eitaa logo
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
22 دنبال‌کننده
24 عکس
0 ویدیو
0 فایل
به، سلام 3: اینجا بنده کمی فن فیکشن و آرت y/n x میزنم، درخواستی هم البته که قبوله >:) خلاصه هرچی شما بگی👍🏻 اینم لینک~ https://abzarek.ir/service-p/msg/2516802
مشاهده در ایتا
دانلود
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
pov: باعث شدن گریه کنی؟؟؟؟؟!!
لوسیفر: وااای! تو از پادشاه جهنم چه انتظاری داری؟ انتظار داری کاری کنه گریه کنی؟ البته که نه! به‌هرحال اون پدر چارلیه؛ پس شبیه به هم دیگه ان همونطور که برای چارلی نوشتم، ممکنه مدام درحال بی توجهی و چرت و پرت گفتن یا محکم کشیدن تو باشه تا وقتی که هق هق کنی و بفهمه. با اینحال لوسیفر حتی بیشتر وحشت زده است، نمیدونه با تو و خودش و دستاش چیکار کنه پس اول جوجه اردک پلاستیکی رو میاره تا خودش و خودت رو آروم کنه… از اونجایی که اون بیشتر از تو وحشت زده اس یکم طول میکشه تا بفهمه دوباره داره مسخره بازی در میاره و درحالی که خودشو لعنت میکنه یه آغوش گرم بهت میده و عذرخواهی میکنه♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
pov: باعث شدن گریه کنی؟؟؟؟؟!!
آلاستور: البته که در آوردن اشک ات عمدیه!! به طور عمد کاری میکنه بزنی زیر گریه و تو اینکارو میکنی. گاهی اوغات حتی غیر عمدی اتفاق می افته. اما دیو رادیویی زره ای پشیمونی نشون نمیده. ممکنه مسخره کنه و البته همراه با تمسخر ترحم که حتی بدتر از اون هست هم نشون بده. دستش رو روی شونه ات میزاره یا با محبت سرت رو نوازش میکنه اگه شرایط عمدی نبوده باشه خیلی نامحسوس جبران میکنه اما اگه عمدی بوده باشه اشک ریختنت رو تماشا میکنه چون معتقده اشک های تو فقط متعلق به خودشن♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
pov: باعث شدن گریه کنی؟؟؟؟؟!!
وکس: وکس هم مثل آلاستور، زیاد باعث میشه گریه کنی اما در عوض عمدی نیست. فقط سرت داد میزنه یا فشار و آسیب جسمی وارد میکنه و باعث میشه سردرد بگیری و گریه کنی برای چند ثانیه نگاهت میکنه و وقتی بالاخره سیم های مغزش تکوّن میخورن میفهمه چی داره میشه. با ناامیدی و تقریباً مسخره کردن تو و خودش زیر لب غرغر میکنه و دستش رو روی صفحه نمایشش میکشه بعدش خم میشه و سعی میکنه با گرفتن شونه هات آروم ات کنه. یه چیزی مثل «هی الآن واقعاً داری گریه میکنی؟؟ خداوکیلی؟» چون احمقه و نمیدونه باید چیکار کنه. سرت رو میچسبونه به سینه اش یا سعی میکنه موسیقی آرام بخش برات پخش کنه. بعداً هم توی گوگل سرچ میکنه که وقتی یکی داره گریه میکنه باید چیکار کرد و برای جبران بهت هدیه میده♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
pov: باعث شدن گریه کنی؟؟؟؟؟!!
ولویت: ولویت هم راستش… دلیلی نداره که باعث بشه گریه کنی. یه جور شرایط چند طرفه عجیب و غریبه. مثلاً ممکنه سر ات داد بزنه یا انقدر محکم بکشتت اینطرف و اونطرف که درد ات بگیره یا فقط چون حالش بده درمورد اینکه چرا فلان لباسی که بهت داده رو نمیپوشی ازت عصبانی شه. … بله میدونم ولویت خیلی دمدمی مزاج عه. اما وقتی بزنی زیر گریه بیشتر عصبانی میشه، یجورایی هم از تو و هم از خودش. چون اشک هات و جوری که هق هق میکنی باعث میشه بخواد یکی رو بکشه آه میکشه و فوراً بغل ات میکنه. “باشه باشه ببخشید عروسک، نمیخواد انقدر لوس بشی” میدونه که لوس نیستی و کارش اشتباه بوده ولی فقط مغروره و نمیگه♥
اینم از قسمت دو... باع 3:
وقتشه واقعا فن فیک هامو ادامه بدم.. تف
بانی واقعا یکی از انیماترونیک های مورد علاقمه خسته، راک استار، پرخاشگر... قیافه اش شبیه یه نوجوون ایمو عوضیه
صبح بخیر~! به مناسبت اینکه بیست تا شدیم باید چیکار کنم...؟ شما بگید چی میخواید 😄
سعی کردم مشابه انتخاب کنم، تغییر میدم بعدا ایشالا😁
مهم نیست، بهرحال بانی عالیه~
خب، از اونجایی که الآن پای کامپیوتر هستم و میترسم غروب این فرصت نباشه بخش سوم هازبین هتل رو ارسال میکنم 3: