𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
یک نقطه نرم…؟
ولویت:
نقطه نرم این زن هم خیلی سخت پیدا میشه!
خیلی خیلی سخت!
اما بعد از یه مدت طولانی فکر کردن به این نتیجه میرسی که اون خیلی شبیه به وکس عه!
درسته که مثل اون تشنه تعریف و تمجید نیست اما اگه طرح های لباسش رو تأیید کنی یا به کوچیک ترین جزئیات زیبایی که به آرایش یا لباسش اضافه کرده دقت کنی، میتونی کم کم اعتمادش رو جلب کنی
بعد از اینکه موفق شدی، ولویت باز هم تا حدودی بد بینه اما بالاخره نرم میشه.
حالا فرض میکنیم تو شروع به استفاده از این شکاف باز شده میکنی، قبل از اینکه دستت به بیرون برسه شکاف جلوی چشم هات بسته میشه.
ولویت ناامن حواسش رو بدون اینکه بفهمی روی تو جمع کرده بود و با دیدن کوچکترین حرکتی که نشون از خیانت و فرار باشه فوراً دست به کار شد
متأسفانه تو دیگه اعتماد کاملش رو نداری، اون فقط یه بار کاملاً به یک نفر اعتماد میکنه♥
#hazben_hotel
یه دیوونه ای در گوشم داره زمزمه میکنه امشب یه سناریو با خرس مورد علاقه ام بنویسم (فانتایم فردی*)
اهم
من خودم در حال حاضر مغز ندارم برای ایده، میرم کارام رو انجام بدم وقتی اومدم شروع میکنم نوشتن
هرچی ایده کثیف تر بهتر >:)
اصلا وحشتناک ترین و یاندره ترین و کثیف ترین ایده ای که به ذهنتون میاد رو بگید، حد مرز نزارید ببینم چقدر ذهن های بازی دارید😂😁🤣
تو ناشناس منتظرتونم 3: