید؟ وگی یقه ات رو میگیره و میکشه عقب “هی y/n، فکر نمیکنی بوی الکل باعث میشه سردرد بگیری؟” هاسک فقط چشم هاش رو باریک میکنه، حرف دیگه ای ندارم. اما در اون حد هرگز خطرناک یا مخرب نمیشه! مخصوصاً اینکه برخلاف چارلی؛ وگی میگه که مثلاً از فلان گناهکاری که امروز باهاش حرف زدی اصلاً خوشش نمیاد و میخواد که دیگه دور و اطراف اون شخص نری. اول خواهش میکنه؛ اگه دید نمیشه تا یه مدت از بیرون رفتن منع میشی تا یاد بگیری که اون فقط بهترینا رو برات میخواد! وگی فقط کلافه است؛ اما باور کن اصلاً شدید نیست. همیشه صبر میکنه تا صحبتت تموم بشه بعد تو رو میبره♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟ (بحث داغ😁✨)
لوسیفر: اوه بیخیال! پادشاه اردکی گوگولی مگولی مثل دخترش چشم دیدن اینکه با شخصی دیگه ای گرم بگیری رو نداره! اما این بیشتر از حسادت از روی ترس محسوب میشه، نمیخواد رها اش کنی و یا دوباره تنها بمونه. اصلاً این اولین دلیلی بود که تورو دزدید و آورد پیش خودش دیگه چی انتظار داری؟! پس عملاً برای تو و دیگران حسادت محسوب میشه. لوسیفر هم چندان با اعضای هتل مشکلی نداره اما وقتی بحث آلاستور وسط بیاد اعصابش خط خطی میشه و از نشون دادن تک تک ویژگی های وحشتناک این مرد دریغ نمیکنه تا بترسونتت و بهت بگه نباید بهش اعتماد کنی. دیگه باید به این موضوع عادت کنی عزیزم، برای لوسیفر فقط خودش فرشته است و بقیه هیولا ان. (حالا اشاره کنید که یه فرشته سقوط کرده اس-) اگه به کسی زیاد نزدیک بشی یا اون گناهکار به تو نزدیک بشه اولین کاری که انجام میده وارد مکالمه شدنه، یا پشت سرت می ایسته یا درست کنارت و بازو ات رو میگیره. برخلاف چارلی، لوسیفر میتونه کمی برای ادامه مکالمه صبور باشه. درحالی که تو معذب شدی و شخص مقابل هنوز داره ادامه میده صبر این مرد ته میشکه و بال هاش رو باز میکنه. اون هشدار میده، از y/n من دور بمون! بعد با یکم غرغر تو رو هم با خودش میبره ازش خرده بگیر؟ با نگاه اردکی مسخره اش رو به رو شو♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟ (بحث داغ😁✨)
آنجل داست: آنجل نمیتونه حسود باشه، نمیخواد که حسود باشه. اون فقط خودشو لایق حسادت نمیدونه… از اونجایی که خودش روزانه با چندین نفر رابطه داره و هرچند بخشی از کارشه اما متنفره که با این وضعیتش بخواد ادعا کنه که چون خودش فقط به تو اهمیت میده تو هم باید همینطور باشی. برای همین اگه با غریبه ای صحبت کنی سعی میکنه درگیر نشه، اون دور نشسته و با خودش کلنجار میره که باید جلوی مکالمه تون رو بگیره یا نه. در نهایت یه فکری نه چندان اشتباه اما عجیب به ذهنش میرسه. اون نمیتونه کاری کنه که فقط و فقط برای تو باشه، اما چرا نتونه کاری کنه که تو فقط برای خودش باشی؟ اصلاً به همین دلیل بود که تو رو دزدید، اون بهترین گناهکار نیست اما به نسبت بقیه برای کار هایی که میکنن قدیسه است! پس با یک اخم بزرگ روی صورتش بلند میشه و با تمام بازو های باریک و بلندش شونه هات رو میگیره “هی، ازش دور شو! برام مهم نیست تو کدوم خری هستی اما حق نداری به y/n من نزدیک بشی! بیا بریم توتس” و در نهایت با هزارجور احساس گناه و عصبانیت و حسادت که باهم مخلوط شدن تو رو باخودش میبره. اگه ازش ناراحت بشی عذرخواهی میکنه چون میدونه لیاقتش رو داره اما اگه این موضوع باز هم تکرار بشه کنار نمیکشه♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
این مورد رو از اونجایی که دوست دارم برای همه یک صفحه کامل نوشتم🌚 (اونموقع بیکار بودم*)
آلاستور: اوضاع اینجا با دیو رادیویی یکم عجیبه. اینطور نیست که بزاره زیاد از خط دید اش دور بشی یا بیرون بری که با شخص خاصی صحبت کنی پس اول اعضای هتل رو در نظر میگیریم. آلاستور با وگی و چارلی مشکلی نداره، تو که به‌هرحال وقت زیادی برای حرف زدن باهاشون نداری. آنجل رو هم همینطور، فقط اگه بخواد چیزی رو امتحان کنه با سایه های آلاستور طرف میشه. اون خوشش میاد که تو با نیفتی تعامل داشته باشی اما درمورد هاسک اینطور نیست. اون گربه بدخلق از تو خوشش میاد و به عنوان کسی که یجورایی توی شرایط خودش گیر کرده زیادی خوبی. اگه زیاد با هم دیگه صحبت کنید آلاستور فقط ظاهر میشه؛ با بزرگترین و معنا دار ترین لبخندی که هاسکر بیچاره تاحالا دیده. گربه غرغر میکنه و در یک ثانیه حالش عوض میشه: “اومدی با خودت ببریش؟” اونوقته که میفهمی آلاستور پشت سرت ایستاده. دیو رادیو با رزی مشکل خاصی نداره، اون زن از تو خوشش میاد. اما اگه گناهکار دیگه ای باشه؟ اصلا! آلاستور در کل از تعامل تو با غریبه خوشش نمیاد چه برسه به اینکه بزاره ادامه دار بشه. فوراً ظاهر میشه و دستش رو روی شونه ات میزاره، چهره شناخته شده و لبخندش فوراً باعث میشه اون گناهکار عقب نشینی کنه و حالا این تویی که میخوای از اعماق وجودت آه بکشی. آلاستور تو رو با خودش میبره و جرئت داری حرف بزنی؟ نه♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟ (بحث داغ😁✨)
وکس: اوه اوه اوه، وکس؟ وکس حسود ترین گناه کار توی جهنم محسوب میشه. این مرد از دیدن اینکه حتی والنتینو یا ولویت بخوان با تو گرم بگیرن خوشش نمیاد. در نتیجه اون چیکار کرده؟ تو رو مسئول کار های خیلی زیادی کرده تا وقت حرف زدن با کسی جز خودش رو نداشته باشی. خودخواهانه است میدونم، اما اینجا جهنمه و وکس یه گناه کاری بدتر از بقیه. پس انتظار چیز دیگه ای رو نداشته باش. از شروع یک روز جدید، بعد از اینکه از آسودگی سر صبح ات لذت بردی باید هزار جا بری. از سر تا سر وکس تک گرفته تا دفتر شخصی وکس که کسی واقعاً جز تو، خودش، والنتینو و ولویت اجازه رفت و آمد بهش رو ندارن. پس این از اعضای وکس تک، به‌علاوه اینکه تک تک رفت و آمد و صحبت های تو ضبط و ذخیره میشه. وکس حتی اگه اون لحظه وقت تماشا کردن نداشته باشه در آخر روز اینکار رو دور از دید تو انجام میده. اما درمورد یک مهمون یا شخص خارجی؟ گفتم که تو مسئولیت های زیادی داری پس با مهمون ها و گناهکار های زیادی هم در ارطبات هستی که بیشترشون خویشتن داری بلد نیستن و نمیدونن نباید روی کسی که یک گردنبند با نام مخصوص وکس داره چشم داشت. به محض اینکه وارد یک تعامل یا گفت و گوی شدید یا ناراحت‌کننده بشید دو اتفاق می افته. یا ربات امنیتی که وکس طراحی کرده (شکل کوسه است*) میاد اونجا و یا خودش شخصاً اون یارو رو میندازه بیرون… همین♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
چقدر میتونن حسودی کنن یا حسود باشن؟ (بحث داغ😁✨)
ولویت: ولویت هم تقریباً به اندازه وکس میتونه حسود باشه اما واقعاً بستگی به حال و احوال اون روز اش داره. اگه حالش بد باشه میتونه در هر لحظه مثل یک سگ پارس کنه و دیوونه باشه. داری خیلی معمولی با وکس یا ول صحبت میکنی؟ خب اون میاد و درحالی که داره زیر لب غرغر میکنه تو رو میکشه و با خودش میبره تا به یک جلسه طولانی عروسک بازی (تو عروسک هستی*) برسید. یجورایی از بین بردن عصبانیتش اما اگه توی اون حال عصبانی اش داری با یه غریبه یا مهمون یا حتی یکی دیگه از اعضای کارگاه زیادی صحبت میکنی، ممکنه تفنگش رو بیرون بکشه “هی از y/n دور بمون عوضی!!!” و بعد تو رو با خودش، میبره. ادامه اش هم مثل سناریو قبلی… ولی فرض میکنیم توی بهترین شرایط احساسی ممکن قرار داره. در اون صورت موقع صحبت با بقیه اعضای «وی» هیچ مشکلی نداره. یکم به دیوار تکیه میده و با موبایل اش ور میره تا صحبتتون تموم بشه و اصلاً مداخله هم نمیکنه اگه گناهکاری غریبه باشه فقط دور وایمیسه و زیر لب غرغر میکنه. ولویت بیشتر از بقیه به تعاملات تو اهمیت میده پس تا وقتی که طرف مقابل دست به کار خاصی نزده نزدیک نمیشه و تورو نمیبره♥
یه صفحه کامل برای همه، خوش میگذره؟
وایسا فکر کنم یه جاهایی رو سانسور نکردم-
به جنبه اتون اعتماد میکنم👍🏻 (امیدوارم فردا نریم روی هوا*)
آرت هام توی کتاب درسی هامه... باور میکنید اگه بگم حالش رو ندارم؟ باشه برای فردا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا